رد شدن به محتوای اصلی

Joint Cobra / Corey Goode Interview by Rob Potter

 مصاحبه کبرا و کوری گود توسط راب پاتر

در اینجا متن تایپی و فایل صوتی بخش نخست مصاحبه مشترک کبرا (Cobra) و کوری گود (Corey Goode) با راب پاتر (Rob Potter) ارائه شده است.



نسخه صوتی این مصاحبه در یوتیوب از طریق لینک زیر قابل دسترسی است.

https://www.youtube.com/watch?v=5isRaDTQ6sg

نسخه صوتی در ساندکلاد نیز از طریق لینک زیر در دسترس است.

https://soundcloud.com/thepromiserevealed/corey-goode-cobra-interview-w-rob-potter

همچنین، صفحه راب پاتر که این مصاحبه را منتشر کرده، از طریق لینک مربوطه قابل مشاهده است.

http://thepromiserevealed.com/may-2016-cobra-corey-goode-intervew-with-rob-potter-part-1/

متن کامل مصاحبه نیز در ادامه ارائه شده است.


راب پاتر:

سلام به خانم‌ها و آقایان، پسرها و دخترها، برادران و خواهران، و تجلی الهیِ «کل».

من راب پاتر هستم و شما به برنامه رادیویی Victory of the Light (پیروزی نور) گوش می‌دهید.

من مجری این برنامه هستم.

ابتدا مایلم از آلن از سرزمین شگفت‌انگیز «دان آندر» (استرالیا) تشکر کنم که امکان پخش این برنامه را فراهم کرده است.

اگر مایل به حمایت از این ایستگاه رادیویی هستید، می‌توانید از طریق دکمه مربوط به ایستگاه در وب‌سایت اقدام کنید.

همچنین می‌خواهم به اطلاع همه شما برسانم که یک صفحه در فیسبوک و نیز صفحه‌ای با عنوان Cobra Resistance and Blog دارم که می‌توانید آن‌ها را دنبال کنید.

همچنین می‌توانید از وب‌سایت من نیز بازدید کنید. لینک زیر

http://thepromiserevealed.com/

از دانل  بابت پیاده‌سازی متن این مصاحبه صمیمانه تشکر می‌کنم.

همچنین از ریکه سرافیکو (Rique Seraphico) که معمولاً مسئول تهیه نسخه متنی برنامه‌هاست سپاسگزارم؛ او در آینده دوباره به ما خواهد پیوست.

از کریس نیز بابت تنظیم و پردازش صدای کبرا تشکر می‌کنم.

به دلیل فاصله سیگنال که گاهی به حدود ۲۴ هزار مایل می‌رسید، ارتباط در بعضی لحظات کمی دشوار بود.

مدت زمان ضبط اولیه این مصاحبه بیش از یک ساعت بود، اما پس از ویرایش‌های لازم، نسخه نهایی به حدود ۵۰ دقیقه کاهش یافت؛ به همین دلیل مقدمه امروز را کمی طولانی‌تر ارائه می‌کنم.

در ادامه، اطلاعاتی را با شما در میان خواهم گذاشت که امیدوارم برایتان جالب باشد.

افرادی که از درون برخی رویدادها اطلاعاتی را افشا می‌کنند، برای حفظ وحدت و همچنین احترام به دنبال‌کنندگان خود، توافق کرده‌اند که درباره پرسش‌های یکدیگر اظهار نظر و دیدگاه‌های خود را مطرح کنند.

من نیز چند پرسش برای مطرح کردن دارم.


(وب‌سایت‌ها)

- راب پاتر: وب‌سایت thepromiserevealed.com

- کبرا: وبلاگ 2012portal.blogspot.com

- کوری گود: وب‌سایت spherebeingalliance.com

---


راب پاتر:

کوری گود و کبرا، با وجود اینکه برخی از جنبه‌های اطلاعات و دیدگاه‌های شما با یکدیگر همخوانی کامل ندارند، آیا هر دوی شما به‌طور کلی درباره موضوعات مهم‌تر با یکدیگر توافق دارید؟

موضوعاتی مانند:

- افشای کامل اطلاعات (Full Disclosure)

- آزادی برای مردم

- انتشار فناوری‌های پنهان

- پایان دادن به جنگ‌ها

- پایان دادن به تخریب محیط زیست

کوری، ابتدا نظر شما را می‌شنویم.


کوری گود:

بله، فکر می‌کنم این موضوعی است که تقریباً هر کسی می‌تواند از آن حمایت کند. همه ما نشانه‌هایی دیده‌ایم که نشان می‌دهد این مسائل صرفاً «نظریه‌های توطئه» نیستند، بلکه واقعی هستند.

