رد شدن به محتوای اصلی

برنامهٔ فضایی مخفی (SSP): مأموریت بشریت در ماتریکس کیهانی




تاریخچهٔ محرمانه — منبع: کبرا / پورتال ۲۰۱۲ 

(Cobra / 2012portal)


برنامهٔ فضایی مخفی؛ نگهبان زندان بشریت


«برنامهٔ فضایی مخفی» در واقع چه بود، چه کسانی آن را ساختند، برای چه هدفی ساخته شد، و چرا افرادی که در داخل آن حضور داشتند، آخرین کسانی بودند که می‌توانستند حقیقت را دربارهٔ آن به شما بگویند.


درک سلسله‌مراتب اطلاعات — ابتدا این را بخوانید

همهٔ منابع دربارهٔ برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) از اعتبار و وزن یکسانی برخوردار نیستند. جایگاه هر منبع در ارتباط با ساختار کنترل، تعیین می‌کند که آن منبع تا چه اندازه می‌توانسته به تصویر واقعی و کامل ماجرا دسترسی داشته باشد. این موضوع حمله یا انتقاد از افراد نیست؛ بلکه یک واقعیت ساختاری است.

_____________________________

بالاترین میزان اعتبار

جنبش مقاومت (Resistance Movement)

از کنترل ذهنی ایلومیناتی آزاد شد. یک تمدن مستقل و خودمختار ایجاد کرد. دارای اتحاد و همکاری مستقیم با فدراسیون کهکشانی است. تحت «کدکس کهکشانی» (Galactic Codex) و به‌عنوان یک رویهٔ معنویِ زیسته فعالیت می‌کند. اطلاعات در سطح فدراسیون کهکشانی را دریافت می‌کند؛ اطلاعاتی که از ساختار کنترل تاریکی عبور نکرده و فیلتر نشده است.

● ملاحظات مهم:

۱. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹، کیمرا یک جنگ فعال اطلاعات نادرست علیه جنبش مقاومت به راه انداخت و با موفقیت اطلاعات نادرستی را وارد جریان اطلاعات کرد که باعث ایجاد برخی تناقض‌ها در اطلاعات منتشرشده در آن دوره شد.

۲. نفوذ یسوعی‌ها پس از سال ۲۰۱۲ از طریق برنامهٔ فضایی مخفی / سیارهٔ X شناسایی شد و در اوت ۲۰۲۵ به‌طور کامل پاکسازی گردید.

۳. در اکتبر ۲۰۲۳، به دلیل آسیب‌های ناشی از جنگ، ۴۰ درصد از اعضای جنبش مقاومت برای طی کردن روند بهبودی از فعالیت‌ها خارج شدند.

جنبش مقاومت اکنون به‌طور کامل تحت فرماندهی فدراسیون کهکشانی بازسازی و سازمان‌دهی شده است.

_____________________________

تصویر ناقص

رهبری / جناح‌های برنامهٔ فضایی مخفی (SSP)

اطلاعات بیشتری نسبت به نیروهای سطح پایین و پرسنل عادی در اختیار داشتند، اما همچنان در چارچوب دستکاری‌های کمیرا فعالیت می‌کردند. اطلاعات عمداً از بالا به بخش‌های جداگانه تقسیم و تکه‌تکه شده بود. هر جناح تنها بخش مربوط به حوزهٔ فعالیت خودش را می‌دید. حتی مقامات ارشد نیز از وجود کمیرا در سطوح بالاتر از خود آگاه نبودند.

_____________________________

بیشترین میزان سازش و دستکاری‌شدگی

پرسنل برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) / ابرسربازان (Supersoldiers)


تحت برنامه‌ریزی ذهنی مبتنی بر تروما قرار گرفته بودند. عمداً در برابر نیروهای فرازمینی مثبت قرار داده شده بودند. آن‌ها فقط مأموریت، جناح و دستورهای خود را می‌دانستند. بیشتر آن‌ها واقعاً باور داشتند که از زمین دفاع می‌کنند. اما چنین نبود.


دیدگاه یک ابرسرباز برنامهٔ فضایی مخفی نسبت به منظومهٔ شمسی، مانند دیدگاه یک نگهبان زندان نسبت به نظام قضایی است؛ او راهروی خود، شیفت کاری خود و دستورهایش را می‌بیند، اما نمی‌بیند چه کسی زندان را ساخته است یا اینکه نیروهای آزادی‌بخش پیشاپیش بخش عمده‌ای از آن را پاکسازی کرده‌اند.

_____________________________

بخش 1

خاستگاه‌ها — قدیمی‌تر از آن چیزی که به شما گفته‌اند

برنامهٔ فضایی مخفی با نازی‌ها، حادثهٔ رازول یا عملیات پیپرکلیپ آغاز نشد. ریشه‌های آن به پروس در دههٔ ۱۸۲۰ بازمی‌گردد؛ یک برنامهٔ نظامیِ محرمانه که چنان بخش‌بندی و تفکیک شده بود که تقریباً هیچ‌کس از وجود آن اطلاع نداشت. پروس یکی از پیشرفته‌ترین نیروهای نظامی از نظر علمی در دوران خود بود و نخستین بذرهای یک تلاش فضایی مخفی در همین‌جا کاشته شد؛ بسیار پیش از اتحاد آلمان و بسیار پیش از جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۱ بود.

پلیدین ها فرصتی را مشاهده کردند. آن‌ها شروع به برقراری تماس تله‌پاتیک با افرادی در آلمان کردند و به آن‌ها الهام بخشیدند تا برای ساخت سفینه‌های فضایی تلاش کنند. نمونه‌های اولیهٔ آن‌ها ابتدایی بودند و کار نمی‌کردند. اما نیت، مثبت بود؛ تلاشی واقعی برای کمک به بشریت تا از محدودهٔ قرنطینه‌ای که ۲۵ هزار سال پیش پیرامون این سیاره ایجاد شده بود، فراتر برود.

در اوایل قرن بیستم، این تماس مستقیم‌تر شد. پلیدین ها ــ به‌طور مشخص از منظومهٔ ستاره‌ای آلدبران ــ با ماریا اورسیچ، یک واسطهٔ روحیِ بااستعداد، ارتباط برقرار کردند؛ فردی که دستورالعمل‌های فنی مربوط به ساخت سفینه‌های فضاییِ عملیاتی را دریافت و منتقل می‌کرد. گروهی که حول این فعالیت شکل گرفت، با نام «انجمن وریل» (Vril Society) شناخته شد. امکان ساخت یک سفینهٔ فضایی عملیاتی و برقراری یک تماس نخستینِ آشکار با پلیدین ها، واقعاً وجود داشت.

زنان انجمن وریل (Die Vrilerinnen) — ماریا اورسیچ و همکاران، ۱۹۲۲–۱۹۴۵.
تماس‌های پلیدین ها–آلدباران ها که مأموریتی مثبت داشتند، اما توسط کمیرا و یسوعی‌ها منحرف و ربوده شدند.


گروه کیمرا ــ کنترل‌کنندگان رأسِ تاریکی در این منظومهٔ شمسی ــ در حال نظارت بود. هنگامی که آن‌ها مشاهده کردند این برنامه تا چه اندازه به شکستن و گشودن قرنطینه سیاره زمین نزدیک شده است، مداخله کردند. آن‌ها جناح‌هایی از دراکونی ها را از تبت فرستادند تا با کارل هاوسهفر، که در شرق سفر می‌کرد، تماس برقرار کنند. کارل هاوسهفر به آلمان بازگشت، با هیتلر ارتباط برقرار کرد و کنترل کیمرا بر برنامهٔ آلمان تثبیت شد. روتشیلدها از طریق هیتلر نفوذ کردند. یسوعی‌ها نیز دستورکار خود را بر این ساختار تحمیل کردند. دراکوها در ازای به‌دست گرفتن کنترل، فناوری در اختیار آن‌ها قرار دادند.

پلیدین ها یک تلاش نهایی انجام دادند؛ آن‌ها با هیتلر توافق‌نامه‌ای امضا کردند و در ازای وعدهٔ او برای آغاز نکردن نسل‌کشی، فناوری در اختیارش قرار دادند. هنگامی که هیتلر در حدود سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۲ آن توافق را نقض کرد، پلیدین ها تمام تماس‌های خود را قطع کردند. پس از آن، دراکوها فناوری را مستقیماً در اختیار او قرار دادند. آنچه در ادامه رخ داد، جنگ جهانی دوم بود؛ جنگی نیابتی میان امپراتوری دراکو و فدراسیون کهکشانی، که لنگر فیزیکی آن بر سیارهٔ زمین قرار داشت.