ما شاهد جنبش‌های مختلف سیاسی بوده‌ایم.

مردم از دروغ‌ها خسته شده‌اند و اکنون آماده‌اند.

---

کبرا:

بله، البته که با این موارد موافقم. من تمام عمرم برای این اهداف مبارزه کرده‌ام و طبیعتاً از هر کسی که در همین مسیر تلاش و مبارزه کند، حمایت خواهم کرد.

---

راب پاتر:

آیا دلیلی وجود دارد که مخاطبان و دنبال‌کنندگان شما دو نفر نتوانند برای دستیابی به افشای کامل حقیقت و آزادی سیاره با یکدیگر همکاری کنند؟ کبرا، نظر شما چیست؟

---

کبرا:

من هیچ دلیلی برای مخالفت با چنین همکاری‌ای نمی‌بینم.

(کوری، نظر شما چیست؟)


کوری گود:

این دقیقاً یکی از اهداف اصلی ما در پروژه افشای کامل است؛ یعنی ایجاد وحدت در جامعه. دیدگاه‌ها و ایدئولوژی‌های گوناگون بسیاری وجود دارند که می‌توانیم درباره آن‌ها با یکدیگر بحث و اختلاف‌نظر داشته باشیم. اما یک موضوع وجود دارد که همه ما می‌توانیم بر سر آن توافق داشته باشیم: ما افشای کامل حقیقت را می‌خواهیم.

ما می‌خواهیم حقیقت را بدانیم.

اگر اختلافاتمان را موقتاً کنار بگذاریم و بر آنچه درباره‌اش اتفاق‌نظر داریم تمرکز کنیم، می‌توانیم دستاوردهای بسیار زیادی داشته باشیم.

---

راب پاتر:

عالی است. این دقیقاً همان چیزی است که مردم جهان مدت‌ها منتظر شنیدنش بودند. کوری، آیا تو می‌دانی «رخداد (The Event)» که کبرا از آن صحبت می‌کند چیست؟

کوری : خیر.

راب پاتر: کبرا، آیا مایل هستید توضیح کوتاهی درباره آن ارائه دهید؟


کبرا:

بله، حتماً. «رخداد (The Event)» لحظه وقوع پیشرفت فشردگی یا شکست فشردگی (Compression Breakthrough) است.

پیشرفت فشردگی زمانی رخ می‌دهد که نیروهای نور از بالای سطح سیاره و نیروهای نور از زیر سطح سیاره در سطح زمین به یکدیگر برسند و به هم متصل شوند.

من امیدوارم همه ما با این موضوع موافق باشیم که در منظومه شمسی، گروه‌هایی وجود دارند که از نور و آزادی سیاره حمایت می‌کنند. همچنین گروه‌هایی نیز در زیر سطح زمین حضور دارند که از نور و آزادسازی سیاره پشتیبانی می‌کنند.

این نیروها به‌تدریج به سوی سطح زمین پیش می‌آیند، زیرا سطح زمین میدان اصلی نبرد و کانون این فرایند است؛ فرایندی که تنها به سیاره زمین محدود نمی‌شود.

هنگامی که این پیشرفت فشردگی رخ دهد، آن را «رخداد» می‌نامیم.

در واقع، «رخداد» مجموعه‌ای از رخدادهای هم‌زمان است.

یکی از جنبه‌های آن این است که نیروهای نور کنترل رسانه‌های جمعی را در دست می‌گیرند و اطلاعاتی درباره حضور موجودات فرازمینی، جنایت‌های کابال و فناوری‌های پیشرفته منتشر می‌کنند؛ یعنی افشای کامل (Full Disclosure).

بخش دیگر آن، دستگیری گسترده اعضای کابال است.

بخش دیگر، بازتنظیم نظام مالی (Financial Reset) است که، «ائتلاف شرقی» مدت‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده است.

همچنین، به‌تدریج به سمت تماس نخست (First Contact) پیش خواهیم رفت؛ یعنی برقراری نخستین تماس رسمی میان تمدن زمینی و دیگر نژادهای مثبت فرازمینی که در سراسر کهکشان حضور دارند.

«رخداد» نقطه آغاز و محرک این فرایند است.

این خلاصه‌ای از مفهوم «رخداد» بود.

علاوه بر این، از دیدگاه من، پالس یا تپش انرژی از خورشید مرکزی کهکشان نیز وجود دارد.

خورشید مرکزی کهکشان یک موجود زنده است و این پالس انرژی را بر اساس سطح آگاهی جمعی، میزان بیداری بشر و آمادگی انسان‌ها زمان‌بندی می‌کند.