هنگامی که جنگ پایان یافت، پلیدین ها زنان انجمن وریل را در یک پروژهٔ مخفی با نام رمز «Niemand bleibt hier» ــ به معنای «هیچ‌کس اینجا نمی‌ماند» ــ از سطح زمین نجات دادند.

_____________________

بخش 2

عملیات پیپرکلیپ و معماری شرکتی


پس از پیروزی متفقین، حدود ۲٬۰۰۰ نفر از دانشمندان و عوامل ارشد نازی از طریق عملیات پیپرکلیپ (Operation Paperclip) به ایالات متحده منتقل شدند. این افراد ستون فقرات چیزی را تشکیل دادند که بعدها به «دولت سایه» تبدیل شد.

برنامهٔ نازی‌ها در طول جنگ به دو شاخه تقسیم شده بود. ورنر فون براون (Wernher von Braun) رهبری شاخهٔ رسمی را بر عهده داشت؛ شاخه‌ای که جذب مجتمع نظامی-صنعتی ایالات متحده شد و به چهرهٔ آشکار هم ناسای عمومی و هم برنامهٔ مخفی «نگهبان خورشیدی» (Solar Warden) تبدیل گردید.

شاخهٔ عمیق‌تر، به رهبری هانس کامرل (Hans Kammler) و با همکاری یک تمدن جداشدهٔ دراکوییِ زیرزمینی موسوم به «مردان سبز» (Green Men)، در حال ساخت پایگاه‌هایی در گرینلند، آرژانتین و قطب جنوب بود و در نهایت پایگاه‌هایی در ماه، مریخ و سیارک‌ها نیز ایجاد کرد. تمامی این مستعمرات فضایی نازی‌ها در اواسط دههٔ ۱۹۵۰ توسط ناوگان دراکو/خزندگان نابود شدند.

زیرساخت شرکتی این برنامه از طریق شرکت‌هایی مانند هالیبرتون (Halliburton)، بکتل (Bechtel)، رند (Rand)، ساندیا (Sandia)، واکن‌هات (Wackenhut)، مورتون تیُوکول (Morton Thiokol)، ریتیان (Raytheon) و بلک‌واتر (Blackwater) اداره می‌شد.

فردی که پشت پرده قرار داشت، جان دیل هالپرن (John Dale Halpern) بود؛ شرکتی که به‌عنوان پوشش در اختیار او بود، به‌طور هم‌زمان هالیبرتون، مونسانتو (Monsanto)، ریتیان و آکادمی (Academi) را کنترل می‌کرد.

در رأس زنجیرهٔ فرماندهی انسانی، «چهار نفر نامقدس» قرار داشتند: بوش پدر، کیسینجر، رامسفلد و چینی؛ افرادی که در سوابق اطلاعاتی به‌عنوان موجودات دراکونی ها معرفی شده‌اند که ۲۶ هزار سال پیش در قالب انسان تجسد یافته‌اند.

دیک چینی سمت رهبری «شرکت مریخ» (Mars Corporation) را در اختیار داشت و ادعا می‌کرد مالک بدهی سیاره‌ای است که زمین به «تمدن جداشده» بدهکار است؛ بدهی‌ای که از طریق نظام بانکداری مرکزی روتشیلدها وصول می‌شد.

__________________________

بخش 3

چگونه تأمین مالی شد — پول شما، زندان شما

طلای یاماشیتا — صدها هزار تُن طلا از طریق برنامه‌های معاملاتی به جریان افتاد تا هزینهٔ ساخت پایگاه‌های زیرزمینی در سراسر جهان را تأمین کند.


● ۱۹۳۴ — قانون ذخیرهٔ طلا (Gold Reserve Act)

طلای متعلق به افراد خصوصی، تحت پوشش سیاست‌های اقتصادی، از جمعیت آمریکا مصادره شد. این طلا، نخستین موج توسعهٔ فناوری‌های مخفی پس از پیمان‌های دراکو در سال ۱۹۳۴ را تأمین مالی کرد.


● عملیات گلدن لیلی (Operation Golden Lily)

عملیاتی که توسط یسوعی‌ها سازمان‌دهی شد. ژنرال یاماشیتا یک مهرهٔ دست‌نشانده بود. پس از جنگ جهانی دوم، صدها هزار تُن طلای یاماشیتا وارد برنامه‌های معاملاتی شد و هزینهٔ ساخت شبکهٔ عظیم پایگاه‌های زیرزمینی در سراسر جهان را تأمین کرد.


● حقوق شما

هر انسان روی این سیاره تقریباً ۲۵ درصد از حقوق خود را از طریق برداشت و انحراف سیستماتیک پول مالیات‌دهندگان به این پروژه‌های مخفی اختصاص داد؛ پروژه‌هایی که برای حفظ زندانی بودن خودِ آن‌ها طراحی شده بود.


● بودجهٔ سیاه (The Black Budget)

دونالد رامسفلد یک روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر اعلام کرد که مبلغ ۲٫۳ تریلیون دلار از هزینه‌های پنتاگون قابل حسابرسی و ردیابی نیست. بخش عمدهٔ شواهدی که این پول را به برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) مرتبط می‌کرد، در جریان این حمله از بین رفت. کابال برای ادامهٔ فعالیت‌های خود به حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار در روز نیاز داشت.

_____________

یسوعی‌ها نقش مشخص و مستندی در این ساختار ایفا کردند. یکی از دلایل اصلی طراحی و سازمان‌دهی جنگ جهانی دوم، اجرای یک غارت جهانی طلا بود؛ غارتی که هدف آن تأمین مالی برنامه‌های بودجهٔ سیاه موردنیاز برای حفظ وضعیت قرنطینهٔ سیاره زمین بود.

ایجاد سازمان‌های سیا (CIA)، آژانس امنیت ملی (NSA)، دفتر شناسایی ملی (NRO) و آژانس ملی اطلاعات مکانی (NGA) توسط یسوعی‌ها، هر یک کارکرد مشخصی در زمینهٔ سرکوب داشت:


● سازمان سیا (CIA): برای روی کار آوردن حکومت‌های همسو با یسوعی‌ها و سرکوب تماس با موجودات فرازمینی مثبت؛

● آژانس امنیت ملی (NSA) : برای نظارت بر تمام ارتباطات الکترونیکی به‌منظور یافتن هرگونه نشانه‌ای از ارتباط با موجودات فرازمینی؛

● دفتر شناسایی ملی (NRO): برای نظارت بر سطح سیاره به‌منظور شناسایی هرگونه تماس با موجودات فرازمینی مثبت و اطلاع‌رسانی به نیروهای نظامی منفی تا آن تماس را از بین ببرند؛


● آژانس ملی اطلاعات مکانی (NGA) : برای نقشه‌برداری کامل از سطح سیاره زمین با هدف کنترل کامل آن.

دانشگاه جورج‌تاون به‌عنوان مرکز اصلی برنامه‌ریزی و آموزش یسوعی‌ها عمل می‌کرد؛ بسیاری از مدیران سیا در آنجا آموزش دیده بودند.

___________________

بخش 4

هدف واقعی — نه دفاع؛ بلکه زیرساخت تهاجم

حقیقت اصلی — برنامهٔ فضایی مخفی واقعاً برای چه هدفی بود

هدف پنهان برنامهٔ فضایی مخفی این بود که سیاره را برای به‌دست گرفتن کامل کنترل آن توسط دراکونی ها/خزندگان آماده کند. هر پایگاهی که ساخته شد، هر دلاری که به سرقت رفت، و هر ابرسربازی که تحت برنامه‌ریزی ذهنی قرار گرفت، همگی در خدمت یک هدف نهایی بودند: تهاجم آرکون در سال ۱۹۹۶؛ تهاجمی که طی آن قرار بود زمین به خانهٔ اصلی جدیدِ تاریکی و مهم‌ترین پایگاه مستحکم امپراتوری اوریون/دراکو/خزندگان تبدیل شود.


در سال ۱۹۳۴، نمایندگان امپراتوری دراکو به‌طور مستقیم با رهبران جهان تماس برقرار کردند و پیمان‌های مخفی‌ای را امضا کردند که در ازای به بردگی گرفتن جمعیت گستردهٔ انسانی، فناوری پیشرفتهٔ نظامی را پیشنهاد می‌کردند. از آن زمان به بعد، ساخت یک زیرساخت عظیم برای تبدیل این سیاره به یک زندان، به‌طور جدی آغاز شد.

برنامهٔ «نگهبان خورشیدی» (Solar Warden) و برنامهٔ فضایی مخفیِ شرکتی (Corporate SSP)، پیش از سال ۱۹۹۶، اساساً دو روی یک سکه بودند؛ هر دو از بالا توسط «چهار نفر نامقدس» و در نهایت توسط گروه کیمرا کنترل می‌شدند.