هنگامی که این پیشرفت فشاری رخ دهد، سطح آگاهی بشریت به اندازه‌ای خواهد رسید که بتواند این پالس قدرتمند انرژی را از مرکز کهکشان دریافت کند.


راب پاتر:

کوری گود، آیا اطلاعاتی که از منابع خود دریافت کرده‌اید، به‌طور مشخص گفته‌های کبرا درباره «رخداد (The Event)» را تأیید می‌کند؟

---

کوری گود :

بخش زیادی از آنچه کبرا بیان کرد، جزو موضوعاتی است که در جریان مذاکرات میان ائتلاف‌های مختلف، گروه‌های کابال و سایر طرف‌ها مطرح بوده است.

بله، این موارد تا حد زیادی بخشی از واقعیت آن چیزی است که در حال رخ دادن است و درباره آن مذاکره می‌شود.

البته بسیاری از جزئیات هنوز در حال تغییر و تحول است؛ از جمله اینکه هر گروه چه میزان از اطلاعات را مایل است منتشر کند و به چه شکلی این کار انجام شود.

اما در نهایت، تصور برخی گروه‌ها این است که کنترل بیشتری بر نحوه انتشار اطلاعات دارند، در حالی که در عمل احتمالاً نفوذ و اختیار آن‌ها کمتر از چیزی است که خودشان فکر می‌کنند.

---

راب پاتر:

این خبر بسیار امیدوارکننده‌ای برای همه است. پرسش بعدی برای کبراست.

کبرا، آیا تاکنون از منابع خود تأییدی دریافت کرده‌اید که نه تنها وجود پرندگان آبی (Blue Avians)، بلکه ائتلاف موجودات کروی (Sphere Being Alliance) و همچنین نشست‌هایی را که کوری از آن‌ها سخن گفته است—مانند جلسات ابر فدراسیون ۴۰ (Super Federation of 40)، ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) و سایر گروه‌هایی که توصیف کرده—تأیید کند؟

---

کبرا:

در واقع، این چند پرسش در یک سؤال است.

من می‌توانم تأیید کنم که منابع من وجود آنچه «کره‌ها» (Spheres) نامیده می‌شوند را تأیید کرده‌اند.

البته آن‌ها از این نام‌گذاری استفاده نمی‌کنند.

بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده‌ام، اجرام بسیار عظیمی در نواحی بیرونی منظومه شمسی و همچنین در بخش‌های مختلف این منظومه وجود دارند که بیشتر اوقات استتار شده‌اند.

این استتار تنها در محدوده نور مرئی نیست، بلکه در تمام طیف‌های تابش الکترومغناطیسی انجام می‌شود؛ به همین دلیل با ابزارهای معمول قابل شناسایی نیستند.

همچنین، بنا بر این اطلاعات، این اجرام حتی برای افرادی که از روش‌های مشاهده از راه دور (Remote Viewing) استفاده می‌کنند نیز قابل تشخیص نیستند.

این بخش از اطلاعات را می‌توانم تأیید کنم.

اما نمی‌توانم تمام جزئیاتی را که کوری گود مطرح کرده است تأیید کنم و همچنین نمی‌توانم دیدارها یا جلساتی را که او با ائتلاف‌های مختلف توصیف کرده است تأیید یا رد کنم.

با این حال، وجود کلی این کره‌ها را بر اساس منابع خود تأیید می‌کنم، هرچند نه با همان جزئیاتی که کوری ارائه کرده است.


راب پاتر:

بار دیگر، خانم‌ها و آقایان، با دو مهمان روبه‌رو هستیم که هر دو معتقدند ارتباطات واقعی با منابع خود داشته‌اند و به نظر می‌رسد این گروه‌ها هر کدام در چارچوب مأموریت‌ها و حوزه‌های فعالیت متفاوتی عمل می‌کنند.

کوری، نظر شما چیست؟ ما می‌دانیم افراد بسیاری هستند که انواع مختلفی از ارتباطات و تماس‌ها را گزارش می‌کنند.

از دیدگاه شما، آیا ممکن است دلیل اینکه برخی از این افراد—که ادعا می‌کنند تماس‌های مستقیم و حضوری واقعی دارند و در نهایت برای یک هدف مشترک فعالیت می‌کنند—همیشه اطلاعات کاملاً یکسانی ارائه نمی‌دهند، این باشد که هر کدام با گروه‌های متفاوتی در ارتباط هستند و هر گروه نیز در چارچوب مأموریت و مسئولیت خاص خود عمل می‌کند؟

بدیهی است که گروه‌های متعددی وجود دارند.