به ابرسربازان گفته می‌شد که در برابر یک تهدید بیگانه از زمین دفاع می‌کنند. اما مأموریت واقعی کاملاً برعکس بود: ساخت زیرساخت مشترک انسانی/دراکو در سراسر منظومهٔ شمسی، به‌منظور فراهم کردن زمینه برای تهاجم دراکو.


تأسیسات زیرزمینی و شبکهٔ تونل‌های مستندشدهٔ دولت ایالات متحده — تا اواسط دههٔ ۱۹۹۰، حدود ۱۲۰ پایگاه تنها در ایالات متحده و ۴۰۰ پایگاه در سراسر جهان وجود داشت. این تأسیسات با استفاده از طلای به‌سرقت‌رفته و منابع مالیِ منحرف‌شده از پول مالیات‌دهندگان ساخته شدند تا به‌عنوان زیرساختی برای تهاجم مورد استفاده قرار گیرند.


تا اواسط دههٔ ۱۹۹۰، تقریباً ۱۲۰ پایگاه نظامی زیرزمینی عمیق در ایالات متحده به‌تنهایی و حدود ۴۰۰ پایگاه در سراسر جهان وجود داشت. تاریخ اولیهٔ تعیین‌شده برای تهاجم، سال ۲۰۰۰ بود. اتحاد دراکو زودتر اقدام کرد و تهاجم خود را در اواخر سال ۱۹۹۵ آغاز نمود؛ سپس انتقال کامل در ۱۱ ژانویهٔ ۱۹۹۶ انجام شد. در همان روز، فیل اشنایدر ــ که به‌طور علنی دربارهٔ پایگاه‌های زیرزمینی صحبت می‌کرد ــ کشته شد. بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹، حدود ۵۰۰ میلیون موجود خزنده وارد بدن‌های انسان‌نمای شبیه‌سازی‌شده در داخل آن پایگاه‌های زیرزمینی شدند. زمین به خانهٔ اصلی جدیدِ تاریکی تبدیل شده بود.

______________________

«برنامه‌های فضایی" سولار واردن «نگهبان خورشیدی» (Solar Warden) و برنامهٔ فضایی مخفی شرکتی، به‌عنوان یک اسب تروا برای تهاجم دراکو عمل می‌کردند... آن‌ها در حال آماده‌سازی پایگاه‌های نظامی زیرزمینی عمیق برای تهاجم دراکو بودند. آن‌ها زیرساخت‌هایی را در کمربند سیارکی برای تهاجم دراکو آماده می‌کردند. آن‌ها انبارهای نظامی را در شارون آماده می‌کردند... تهاجم آرکون در سال ۱۹۹۶، هدف اصلی بود.»

— کبرا، جنبش مقاومت

______________________

اگر آن تهاجم موفق نمی‌شد ــ اگر انتقال سال ۱۹۹۶ متوقف می‌شد ــ آزادسازی سیاره تا امروز به‌طور کامل رخ داده بود. تمام ساختار و تشکیلات برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) برای ممکن ساختن همان یک رویداد و سپس حفظ تمرکز قدرتی که در پی آن شکل گرفت، وجود داشت.

ابر‌سربازانی که در این برنامه به کار گرفته شدند، نیروهای استخدام‌شدهٔ تصادفی نبودند. آن‌ها عمدتاً «استارسید»ها (Starseeds) بودند؛ موجوداتی با بالاترین ظرفیت ذاتی برای رشد معنوی و برقراری ارتباط با کنفدراسیون کهکشانی. هدف قرار دادن آن‌ها برای برنامه‌ریزی ذهنی مبتنی بر تروما، مشابه روش‌های ام‌کی‌اولترا (MKUltra)، دو هدف را هم‌زمان دنبال می‌کرد: موجوداتی را که بیشترین توانایی را برای کمک به آزادسازی داشتند، به عوامل فعال سرکوب تبدیل می‌کرد؛ و اطمینان حاصل می‌کرد که آن‌ها به‌طور مشخص علیه نیروهای مثبت فرازمینی برنامه‌ریزی شوند؛ نیروهایی که نمایانگر خاستگاه و آزادی خودِ آن‌ها بودند.

مقیاس این برنامه‌ریزی به‌طور دقیق مستند شده است. در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، اکثریت قریب به اتفاق «کارکنان نور» (Lightworkers) و «جنگجویان نور» (Lightwarriors) در پایگاه‌های نظامی زیرزمینی تحت برنامه‌ریزی ذهنی مبتنی بر تروما قرار گرفتند. این برنامه‌ریزی عمومی و کلی نبود؛ بلکه هدفمند بود. بسیاری از آن‌ها به‌طور مشخص علیه نیروهای نورِ کنفدراسیون کهکشانی برنامه‌ریزی شدند. بسیاری دیگر نیز علیه افراد کلیدی مشخصی که در فرآیند آزادسازی سیاره نقش داشتند، برنامه‌ریزی شدند.

برای بسیاری از این افراد، خاطرات مربوط به آن برنامه‌ریزی تنها زمانی شروع به آشکار شدن خواهد کرد که ایمپلنت‌ها به‌تدریج قدرت خود را از دست بدهند. این بدان معناست که بخش قابل‌توجهی از جامعهٔ معنوی و آلترناتیو، بدون آنکه خودشان از این موضوع آگاه باشند، تحت تأثیر برنامه‌ریزی فعال فعالیت کرده‌اند؛ برنامه‌ریزی‌ای که دقیقاً علیه منابع و نیروهایی هدایت شده بود که بیشترین توانایی را برای ارائهٔ اطلاعات دقیق دربارهٔ ماهیت واقعی برنامهٔ فضایی مخفی داشتند.

نمایشی از زیرساخت‌های برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) که در کمربند سیارکی ساخته شده بودند؛ این زیرساخت‌ها به‌عنوان پایگاه‌های آماده‌سازی و استقرار برای تهاجم دراکو در سال ۱۹۹۶ آماده شده بودند. بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، نبردهای شدید آزادسازی در این منطقه جریان داشت.

________________________

بخش 5

گروه کیمرا — فراتر از تمامی جناح‌های برنامهٔ فضایی مخفی (SSP)

پرده (The Veil) — یک حصار الکترومغناطیسی اسکالر که ۲۵ الا ۲۶ هزار سال پیش توسط گروه کیمرا در اطراف سیاره زمین ایجاد شد. هدف آن: جلوگیری از تماس با موجودات فرازمینی مثبت و منزوی کردن بشریت از جامعهٔ گسترده‌تر کهکشانی.


در بالاترین سطح، فراتر از تمامی جناح‌های برنامهٔ فضایی مخفی (SSP)، فراتر از «چهار نفر نامقدس» و حتی فراتر از خود امپراتوری دراکو، گروه کیمرا قرار داشت.

این همان لایه‌ای است که تقریباً هیچ‌یک از افراد داخلی SSP یا پژوهشگران سطح زمین نتوانسته‌اند آن را ببینند؛ زیرا وجود کیمرا در عمیق‌ترین لایهٔ سایهٔ ناخودآگاه جمعی قرار داشت؛ عمیق‌تر از MK Ultra، عمیق‌تر از MILABها و حتی عمیق‌تر از خود SSP.

کیمرا رهبران نیروهای تاریکی از کهکشان آندرومدا هستند. آن‌ها تقریباً ۲۵ الا ۲۶ هزار سال پیش، در بدن‌های فیزیکی انسان‌نما به زمین آمدند و این سیاره را قرنطینه کردند. آن‌ها یک حصار الکترومغناطیسی اسکالر ــ «پرده» (The Veil) ــ ایجاد کردند که عملاً مانع تماس با موجودات فرازمینی مثبت می‌شد. آن‌ها شبکه‌های عظیمی از شهرهای زیرزمینی ساختند و از دراکونیان‌ها به‌عنوان نگهبانان برده‌ها و از خزندگان به‌عنوان برده استفاده کردند و جمعیت سطح زمین را از زیر زمین کنترل می‌کردند. پایگاه‌های اصلی تاریخی آن‌ها در زیر آفریقا، چین و تبت قرار داشت.

کنترل عملیاتی کیمرا بر برنامهٔ فضایی مخفی مطلق، اما برای افرادی که درون آن فعالیت می‌کردند نامرئی بود. آن‌ها هر جناح را علیه جناح دیگر دستکاری می‌کردند، جریان تمام اطلاعات را کنترل می‌کردند، افراد کلیدی را به گروگان می‌گرفتند و از سلاح‌های ناشناخته‌ای به نام بمب‌های «استرنجلت» و «توپلت» به‌عنوان آخرین ابزار بازدارندگی خود استفاده می‌کردند؛ آن‌ها موقعیت‌های خود را با تهدید به منفجر کردن این بمب‌ها حفظ می‌کردند.

کنترل آن‌ها حتی به بدن فردی انسان‌ها نیز گسترش یافته بود: ایمپلنت‌های پلاسمایی ــ سیاه‌چاله‌هایی که در میدان‌های الکترومغناطیسی قدرتمند در حال چرخش بودند ــ در بدن هر انسان تجسدیافته نصب شده بودند و باعث پاک شدن خاطرات و قطع ارتباط افراد با روحشان می‌شدند. تراشه‌های زیستی فیزیکی ساخت شرکت زیمنس نیز در کنار هر ایمپلنت قرار داده شده بودند و به‌طور مداوم یک جریان صوتی-تصویری را به مرکز کنترل اصلی کیمرا ارسال می‌کردند.

خودِ قرنطینه سیاره زمین نیز توسط یک میدان تانسوریِ ناهنجاری زیرکوانتومی تقویت شده بود؛ میدانی آن‌قدر قدرتمند که درون خودش تا می‌خورد و یک منیفلد حلقه‌ای بسته تشکیل می‌داد و به این ترتیب، زندان را به‌صورت خودتقویت‌شونده حفظ می‌کرد.

این میدان، سفر در فضای فوق‌بعدی (هایپراسپیس) را در نزدیکی سطح زمین غیرممکن می‌کرد. به همین دلیل، سفینه‌های فدراسیون کهکشانی که در نزدیکی سیاره فعالیت می‌کردند مجبور بودند در فضا-زمان معمولی حرکت کنند؛ جایی که امکان شناسایی و سرنگونی آن‌ها وجود داشت. این سفینه‌های سرنگون‌شده، از سال ۲۰۲۳ به بعد، به موضوع افشاگری‌های عمومی و رسانه‌ای تبدیل شدند.

__________________________

بخش 6

تصمیم سال ۱۹۵۴ — دو راهی سرنوشت‌ساز


در ۲۰ فوریهٔ ۱۹۵۴، رئیس‌جمهور آیزنهاور در پایگاه نیروی هوایی ادواردز با نمایندگانی از پلیدین ها و فرماندهی آشتار دیدار کرد. این دیدار یک فرصت واقعی بود؛ نیروهای مثبت فرازمینی پیشنهاد همکاری و مسیری به‌سوی ادغام مسالمت‌آمیز با جامعهٔ کهکشانی را ارائه می‌دادند.

تحت فشار نیروهای نظامی منفی، آیزنهاور مجبور شد توافق‌نامهٔ پلیدین ها را رد کند. سپس در عوض، با نژادهای منفی زتا و دراکو پیمانی امضا کرد؛ پیمانی که در ازای حمایت فنی از مجتمع نظامی-صنعتی، به آن‌ها اجازه می‌داد پایگاه‌های زیرزمینی در زمین بسازند و آدم‌ربایی‌های محدود انسانی را برای برنامه‌های زیستی انجام دهند.

عکس‌ها و فیلم‌هایی که از سفینه‌های پلیدین ها در جریان دیدار پایگاه نیروی هوایی ادواردز گرفته شده بود، بعدها در کتابخانهٔ واتیکان نگهداری و محفوظ شد. اسقف مک‌اینتایر از لس‌آنجلس، که در این دیدار حضور داشت، گزارش این رویدادها را به یسوعی‌ها ارائه کرد.

در آزمایش هسته‌ای کَسِل کون (Castle Koon) در سال ۱۹۵۴، فدراسیون کهکشانی توانایی‌های خود را با کاهش تقریباً ۹۰ درصدی قدرت انفجاری یک بمب گرماهسته‌ای به نمایش گذاشت.

اما مجتمع نظامی-صنعتی به‌جای آنکه این اقدام را نشانه‌ای از قدرت صلح‌آمیز تلقی کند، از نژاد فرازمینی «سفیدپوستان قدبلند» (Tall Whites) هراسید و نیروهای خود را در برابر آن‌ها متحد کرد؛ دقیقاً همان نتیجه‌ای که کیمرا از پیش مهندسی کرده بود.

از آن نقطه به بعد، نیروهای نظامی منفی در سراسر جهان حول یک هدف مشترک متحد شدند:

حفظ وضعیت قرنطینه سیاره زمین.

______________________

بخش 7

واکنش نیروهای آزادی‌بخش — نیروهای نور چه کردند


جنبش مقاومت(R.M) ــ که پیشگام آن «سازمان» (The Organization) نام داشت ــ از اوایل سال‌های ۱۹۷۶–۱۹۷۷ از درون علیه برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) فعالیت می‌کرد؛ زمانی که یک سلول از نیروهای آن در داخل برنامهٔ «سولار واردن» (Solar Warden) مستقر شد.

جنبش مقاومت از یک تمدن جداشده در سیارهٔ X شکل گرفت؛ تمدنی که از اواخر دههٔ ۱۹۶۰ توسط افرادی از ابرسربازان SSP بنیان‌گذاری شده بود. این افراد در ابتدا تحت کنترل ذهنی ایلومیناتی قرار داشتند، اما سرانجام در سال ۱۹۹۹ از این کنترل رهایی یافتند.

افرادی که برای کمک به آزادسازی به زمین آمدند، نسل دوم ابرسربازان بودند و به‌طور کامل از تمام برنامه‌ریزی‌های باقی‌مانده رها نشده بودند؛ واقعیتی که به‌صراحت پذیرفته شده و نشان‌دهندهٔ صداقت فکری منبع است.


به‌روزرسانی مهم — ۴ سپتامبر ۲۰۲۵

از سال ۱۹۹۶، نیروهای تاریکی به‌طور گسترده در نیروهای نور نفوذ کرده بودند. گروه‌های نظامی مثبت، کلاه‌سفیدها (White Hats)، جناح‌های اشرافیت سفید، گروه‌های اژدهای مثبت و گروه‌های مثبت تمپلار، تقریباً همگی به‌شدت توسط عوامل تاریکی مورد نفوذ قرار گرفتند؛ تا جایی که بیشتر این گروه‌ها دیگر کارکرد مؤثری نداشتند.

خودِ جنبش مقاومت نیز پس از سال ۲۰۱۲ توسط عوامل یسوعی مورد نفوذ قرار گرفت؛ این عوامل از طریق SSP و سپس سیارهٔ X وارد شدند و به اربابان خود در اشرافیت سیاه گزارش می‌دادند. آن‌ها جناح مقاومتِ X را تا حدی تحت کنترل خود درآوردند که اعضای آن به‌طور فعال در مأموریت آزادسازی خرابکاری می‌کردند؛ از جمله با اجازه دادن به خروج ویروس کووید از آزمایشگاه ووهان، وارد کردن اطلاعات نادرست به رایانه‌های جنبش مقاومت، مسدود کردن کمک‌های مالی به کرگران نور (لایت ورکر ها) و ایجاد اختلال در ریست مالی.

هدف نهایی اشرافیت سیاه این بود که اجازه دهند جنبش مقاومت و نیروهای نور تمام جناح‌های تاریکیِ دیگر را پاکسازی کنند و خودشان را در رأس زنجیرهٔ قدرت قرار دهند؛ سپس از طریق عوامل نفوذی خود، کنترل جنبش مقاومت را به دست بگیرند و در نهایت کل منظومهٔ شمسی را تسخیر کنند.

این نقشه به‌طور کامل شکست خورد. رهبران ارشد جنبش مقاومت از ابتدا در جریان این نفوذ بودند و منتظر زمان مناسب ماندند.

پس از گشایش «پورتال صعود» در ۲۱ اوت ۲۰۲۵، در جریان یک عملیات گسترده، تقریباً تمام مردم سیارهٔ X ــ حدود ۵۰۰ میلیون نفر ــ از منظومهٔ شمسی خارج شدند و اکنون در حال طی کردن یک فرآیند تفکیک و دسته‌بندی هستند.

سیارهٔ X اکنون کاملاً آزاد است و به یکی از پایگاه‌های اصلی کنفدراسیون کهکشانی برای عملیات آزادسازی تبدیل شده است.

جنبش مقاومت زیرزمینی، که پیش از این عملیات حدود ۷۰ میلیون نفر جمعیت داشت، اکنون تنها چند میلیون نفر عضو باقی‌مانده دارد و در حال انجام بازسازی و سازمان‌دهی کامل، با همکاری فدراسیون کهکشانی است.

سیارهٔ X — خاستگاه جنبش مقاومت. تمدنی جداشده که در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ توسط افراد ابرسربازِ برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) بنیان‌گذاری شد و در دسامبر ۱۹۹۹ از کنترل ایلومیناتی رهایی یافت. این سیاره به‌عنوان پایگاه راهبردی برای عملیات آزادسازی منظومهٔ شمسی مورد استفاده قرار گرفت.