نظر شما درباره این موضوع چیست؟


کوری گود :

گروه‌های مختلفی وجود دارند که هر کدام با وجود داشتن تفاوت‌هایی در اهداف نهایی و روش‌های خود، در مجموع در راستای یک هدف کلی حرکت می‌کنند. هر گروه، عملیات و مأموریت ویژه خود را دنبال می‌کند و به همین دلیل، همیشه از جزئیات فعالیت‌ها و برنامه‌های سایر گروه‌ها آگاهی کامل ندارد. ممکن است بسیاری از آن‌ها از اطلاعات مشابهی استفاده کنند، اما لزوماً بر اساس یک برنامه یا مأموریت مشترک عمل نمی‌کنند. اگر منظورتان موجودات یا گروه‌های مختلف است، ممکن است با دو یا سه گروه یا موجود متفاوت روبه‌رو شوید که هر یک شیوه عملیاتی، روش ارتباط و دلیل خاص خود را برای انتقال اطلاعات دارند.

با این حال، می‌توان تشخیص داد که همه آن‌ها در نهایت در راستای یک هدف کلی و مشترک فعالیت می‌کنند.

---

راب پاتر:

کبرا، آیا شما با این دیدگاه موافق هستید یا نکته‌ای برای اضافه کردن دارید؟

---

کبرا:

بله، موافقم. هر گروه، ریشه‌های فرهنگی، پیشینه و راهبرد خاص خود را دارد. برای هیچ‌یک از این گروه‌ها، هدایت و مدیریت این وضعیت آسان نیست، زیرا شرایط بسیار پیچیده است. هر گروه باید سیاست و شیوه عمل خود را متناسب با شرایط پیدا کند و این کار همیشه آسان نیست. هر کدام از زاویه دید و تجربه خود به مسائل نگاه می‌کنند.

وقتی این دیدگاه‌های مختلف با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند، طبیعی است که مدتی صرف شناخت متقابل، تبادل اطلاعات و هماهنگ‌سازی داده‌ها شود. این فرایندی زمان‌بر است، به‌ویژه در داخل منظومه شمسی که سال‌ها با تفرقه و محدودیت شدید در تبادل اطلاعات روبه‌رو بوده است. به همین دلیل انتظار دارم این روند به زمان نیاز داشته باشد.

---

کوری گود:

این نکته بسیار مهمی بود که کبرا مطرح کرد. برای اینکه بتوانید یک موجود یا یک گروه را به‌درستی درک کنید، باید ابتدا رابطه‌ای مبتنی بر شناخت و اعتماد با آن برقرار کنید. باید فرهنگ، پیشینه، شیوه تفکر و روش ارتباطی آن‌ها را بشناسید. همان‌طور که انسان‌های مختلف در زندگی روزمره هر کدام سبک متفاوتی در برقراری ارتباط دارند، این موجودات نیز هر کدام روش خاص خود را برای انتقال اطلاعات و ارتباط برقرار کردن دارند.

---

راب پاتر:

دقیقاً. برای مثال، همان‌طور که ایتالیایی‌ها سبک خاصی در صحبت کردن و برقراری ارتباط دارند...


کوری گود:

فقط تفاوت فرهنگ‌ها نیست؛ بلکه تفاوت شخصیت‌ها و دیدگاه‌ها نیز اهمیت دارد. انسان‌ها هر کدام به شیوه متفاوتی ارتباط برقرار می‌کنند و حتی در زندگی روزمره نیز ممکن است منظور یکدیگر را اشتباه برداشت کنیم. بنابراین، تا زمانی که کسی را به‌خوبی نشناسید، درک کامل منظور او دشوار است.

همین موضوع درباره برخی از این موجودات نیز صدق می‌کند؛ باید مدتی با آن‌ها ارتباط داشته باشید تا بتوانید پیام‌هایی را که منتقل می‌کنند به‌درستی درک و تفسیر کنید.

---

راب پاتر :

متشکرم. من معمولاً سؤال‌هایی را انتخاب می‌کنم که بارها از سوی مخاطبان تکرار شده‌اند. این یکی هم سؤال جالبی است.

افراد زیادی از نقاط مختلف جهان برای من لینک خبرها و ویدئوهایی فرستاده‌اند که به پدیده‌های مشابهی اشاره می‌کنند؛ مانند فروچاله‌های عظیم و دایره‌ای که در برخی مناطق ظاهر شده‌اند و همچنین صداهای عجیبی که در شهرهای مختلف جهان شنیده می‌شود.

سؤال این است: این صداهای مرموز و شبیه شیپور که در کشورهای مختلف شنیده شده‌اند، چه هستند؟ کبرا، ابتدا نظر شما را می‌شنویم.

آیا درباره منشأ این صداها اطلاعاتی دارید؟ به نظر می‌رسد این پدیده‌ها واقعاً رخ داده‌اند.