● دسامبر ۱۹۹۹

شورش جنبش مقاومت در سیارهٔ X. نیروهای ایلومیناتی اخراج شدند. سیارهٔ X به پایگاه راهبردی برای پاکسازی منظومهٔ شمسی تبدیل شد. جنبش مقاومت عملیات خود را به شبکهٔ زیرزمینی آگارتا در زمین منتقل کرد.


● سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴

یک عملیات گستردهٔ آزادسازی انجام شد. جنبش مقاومت، ناوگان‌های پلیدین ها، سیریان ها و آندرومدایی ها، و فرماندهی آشتار، بخش عمدهٔ حضور دراکو/خزندگان را از منظومهٔ شمسی پاکسازی کردند. شارون ابتدا پاکسازی شد، سپس منظومهٔ شمسی بیرونی و پس از آن، بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، نبردهای شدیدی در کمربند سیارکی رخ داد.


● مارس ۲۰۰۱

به تمدن مرکزی اجازه داده شد مستقیماً مداخله کند. ایستگاه‌های کرویِ میان‌راهی به اندازهٔ ماه، در خارج از هلیوپاز قرار داده شدند تا انرژی‌های ورودی از خورشید مرکزی کهکشانی را تثبیت کنند. هنگامی که ایلومیناتی‌ها این کره‌ها را شناسایی کردند، آن‌ها ۱۱ سپتامبر را ایجاد کردند.


● سال ۲۰۰۳

بخش‌های عمیق‌تر پایگاه‌های زیرزمینی پاکسازی شدند. نیروهای نور شروع کردند به دست بالا پیدا کردن در سراسر منظومهٔ شمسی.


● سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱

پلیدین ها حضور خود را در مدار زمین به حدی افزایش دادند که ناسا مجبور شد برنامهٔ رسمی فضایی سرنشین‌دار خود را تعطیل کند؛ زیرا در غیر این صورت نمی‌توانست از افشای شواهد حضور پلیدین ها جلوگیری کند.


● سال ۲۰۱۲

تمام جناح‌های SSP که مستقیماً تحت حفاظت کیمرا نبودند، پاکسازی شدند. برنامهٔ سولار واردن تعطیل شد. کابال در سطح زمین گرفتار و محصور شد. جنبش مقاومت بخش عمدهٔ طلای فیزیکی کابال را خارج کرد و بدین ترتیب فعالیت‌های آن‌ها به‌شدت تضعیف شد. منابع مالی باقی‌مانده در لیختن‌اشتاین پنهان شدند.


● اوایل سال ۲۰۱۳

عملیات آندرلرد (Operation Underlord) تمام تأسیسات زیرزمینی باقی‌ماندهٔ کابال را پاکسازی کرد. دیگر جایی برای پنهان شدن آن‌ها باقی نمانده بود.


● سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ — جنگ ادامه‌دار

کیمرا یک جنگ فعال اطلاعات نادرست علیه جنبش مقاومت به راه انداخت؛ با کاشتن اطلاعات جعلی و پنهان کردن سفینه‌ها در کرم‌چاله‌های هایپربُعدی، تا پس از آنکه جنبش مقاومت تأیید کرده بود منظومهٔ شمسی پاکسازی شده است، حملات غافلگیرانه انجام دهند. این امر باعث ایجاد برخی تناقض‌ها در اطلاعات منتشرشده در این دوره شد.

تا سپتامبر ۲۰۱۹، جنبش مقاومت در حال بازیابی بود و ۵۰ میلیون نیروی تقویتی جدید از کمربند کویپر دریافت کرد که تعداد کل اعضای آن را به ۱۲۰ میلیون نفر رساند. تا آن زمان، کیمرا منظومهٔ شمسی را واگذار کرده بود و تمام تمرکز خود را بر دفاع از زمین و فضای زیرمداری قرار داده بود.


● اکتبر ۲۰۲۳ — بازسازی فرماندهی

نیروهای تاریکی از یک آستانهٔ بحرانیِ نقض قوانین کدکس کهکشانی عبور کردند و این امر به نیروهای نور اجازهٔ قانونی داد تا بدون توجه به قوانین محلی، در سطح زمین مداخله کنند.

نخستین اقدام این بود که تمام افراد نیروهای نور در فضا یا زیر زمین که بار سنگین آسیب‌های ناشی از جنگ یا ترس را با خود حمل می‌کردند، برای درمان به مکان‌هایی خارج از منظومهٔ شمسی منتقل شدند؛ حدود ۸۰ درصد از تمام اعضای نژادهای ستاره‌ای و ۴۰ درصد از جنبش مقاومت.

افراد باقی‌مانده، کسانی بودند که بیشترین آمادگی و توانایی را برای اقدام مستقیم داشتند.

سن ژرمن (Saint Germain) فرماندهی تمام عملیات زیرزمینی و سطح را در تمامی گروه‌های نیروهای نور، از جمله جنبش مقاومت و ناوگان‌های پلیدین ها، سیریان، آندرومدایی ها، آرکتوروین ها و تمدن مرکزی، بر عهده گرفت.

آشتار (Ashtar) فرماندهی تمام عملیات نزدیک‌فضا و فضایی را بر عهده گرفت.

در ۵ اکتبر ۲۰۲۳، جنبش مقاومت بخش عمدهٔ مکان‌های مربوط به کودک‌آزاری را در زیر قلعه‌های اشرافیت سیاه پاکسازی کرد.


● اواخر ژانویهٔ ۲۰۱۵

بمب‌های فیزیکی استرنجلت و توپلت پاکسازی شدند. عملیات MOSS (عملیات چندبُعدی منظومهٔ شمسی) آغاز شد و آزادسازی نهایی منظومهٔ شمسی شروع گردید.


● ۲۱ دسامبر ۲۰۲۴

یک پیشرفت بزرگ حاصل شد. بخش عمدهٔ موجودات پلاسموئیدیِ مادهٔ تاریک در فضای میان‌سیاره‌ای پاکسازی شدند. فضای میان‌سیاره‌ای به قلمرو کنفدراسیون کهکشانی تبدیل شد. تمام موجودات SSP در محدودهٔ نقطهٔ لاگرانژی L2 محدود شدند.

_________________

[تصویر]

موقعیت نقاط لاگرانژ — نقطهٔ L2 اکنون به‌عنوان مرز قطعی تعیین شده است. هیچ سفینه‌ای از هیچ جناح تاریکی اجازه ندارد از این مرز عبور کند. فضای میان‌سیاره‌ای در آن سوی L2، از دسامبر ۲۰۲۴، قلمرو کنفدراسیون کهکشانی محسوب می‌شود.


__________________________

بخش 8

مرجع جناح‌ها — چه کسی چه نقشی داشت


جناح‌های مختلف برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) در واقع کاملاً جدا از یکدیگر نبودند؛ آن‌ها چهره‌های متفاوتی از یک شبکهٔ بزرگ‌تر و به‌هم‌پیوسته بودند که با تغییر ائتلاف‌ها، شکل و ساختار آن نیز تغییر می‌کرد و در نهایت، همهٔ آن‌ها از بالا توسط گروه کیمرا کنترل می‌شدند.

این پراکندگی و چندپارگیِ ظاهری، خود بخشی از سازوکار کنترل بود.

ساختار فرماندهی SSP — گروه کیمرا در رأس هرم قرار دارد و بر SSP سازمان ملل متحد، «چهار نفر نامقدس» شامل سولار واردن / SSP شرکتی، و ناوگان تاریک نازی/دراکو کنترل دارد.

______________________

جناح / مسیر / نکات کلیدی


● گروه کیمرا (Chimera Group)

مسیر : ورای تاریکی - رأس هرم

نکات کلیدی : رهبران تاریک کهکشان آندرومدایی. بالاتر از تمام جناح‌های دیگر قرار داشتند. موقعیت خود را با استفاده از بمب‌های استرنجلت/توپلت حفظ می‌کردند. بیشتر پرسنل SSP از وجود آن‌ها بی‌اطلاع بودند.

________________

● ناوگان تاریک (Dark Fleet)

مسیر : تاریکی

نکات کلیدی : مجموعهٔ میان‌ستاره‌ای اوریون/دراکو/رپتیلیان. تحت کنترل مستقیم گروه کیمرا |خاستگاه آن به برنامهٔ قطب جنوب نازی‌ها ــ نوی برلین (Neu Berlin) ــ بازمی‌گردد.

________________

● نگهبان خورشیدی (Solar Warden)

مسیر : تاریکی - اسب تروا

نکات کلیدی :  ویترین مجموعهٔ نظامی-صنعتی. در رأس آن «چهار نفر نامقدس» قرار داشتند. پیش از سال ۱۹۹۶، از نظر هدف و مأموریت، عملاً با «برنامهٔ فضایی مخفی شرکتی» (Corporate SSP) یکسان بود. بیشتر پرسنل از دستورکار و اهداف واقعی آن بی‌اطلاع بودند.

________________

●جناح SSP شرکتی

مسیر : تاریکی 

نکات کلیدی : همان فرماندهی عالیِ سولار واردن پیش از سال ۱۹۹۶ را داشت. پس از تهاجم1996، این ساختار به دو شاخه تقسیم شد. با ابرشرکت‌های وابسته به کابال ارتباط داشت.

________________

●جناح IBC SSP

مسیر : تاریکی

نکات کلیدی : با ناوگان دراکو و ناوگان تاریکی همکاری می‌کرد. تا سال ۲۰۱۸، قدرتمندترین جناح منفیِ باقی‌مانده در فضای زیرمداری بود. هدف اصلی عملیات «میولنیر» (Mjolnir) محسوب می‌شد.

________________

● جناح SSP یسوعی «مارکونی»

مسیر : تاریکی

نکات کلیدی : در سال ۱۹۵۶ آغاز شد. دارای پایگاه‌هایی در ماه و مریخ بود. این برنامه تا حد زیادی ناموفق بود. نام آن به‌طور کنایه‌آمیزی از مارکونی گرفته شده بود؛ کسی که از کنترل یسوعیان گریخته و به آمریکای جنوبی رفته بود.

________________

● جناح SSP چین

مسیر : تاریک — مورد مناقشه

نکات کلیدی : پایگاه دینگشین (Dingxin). دارای هواگردهایی مشابه TR-3B. دسترسی از طریق ساختارهای زیرزمینی مرتبط با دیوار بزرگ چین. جناح‌های اژدهای مثبت درون ارتش چین که برای مقابله با نفوذ نیروهای تاریک فعالیت می‌کردند.

________________

● جناح SSP نیروی دریایی (جناح مثبت)

مسیر : هم راستا با نور

نکات کلیدی : از میان تمام برنامه‌های زمینی، بیشترین همسویی را با پلیدین ها داشت. در فاصلهٔ دههٔ ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۶، همکاری گسترده‌ای با پلیدین ها داشت. به‌طور فعال برای افشاگری کامل تلاش می‌کرد. نیروی هوایی، که تحت کنترل کیمرا بود، با آن مخالفت می‌کرد.

________________

● جناح SSP وابسته به سازمان ملل

مسیر : بازترین ها - هدف مثبت

نکات کلیدی : در میان تمام گروه‌های SSP، بیشترین آمادگی را برای برقراری تماس با پلیدین ها داشت. برخی از کارکنان دیپلماتیک سازمان ملل متحد واقعاً با پلیدین ها در ارتباط بودند.

________________

● جنبش مقاومت

مسیر : نیروی آزادی بخش

نکات کلیدی : یک برنامه مخفی فضایی SSP محسوب نمی‌شود و صرفاً برای مقایسه در اینجا آورده شده است. دارای اتحاد مستقیم با فدراسیون کهکشانی است. تحت قوانین «کدکس کهکشانی» فعالیت می‌کند. مستقل و دارای بلوغ معنوی است. تنها منبعی که به اطلاعات جامع و همه‌جانبه دربارهٔ وضعیت منظومهٔ شمسی دسترسی دارد.

و تنها رابط رسمی آنها کبرا است.

____________________________

بخش 9

سؤال افشاگر — آنچه سوابق اطلاعاتی واقعا نشان می دهد


فضای داخلی سفینهٔ SSP — واقعیتِ آنچه این برنامه ساخت و هدفی که برای آن ساخته شده بود، هیچ شباهتی به روایت‌های رمانتیک‌شده‌ای که در گفتمان عمومی شکل گرفتند ندارد.


برنامهٔ فضایی مخفی (SSP) از طریق موجی از افرادی که مدعی تجربهٔ درونی و حضور در این برنامه بودند، به موضوعی مهم در گفت‌وگوهای عمومی تبدیل شد. سوابق اطلاعاتی گردآوری‌شده در اینجا ــ که به‌طور کامل از منابع کبرا (Cobra) گرفته شده‌اند و ارتباطات او با جنبش مقاومت، او را در سطحی کاملاً متفاوت از هر مدعی حضور در SSP در سطح زمین قرار می‌دهد ــ این امکان را فراهم می‌کند که این ادعاها را با دقتی نسبی ارزیابی کنیم.

در میان افراد مختلفی که به‌طور علنی دربارهٔ تجربهٔ خود در SSP صحبت کرده‌اند، یک نفر از سوی کبرا تأیید شده است که واقعاً در این برنامه حضور داشته است. توصیف تاریخی او از جناح‌های SSP، زندگی در پایگاه‌های مریخ و ساختار برنامه‌ها، آن‌گونه که ۱۰ تا ۲۰ سال پیش از علنی شدن او وجود داشتند، دقیق توصیف شده است؛ این توصیف حاوی جزئیاتی بود که او به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست آن‌ها را از اینترنت پیدا کرده باشد و با اطلاعاتی که کبرا ۱۵ سال پیش، به‌طور مستقل از منابع خودش دریافت کرده بود، مطابقت داشت.

بااین‌حال، همین فرد که حضورش در SSP تأیید شده بود، در زمان افشاگری‌های عمومی خود، SSP را همچنان متشکل از جناح‌های مختلف، همچنان کاملاً فعال و همچنان مسلط معرفی کرد؛ تصویری که مستقیماً با منابع کبرا در تضاد بود، زیرا طبق آن منابع، بخش عمدهٔ SSP تا آن زمان قبلاً پاکسازی شده بود.

او همچنین مفهوم یک برنامهٔ سفر در زمان با عنوان «۲۰ سال به گذشته و بازگشت» (20 years and back) را به‌عنوان یکی از عناصر اصلی روایت خود مطرح کرد.

_________________________

در سوابق — اظهارنظر مستقیم

«آیا می‌توانید برنامهٔ «۲۰ سال برو برگرد» را در برنامهٔ فضایی مخفی توضیح دهید؟

— من با آن بخش خاص از اطلاعات موافق نیستم، بنابراین می‌خواهم صراحتاً بگویم که چنین چیزی در حال وقوع نیست. سفر در زمان به این شکل اتفاق نمی‌افتد.»

— کبرا، جنبش مقاومت

_________________________

منبع: وب‌سایت PrepareForChange.net — مصاحبه با کبرا، ۲۹ ژوئن ۲۰۱۷.
رد مستقیم برنامهٔ «۲۰ سال برو برگرد» به‌صورت ثبت‌شده و مستند.


هر فردی که پس از نخستین فرد مطلعِ تأییدشده به‌صورت عمومی ظاهر شد، ادعای برنامهٔ «۲۰ سال برو برگرد» را نیز مطرح کرد. همان عنصری که کبرا صراحتاً آن را رد می‌کند، به ادعای شاخص و مشترک تقریباً تمام شاهدان بعدی SSP تبدیل شد. مقلدان، داستان پوششی را کپی کردند، نه تاریخ واقعی را.

سابقهٔ فرهنگی نیز این موضوع را تأیید می‌کند. برنامه‌های واقعی و پنهان‌شده معمولاً به‌نوعی وارد سرگرمی و فرهنگ عامه می‌شوند؛ هواپیماهای رادارگریز، مشاهده از راه دور و سازوکارهای MKUltra، همگی پیش از آنکه رسماً تأیید شوند، ردپاهای قابل‌پیگیری خود را در فیلم‌ها و داستان‌های تخیلی بر جای گذاشته بودند.

عناصر منفرد برنامهٔ «۲۰ سال به گذشته و بازگشت» به‌صورت جداگانه وجود دارند: سفر در زمان یک ژانر کامل را به خود اختصاص داده است؛ بازگشت یا جوان‌سازی سنی در چندین فیلم به تصویر کشیده شده؛ و برنامه‌های مخفی نظامی نیز موضوعی رایج در آثار مهیج و تریلر هستند.

اما مفهوم یکپارچه و مشخص «۲۰ سال به گذشته و بازگشت» ــ یعنی یک فرد نظامی که در یک برنامهٔ فضایی مخفی خدمت می‌کند، از نظر فیزیکی دچار پس‌رفت سنی می‌شود، در زمان به گذشته فرستاده می‌شود و دقیقاً در همان لحظه‌ای که ربوده یا به خدمت گرفته شده بود، دوباره در خط زمانی خودش قرار داده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که از دید ناظران بیرونی، هرگز ناپدید نشده است ــ در هیچ‌جا وجود ندارد.