---

کبرا:

بنا بر اطلاعات منابع من، آنچه رخ می‌دهد مربوط به چیزی است که می‌توان آن را فروصوت (Infrasound) نامید.

این امواج در آستانه شنوایی انسان قرار دارند؛ حدود ۱۶ هرتز.

از دیدگاه منابع من، این فرکانس برای آگاهی انسان زیان‌آور است و کابال از دستگاه‌هایی مبتنی بر امواج اسکالر برای انتقال این فروصوت استفاده می‌کند.این امواج تنها در فضای فیزیکی منتشر نمی‌شوند، بلکه در فضای اتری و به‌ویژه در پلاسما نیز انتشار می‌یابند.

به گفته منابع من، از طریق این امواج، آگاهی انسان در یک وضعیت ارتعاشی خاص نگه داشته می‌شود.

افرادی که شنوایی حساسی دارند، ممکن است این صدا را بشنوند و برخی دیگر آن را به‌صورت ارتعاشی در بدن خود احساس کنند.

این پدیده در نقاط مختلف جهان مشاهده و اندازه‌گیری و مستندسازی شده است.

---

راب پاتر:

برای روشن‌تر شدن موضوع، برخی از این صداها آن‌قدر واضح بوده‌اند که در بعضی مناطق به‌طور مستقیم شنیده شده‌اند.

برای مثال، فکر می‌کنم در ایالت یوتا مدتی این صداها شنیده می‌شد و حتی رسانه‌های خبری نیز آن را گزارش کردند.

آیا ممکن است این موضوع ناشی از ازکارافتادن فناوری‌های کابال باشد و به همین دلیل این امواج وارد محدوده قابل شنیدن شده باشند؟

---

کبرا:

در واقع بسیاری از مردم قادر به شنیدن این صداها هستند. شنیدن آن چندان دشوار نیست، اگر بدانید به چه چیزی باید گوش دهید. اما بیشتر مردم به دلیل مشغله‌های زندگی، معمولاً به آن توجه نمی‌کنند. همان‌طور که گفتم، این صداها ثبت، اندازه‌گیری و طیف فرکانسی آن‌ها بررسی شده است. معمولاً این فرکانس‌ها اندکی پایین‌تر از محدوده شنوایی انسان قرار دارند، اما برخی افراد می‌توانند آن‌ها را بشنوند.

---

راب پاتر:

بسیار خوب. از آنجا که این صداها ضبط شده‌اند، افراد زیادی آن‌ها را شنیده‌اند. کوری، نظر شما چیست؟

---

کوری گود :

این پرسش را بارها از من پرسیده‌اند و پاسخ آن به نوع حادثه بستگی دارد. اگر صدایی کاملاً قابل شنیدن باشد و بتوان آن را ضبط کرد، در آن صورت منشأ آن می‌تواند مکانیکی باشد.

اگر این صدا تنها در محدوده یک شهر یا منطقه کوچک شنیده شود، ممکن است به تبادل هوا میان تأسیسات زیرزمینی و سطح زمین مربوط باشد.

اما وقتی این صداها در مناطق وسیع یا در نقاط مختلف جهان شنیده می‌شوند—مانند صداهای بسیار بلند شبیه شیپور یا دیگر فرکانس‌های پایین—به نظر من این پدیده شبیه «لرزش‌های آسمانی» (Sky Quakes) است.

این صداها ناشی از ورود امواج پرانرژی به منظومه شمسی و برهم‌کنش آن‌ها با لایه‌های بالایی جو زمین هستند.

---

راب پاتر :

جالب بود، متشکرم. پس دو احتمال مختلف مطرح شد؛ یکی پدیده‌ای مرتبط با ارتعاشات و دیگری مرتبط با زیرساخت‌های کابال.

سؤال بعدی برای هر دوی شماست.

آیا درباره انفجارهایی که در سواحل ژاپن رخ داده‌اند اطلاعاتی دارید؟

به گفته بنجامین فولفورد، این انفجارها ناشی از نبردهای زیرزمینی در زیر یک پایگاه نظامی بوده‌اند و هدف آن‌ها جلوگیری از وقوع جنگ جهانی سوم بوده است. کوری، آیا درباره این زمین‌لرزه‌ها یا انفجارهای اطراف ژاپن اطلاعاتی دارید؟

آیا از دیدگاه شما این رویدادها ناشی از یک سلاح هسته‌ای کوچک بوده‌اند یا توضیح دیگری دارند؟

---

کوری گود:

بسیاری از زمین‌لرزه‌هایی که بزرگی آن‌ها بین ۵٫۸ تا ۶٫۸ ریشتر است، با استفاده از انواع مختلف سلاح‌های پیشرفته و غیرمتعارف ایجاد می‌شوند.

در به‌روزرسانی اطلاعاتی که قرار بود توسط دیوید ویلکاک منتشر شود، درباره نبردهای شدیدی در پایگاه‌ها و غارهای زیرزمینی—به‌ویژه در آمریکای جنوبی و زیر اقیانوس اطراف جنوبگان—مطالبی ارائه خواهد شد. منتشر خواهد کرد www.divinecosmos.com

به گفته او، در این درگیری‌ها از انواع مختلف سلاح‌های پیشرفته، از جمله سلاح‌هایی که آن‌ها «نسل پنجم هسته‌ای» و نیز سلاح‌های اسکالر می‌نامند، استفاده شده است و وضعیت در حال حاضر بسیار پرتنش است.

---

راب پاتر:

با توجه به این موضوع، آیا می‌توانید توضیح دهید این نبردها میان چه گروه‌هایی در جریان است؟

آیا میان گروه‌های مختلف فرازمینی است؟

یا میان بخش‌هایی از نیروهای نظامی مثبت و منفی؟

یا ترکیبی از همه این موارد؟

---

کوری گود:

همه این موارد درگیر هستند. او همچنین می‌گوید که بر اساس اطلاعات اخیر «گونزالس»، طی هفته‌های گذشته گزارش‌های فراوانی از مشاهده اشیای کروی‌شکل ناشناس بر فراز استرالیا دریافت کرده است. برخی شاهدان این اشیا را فلزی توصیف کرده‌اند، برخی گفته‌اند حلقه‌هایی شبیه پورتال در اطراف آن‌ها دیده می‌شد و برخی نیز احتمال داده‌اند منشأ آن‌ها روسی باشد.

او همچنین از مشاهده سفینه‌های بسیار بزرگی با شکل «دانه کدو» نام می‌برد که آن‌ها را به دراکوها نسبت می‌دهد.

به گفته او، این فعالیت‌ها در استرالیا و جنوبگان مشاهده شده و برخی از این سفینه‌ها پیش از آنکه از جو زمین خارج شوند، توسط سفینه‌های ناشناس تیره‌رنگ و شورون‌شکل مورد حمله قرار گرفته‌اند.

بر اساس آخرین اطلاعات، احتمال داده شده است این سفینه‌های شورون‌شکل متعلق به یکی از گروه‌های ائتلاف زمینی باشند که به این فناوری دست یافته‌اند، هرچند هیچ گروهی مسئولیت استفاده از آن را بر عهده نگرفته است.

---

راب پاتر:

پس اگر درست متوجه شده باشم، شما می‌گویید سفینه‌های دراکو با شکل دانه کدو در تلاش بودند از جنوبگان خارج شوند و این سفینه‌های شورون‌شکل—که گفته می‌شود شاید متعلق به ائتلاف زمینی باشند—آن‌ها را متوقف کردند، نه نیروهای اصلی کنفدراسیون کهکشانی. آیا منظور شما همین است؟


کبرا:

بر اساس اطلاعاتی که از منابع خود دریافت کرده‌ام، بله، در پایگاه‌های زیرزمینی کم‌عمق در ژاپن درگیری‌هایی رخ داده است.

طبق این اطلاعات، در بیشتر این درگیری‌ها از سلاح‌های متعارف استفاده شده و همین امر باعث وقوع برخی از زمین‌لرزه‌ها شده است.

البته همه زمین‌لرزه‌ها ناشی از این نبردها نبوده‌اند.

از دیدگاه منابع من، افزایش فعالیت صفحات تکتونیکی زمین نیز در این موضوع نقش دارد و این افزایش فعالیت با تغییرات و فعالیت‌های مربوط به خورشید مرکزی کهکشان مرتبط دانسته می‌شود.

موضوع دیگری که می‌توانم تأیید کنم، این است که گروه‌های مختلف کابال در حال جابه‌جایی هستند.

به گفته منابع من، آن‌ها دو مسیر را برای فرار به سمت جنوبگان (آنتارکتیکا) در نظر گرفته‌اند:

- مسیر نخست از تگزاس به مکزیک، سپس به آمریکای جنوبی، عمدتاً برزیل و آرژانتین، و از آنجا به جنوبگان می‌رسد.

- مسیر دوم از طریق نیوزیلند و تاسمانی به جنوبگان می‌رود.

به باور آن‌ها، اگر به جنوبگان برسند، دیگر پیدا نخواهند شد.

همچنین، طبق یکی از منابع من، برخی از این گروه‌ها حتی تلاش کرده‌اند از سیاره زمین خارج شوند.