نه یک‌بار، نه حتی به‌صورت تکه‌تکه و پراکنده، و نه در سراسر مجموعهٔ آثار سرگرمی و رسانه‌ای.

این موضوع، به‌نوعی، یکی از جذاب‌ترین ایده‌ها از نظر سینمایی در تمام روایت SSP است. هالیوود بر اساس ایده‌هایی بسیار کم‌جاذبه‌تر از این، مجموعه‌های سینمایی بزرگی می‌سازد.

نبود کامل این مفهوم در سابقهٔ فرهنگی، تصادفی نیست. دربارهٔ فناوری‌های واقعاً سرکوب‌شده، چنین سکوتی رخ نمی‌دهد.

و خود SSP نیز با همین مشکل روبه‌روست؛ برنامه‌ای که ادعا می‌شود طی چندین دهه، هزاران نفر را در چندین سیاره به کار گرفته است، اما هیچ ردپای فرهنگی متناظری در هیچ‌جا وجود ندارد که با ساختار واقعی توصیف‌شده برای آن مطابقت داشته باشد.



محیط اطلاعاتی — یک خط زمانی مستند


سال ۲۰۱۳: از طریق برنامه‌های ویژه و تفکیک‌شدهٔ سازمان سیا (CIA)، منابع یسوعی تا حدی در جنبش «حقیقت‌جو» نفوذ کرده بودند که طبق این روایت، حدود ۷۰٪ از اطلاعات موجود در رسانه‌های آلترناتیو، اطلاعات نادرست بود که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از منابع یسوعی سرچشمه می‌گرفت.

سال ۲۰۱۹: طبق این روایت، عوامل یسوعی دست‌کم در ۸۰٪ از رسانه‌های آلترناتیو نفوذ کرده بودند. این وضعیت به‌عنوان موضوعی که باید در زمان مناسب به آن رسیدگی شود، مورد اشاره قرار گرفت.

سال ۲۰۲۱: طبق این روایت، هم رسانه‌های جریان اصلی و هم رسانه‌های آلترناتیو تقریباً به‌طور کامل تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گرفته بودند. پیروی کورکورانه از منابع بیرونی، تنها می‌تواند به ناامیدی منجر شود.

این روند ــ ۷۰٪ در سال ۲۰۱۳، ۸۰٪ در سال ۲۰۱۹ و نزدیک به ۱۰۰٪ تا سال ۲۰۲۱ ــ پس‌زمینهٔ اطلاعاتیِ مستندی را تشکیل می‌دهد که تمام روایت‌های افشاگران SSP در بستر آن شکل گرفتند و گسترش یافتند.

فضای رسانه‌های آلترناتیو که این داستان‌ها را منتشر و ترویج می‌کرد، خود به‌عنوان وسیلهٔ اصلی انتشار اطلاعات نادرست هدایت‌شده از سوی یسوعیان معرفی شده است.

این بدان معنا نیست که تک‌تک افراد فعال در این فضا آگاهانه تحت کنترل یا نفوذ قرار گرفته بودند؛ بلکه توضیح می‌دهد که روایت رمانتیک‌شده از SSP در چه محیط اطلاعاتی شکل گرفت و گسترش یافت.

در تمام این ماجرا، یک تناقض عمیق‌تر نیز وجود دارد. روایت رمانتیک‌شده از کاوشگران شجاع فضا و ماجراجویی‌های شگفت‌انگیز در جهان‌های خارج از زمین، آنچه را که SSP واقعاً بود پنهان کرد: یک عملیات کنترل ذهن مبتنی بر تروما که از موجوداتی که بیشترین توانایی را برای کمک به آزادسازی سیاره داشتند، به‌عنوان ابزار زندانی کردن خودشان استفاده می‌کرد.

داستان پوششی ــ چه عمداً طراحی شده باشد و چه محصول خودِ برنامه‌ریزی ذهنی بوده باشد ــ در هر دو حالت همان کارکردی را داشت که SSP همواره داشته است: منحرف کردن توجه از حقیقت.

در چارچوب آنچه این برنامه واقعاً انجام داده است، مطرح کردن خود به‌عنوان یکی از اعضای SSP، موضعی قهرمانانه محسوب نمی‌شود. برنامه‌ای که آن‌ها در خدمتش بودند، برای حفظ وضعیت قرنطینهٔ این سیاره و تحویل آن به امپراتوری دراکو وجود داشت.

هر کسی که ادعا می‌کند عضو این برنامه بوده است، خود را در همین چارچوب قرار می‌دهد.


_____________________

بخش 10

فناوری ها — آنچه واقعا توسعه یافته است


توسعهٔ فناوری درون SSP واقعی بود و بسیار فراتر از هر چیزی پیشرفت کرده بود که در حوزهٔ عمومی شناخته شده است. با این حال، هدف اصلی این فناوری همواره حفظ وضعیت قرنطینه و آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای تهاجم بود، نه پیشرفت بشریت.

هواگردهای مثلثی‌شکل (TR-3B و گونه‌های مختلف آن) از جمله شناخته‌شده‌ترین فناوری‌های SSP بودند. هدف اعلام‌شدهٔ آن‌ها در داخل این برنامه، نظارت بر فعالیت‌های فرازمینی و سرکوب آن‌ها بود؛ یعنی اطمینان از اینکه هیچ شکافی در «ماتریکس» ایجاد نشود. چین نیز هواگردهای مشابهی توسعه داده بود که از پایگاه دینگشین (Dingxin) عملیاتی می‌شدند؛ پایگاهی که از طریق بخش‌هایی از یک سازهٔ زیرزمینی موازی با دیوار بزرگ چین قابل دسترسی بود.

پیشران‌های تاکیونی (Tachyon Drives) نشان‌دهندهٔ فناوری پیشرانهٔ تمدن‌های واقعاً پیشرفته هستند. تاکیون‌ها ارتباط قدرتمندی با «منبع» (Source) دارند، تنها با نیروی هسته‌ای قوی برهم‌کنش می‌کنند و با آنتروپی مقابله می‌کنند. آن‌ها امکان انتقال یکپارچه میان حرکت زیرنور و فراتر از سرعت نور را فراهم می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که یک سفینه می‌تواند بدون هیچ گسست یا ناپیوستگی وارد یک دروازهٔ ستاره‌ای شود و در مدت کوتاهی از زمین به سامانهٔ ستاره‌ای سیریوس سفر کند.

گرانش مصنوعی در سفینه‌های SSP و سفینه‌های فرازمینی از طریق جدا کردن اتم‌ها از صفحهٔ فیزیکی و نگه داشتن آن‌ها در حالت تعلیق عمل می‌کند؛ یعنی اتم‌ها از نیروی گرانش جدا می‌شوند، نه اینکه با آن مقابله شود.

«اتاق‌های پرش» (Jump Rooms) ــ فناوری انتقال از راه دور یا تله‌پورتیشن ــ در شبکهٔ SSP عملیاتی بودند. یکی از نمونه‌های مستندشده، درون یک پایگاه زیرزمینی در نزدیکی ناپل ایتالیا قرار داشت و بخشی از یک سامانهٔ تونلی بود که از مالت تا واتیکان امتداد داشت.

از دسامبر ۲۰۲۴، طبق این روایت، تمام هواگردهای مرتبط با SSP در محدودهٔ نقطهٔ لاگرانژ L2 محدود شده‌اند. فراتر از L2، تنها کاوشگرهای برنامه‌های فضایی عمومی اجازهٔ فعالیت دارند. فضای میان‌سیاره‌ای فراتر از این مرز، اکنون قلمرو «کنفدراسیون کهکشانی» محسوب می‌شود.

________________________

بخش ۱۱

افشاگری و آنچه در ادامه خواهد آمد


فرآیند افشاگری به‌صورت یک منحنی نمایی توصیف شده است؛ روندی که در مرحلهٔ افشاگری تدریجی، که بشریت تاکنون آن را تجربه کرده، به‌آرامی پیش می‌رود و سپس با نزدیک شدن به نقطهٔ «شکست نهایی» (Breakthrough)، به‌سرعت شتاب می‌گیرد.

افشاگری ناقص ــ که نتیجهٔ مطلوب برخی جناح‌های کابال، به‌ویژه خاندان روچیلد، بوده است؛ جناحی که امیدوار بود با مقصر جلوه دادن سایر اعضای کابال، بتواند از روند آزادسازی جان سالم به در ببرد ــ از دید نیروهای نور یا جنبش مقاومت، نتیجه‌ای قابل‌قبول نیست.

افشاگری کامل شامل موارد زیر خواهد بود: بازداشت گستردهٔ بیش از ۴۰۰ هزار عضو کابال، یک بازتنظیم مالی، و انتشار تمام شواهد مربوط به کابالِ سطح زمین، برنامه‌های مخفی فضایی و وجود نژادهای فرازمینیِ خیرخواه.

انتظار می‌رود این فرآیند تقریباً یک تا دو هفته طول بکشد.

«تماس نخست» (First Contact) ــ یعنی یک تماس رسمی، جهانی و عمومی با فرازمینی های مثبت در سراسر کهکشان ــ تقریباً یک سال پس از «رخداد» (Event) رخ خواهد داد.


عامل محدودکننده، فناوری نیست؛ بلکه آگاهی انسان است.

تنها موجوداتی که از نظر معنوی به بلوغ رسیده‌اند، به فناوری‌های پیشرفته‌تر دسترسی خواهند داشت؛ زیرا بدون چنین بلوغی، همان عدم تعادلی که باعث شکل‌گیری SSP شد، دوباره ایجاد خواهد شد.


جنبش مقاومت، شواهد رمزگذاری‌شده‌ای ــ شامل اطلاعات مشخص، تاریخ‌دار و نام‌دار، از جمله مستندات مربوط به SSP و تماس با موجودات فرازمینی ــ را درون سامانه‌های رایانه‌ای خبرگزاری‌های بزرگ و همچنین در اختیار افراد خصوصی در سراسر جهان قرار داده است.


طبق این روایت، این شواهد به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که در زمان وقوع «رخداد» یا حتی زودتر، در صورتی که کابال از برخی آستانه‌های مشخص عبور کند، به‌صورت یک پنجرهٔ بازشو (Pop-up) فعال شوند.


نبرد در مدار پایین زمین (Low Earth Orbit) هر روز بیشتر قابل مشاهده و مورد مناقشه است؛ این منطقه به‌عنوان آخرین خط دفاعی پیش از آزادسازی کامل سیاره توصیف شده است.


آلدباران‌ها (Aldebarans) ــ یک نژاد مثبت که با خاستگاه مأموریت مثبت اولیهٔ انجمن وریل (Vril Society) مرتبط دانسته می‌شود ــ در حال ظهور از مکان‌های زیرآبی و زیرزمینی خود هستند. برخی از اجرام کروی ناشناخته‌ای که به‌صورت عمومی مشاهده شده‌اند، طبق این روایت، متعلق به آن‌ها هستند.


قرنطینهٔ سیاره زمین ۲۵ الا ۲۶ هزار ساله در حال پایان است.

نه به این دلیل که یک فرد یا یک چهرهٔ افشاگر خاص آن را آشکار کرده است؛

بلکه به این دلیل که نیروهای نور آن را برچیده‌اند.


____________________________

نتیجه‌گیری نهایی


برنامهٔ مخفی فضایی (SSP) تلاش بشریت برای رسیدن به ستارگان نبود؛ بلکه ابزاری بود که از بشریت استفاده می‌کرد تا دقیقاً از تحقق چنین هدفی جلوگیری کند.

استارسیدهایی که درون این برنامه قرار داده شدند و علیه آزادی خودشان برنامه‌ریزی ذهنی شدند، در نهایت در برابر همان نیروهایی قرار گرفتند که برای آزاد کردن آن‌ها آمده بودند. این، تصویری کامل‌تر از ماجراست؛ تصویری که روایت‌های رمانتیک‌شده، به‌طور مداوم از نشان دادن آن ناتوان بوده‌اند.

برچیده شدن آن برنامه و سیستمی که در خدمت آن بود، داستانی است که واقعاً اهمیت دارد.


منبع مطالب : کبرا / 2012portal.blogspot.com — گردآوری‌شده از پست‌ها و مصاحبه‌های منتشرشده در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵.

https://cobramap.blogspot.com/2026/03/the-ssp-humanitys-cosmic-matrix-mission.html?m=1



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

معرفی کبرا سخنگوی فدراسیون کهکشانی

  🔰 معرفی کبرا سخنگوی فدراسیون کهکشانی کبرا یک مرد استارسید از نژاد فرازمینی پلیدین ها هست که از خوشه ستاره ای پروین به سیاره زمین تناسخ کرده.  کبرا از روح فامیلی «ماندالا – سِمجاسه (Semjase)» است.  کبرا کانتکت و رابط جنبش مقاومت و همچنین سخنگوی فدراسیون کهکشانی نور [فدراسیون کهکشانی راه شیری] است که در جهت کمک به صعود و آزاد سازی سیاره زمین و آماده شدن برای رخداد به جمعیت سطح زمین اطلاع رسانی و کمک میکند. او از کودکی تجربیات معنوی عمیقی داشته است، کبرا خاطرات واضحی از ارتباط عمیقش با پلیدین ها و خوشه پروین و تجربیات اصلی زندگی گذشته اش دارد. علاوه بر این، او توانایی ارتباط با تمدن های میان ستاره ای، استادان صعود کرده و راهنمایان نور با ابعاد بالا را دارد. علاوه بر این، پلیدین ها فناوری ساخت محصولات تاکیونیزه Tachyonized شده را با او به اشتراک گذاشته اند که امکان گردش انرژی تاکیون tachyon با فرکانس بالا را در سراسر جهان فراهم می کند. شخص کبرا یک برادر ستاره‌ای پلیدینی است که اینجا و درون پرده Veil، قرنطینه زمین یا سیاره زندان حضور دارد، و بیش از ۴۰ سال است که به گروه بزر...

مرحله‌ی دوم فعال‌سازی پورتال صعود 12:21 تاریخ ۲۵ جولای ۲۰۲۶

  ما در مدیتیشن جمعی جهانی متحد خواهیم شد اکنون فرصت آن را داریم که به صورت جمعی این روند را سرعت ببخشیم و در گشایش مرحله دوم پرتال صعود 12:21 برای این سیاره یاری رسانیم. بنابراین از فرصت پیکربندی های عظیم نجومی در ماه ژوئیه استفاده میکنیم تا پرتالی ایجاد کنیم که از طریق آن آگاهی خود را متحد ساخته و فرایندی را آغاز نماییم که خط زمانی صعود این سیاره را به بهترین شکل ممکن بهینه سازی کند. زمان آن است که دوباره اقدام کنیم! زمان آن است که سرنوشت دنیای خود را به دست بگیریم! با تبدیل شدن به نیرویی که تغییر را می‌آفریند. 💫 ساعت و تاریخ مدیتیشن تقویتی و مدیتیشن مهم به وقت ایران : 💫 💫 مدیتیشن‌های تقویتی بوستر Booster Meditations در زمان‌های زیر برگزار می‌شوند به وقت ایران: ● روز اول - ۱۵ ژوئیه، ۲۴ تیر ، ساعت ۲۳:۵۸ شب ● روز دوم - ۱۸ ژوئیه، ۲۷ تیر ، ساعت ۸:۱۵ صبح ● روز سوم - ۲۱ ژوئیه، ۳۰تیر، ساعت ۱۴:۴۱ 💫 مدیتیشن اصلی و مهم (فعال سازی پرتال) در : ● ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۵۳ به وقت جهانی UTC { برابر با شنبه 3 امرداد ۱۴۰۵ ساعت : 9:23 صبح به وقت ایران } ________________________________ این را ...

Golden Timeline خط زمانی طلایی سیاره ای

  درود برشما توجه داسته باشین که این مقاله مخصوص خط زمانی طلایی است و مطلب مصاحبه ها کنفرانس هایی که در این مورد اشاره شده است را در اینجا قرار میگیرد و مقاله ای هست که بروز رسانی میشود. ________________________ مدیتیشن خط زمانی طلایی سیاره‌ای  ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ از وب‌سایت  We Love Mass Meditation طبق گفته کبرا، فرآیند انتقال به خط زمانی طلایی سیاره‌ای، که بهینه‌ترین خط زمانی برای سیاره بشمار می‌رود، در شرف آغاز است. https://2012portal.blogspot.com/2026/01/golden-planetary-timeline.html کانجانکشن درازمدت زحل با نپتون فرصت  در تاریخ ۲۶ ژانویه، ساعت ۵:۳۴ بعدازظهر به وقت جهانی، سیاره نپتون برای همیشه جایگاه Pisces (ماهی‌ها|حوت) را ترک کرده و وارد جایگاه Aries (بره|حَمَل) می‌شود. نپتون از سال ۲۰۱۱/۲۰۱۲ در Pisces قرار داشت و این دوره با سردرگمی فراوان، پاک‌سازی گذشته و احساس قربانی بودن همراه بوده است. با ورود نپتون به Aries، یکی از محورهای اصلی برای ۱۳ سال آینده، فرآیند صعود فردی خواهد بود. سپس در تاریخ ۷ مارس، یک آرایش آسترولوژیک بسیار مهم از نپتون در کانجانکشن با نقطه میا...