همان منبع ادعا می‌کند گروهی که کوری آن را «ناوگان تاریک» (Dark Fleet) می‌نامد—که گفته می‌شود شاخه‌ای جداشده از نازی‌ها در گذشته بوده است—تلاش کرده با گروه نازی مستقر در جنوبگان ارتباط برقرار کند و مسیری ایجاد کند تا تعدادی از نیروهای خود را از جنوبگان به بخش بیرونی منظومه شمسی، در جهت کمربند کویپر (Kuiper Belt)، منتقل کند.

البته این بخش از اطلاعات هنوز تأیید نشده است و نمی‌توانم با اطمینان کامل صحت آن را تضمین کنم؛ تنها می‌توانم بگویم که آن را از یکی از منابع خود شنیده‌ام.

---


راب پاتر:

متشکرم. آیا هیچ‌یک از شما اطلاعاتی درباره این موضوع شنیده‌اید که در گذشته تمدنی با منشأ پلیدینی در آمریکای جنوبی وجود داشته که در جنگل‌های بارانی زندگی می‌کرده، اما در اثر تغییرات بزرگ زمین از میان رفته است؟

همچنین گفته می‌شود فناوری بسیار پیشرفته‌ای در اعماق زمین باقی مانده که هنوز هم به پایدار نگه داشتن سیاره کمک می‌کند.

آیا درباره چنین پایگاه فناوری باستانی—که گفته می‌شود منشأ پلئیادی دارد و در اعماق جنوبگان قرار گرفته—اطلاعی دارید؟

---

کوری گود:

درباره منشأ پلیدینی آن اطلاعات مشخصی ندارم.

اما پیش‌تر درباره فناوری‌های بسیار باستانی که در نقاط مختلف زمین، از جمله در اعماق زمین و جنوبگان، قرار داده شده‌اند، با جزئیات صحبت کرده‌ام.

طبق اطلاعاتی که دریافت کرده‌ام، بخشی از این فناوری‌ها بعدها از محل خود خارج شده‌اند و همین امر باعث ایجاد مشکلاتی در صفحات تکتونیکی، شرایط آب‌وهوایی و برخی پدیده‌های دیگر شده است.

همچنین گفته می‌شود که این فناوری‌ها در مقاطعی مبادله یا واگذار شده‌اند و این موضوع موجب برهم خوردن تعادل شده است.

---

راب پاتر:

برای روشن شدن موضوع، آیا می‌دانید این فناوری را در ابتدا چه کسانی در آنجا قرار داده‌اند؟

---


کوری گود:

منشأ دقیق آن مشخص نیست. این فناوری بسیار کهن است.

اگر به یادداشت‌ها و منابع گزارش مراجعه کنم، حدود سه تمدن یا گروه مختلف به‌عنوان سازندگان احتمالی آن مطرح شده‌اند.

---

راب پاتر:

متشکرم. کبرا، آیا شما در این باره اطلاعاتی دارید؟


کبرا:

در واقع، برای پاسخ به این سؤال باید کمی به تاریخ آتلانتیس بازگردیم.

بر اساس اطلاعاتی که من دریافت کرده‌ام، آتلانتیس بر روی زمین تمدنی تقریباً جهانی بود که در دوره‌های مختلف، توسط امواج گوناگونی از تمدن‌های کیهانی پایه‌گذاری و حمایت می‌شد.

یکی از این امواج، تمدن‌های پلئیادی بودند که حدود ۲۰۰ هزار سال پیش به شکوفایی آتلانتیس کمک کردند.

پس از آن نیز گروه‌هایی از منظومه ستاره‌ای شعرای یمانی (Sirius) وارد شدند و حدود ۷۵ هزار سال پیش تمدن آتلانتیس را به اوج دیگری رساندند.

به گفته منابع من، هر یک از این تمدن‌ها فناوری‌های پیشرفته و همچنین آموزه‌های معنوی فراوانی را با خود به آتلانتیس آوردند.

آن‌ها شبکه‌هایی از شهرهای سطحی، شهرهای زیرزمینی، تونل‌ها، هرم‌های زیرزمینی، کریستال‌ها و سامانه‌هایی برای پایدارسازی صفحات تکتونیکی زمین ایجاد کردند.

اما متأسفانه، بعدها گروه دیگری که گفته می‌شود از منظومه اوریون آمده بودند، در این شبکه‌های آتلانتیس نفوذ کردند و از این فناوری‌ها سوءاستفاده نمودند.

بر اساس این روایت، همین سوءاستفاده از فناوری‌های پیشرفته یکی از عوامل اصلی نابودی و آخرین فرورفتن آتلانتیس در حدود ۱۱٬۵۰۰ سال پیش بوده است.

بخش قابل توجهی از آن فناوری‌های باستانی هنوز هم در نقاط مختلف باقی مانده‌اند.

برخی از آن‌ها در کف اقیانوس‌ها مدفون هستند، برخی در اعماق زمین قرار دارند و بخشی نیز عمداً نابود یا پنهان شده‌اند.

با این حال، بسیاری از این دستگاه‌ها، فناوری‌ها و کریستال‌های باستانی همچنان وجود دارند.

به گفته منابع من، برخی از گروه‌های مستقر در زیر زمین بقایای این فناوری‌های کهن را کشف کرده‌اند و ادعا می‌شود که اطلاعات بیشتری درباره آن‌ها در زمان «رخداد» (The Event) در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.



کوری گود:
این فناوری بسیار جدیدتر است؛ قدیمی‌ترین فناوری‌های زیرزمینیِ سنگی نیست.

راب:
پس فناوری‌هایی بسیار کهن‌تر هم وجود دارد؛ من هم دربارهٔ آن شنیده‌ام.

کوری گود:
بله، قدمت برخی از آن‌ها به صدها میلیون سال می‌رسد.

راب:
ممنون از این توضیح. بسیار خوب، سؤال دیگری مطرح شده است. سایمون پارکس گفته که شنیده این موضوع نتیجهٔ یک نبرد بوده است. این بار موضوع به خانه نزدیک‌تر است. البته مطمئن نیستیم، چون افرادی که فیلم گرفته‌اند اطلاعات قطعی ندارند. چندین گروه گزارش داده‌اند که در منطقهٔ Area 51 حجم عظیمی از دود دیده شده بود. این دود شبیه آتش‌سوزی طبیعی بوته‌ها نبود، چون به نظر می‌رسید از یک نقطهٔ مشخص منشأ گرفته باشد. آیا هیچ‌یک از شما اطلاعاتی دربارهٔ آن ابر عظیم دود در منطقهٔ ۵۱ دارید؟ آیا این پایگاه زیرزمینی درگیر یکی از این نبردها شده بود، یا فقط یک آتش‌سوزی عادی بود؟

کوری گود:
مشکلات بزرگی در زمینهٔ دفع مواد هسته‌ای حاصل از آزمایش‌هایشان وجود داشته است. آن‌ها مواد هسته‌ای را می‌سوزاندند و چندین بار کنترل این فرایند را از دست داده‌اند. چنین اتفاقی قبلاً هم در آنجا رخ داده است.

کبرا:
طبق اطلاعاتی که از منابعم دریافت کرده‌ام، آن حادثه صرفاً یک آتش‌سوزی بوته‌زار (Brush Fire) بوده است.


کوری گود:
بله. آن‌ها در حال سوزاندن و آزاد کردن موادی بودند که از کنترل خارج شده بود و در نهایت کل منطقه دچار آتش‌سوزی شد. این اتفاق چندین بار رخ داده است. آن‌ها حتی در مناطقی که باد مواد را با خود حمل می‌کند، دستگاه‌های تشخیص تشعشع را خاموش می‌کنند. این موضوع بارها اتفاق افتاده است.

راب:
جالب است. در اینجا ممکن است هر دو درست بگویید. کبرا می‌گوید آتش‌سوزی بوته‌زار بوده است. کوری...

کوری گود:
بله، آتش‌سوزی بوته‌زار بود. اما این آتش‌سوزی در اثر آن ماجرا به یک آتش‌سوزی بزرگ و گسترده تبدیل شد.

راب:
یعنی بر اثر سوزاندن آن مواد ایجاد شده است؟ واقعاً دیوانگی است. این افراد واقعاً کارهای خطرناکی انجام می‌دهند. ممنون از توضیحت.

حالا سؤال بعدی برای هر دوی شماست. کوری، چون ظاهراً با مفهوم «رخداد» (The Event) تازه‌تر آشنا شده‌ای، و با توجه به آنچه از منابع مختلفت درباره روند آزادی سیاره شنیده‌ای، سؤال این است:

با اینکه وضعیت جهانی، هرچند آهسته، در حال بهبود است، آیا واقعاً به یک رخداد بزرگ (Event) یا یک نقطهٔ عطف تاریخی نیاز داریم تا این روند ادامه پیدا کند؟ یا اینکه ممکن است این تغییرات فقط به‌صورت تدریجی و با شتابی آرام ادامه یابد؟

یا اینکه هر دوی شما، همان‌طور که من باور دارم، معتقدید برای ایجاد این تحول، به یک لحظهٔ بزرگِ آگاهی و بیداری جمعی، یک مکاشفه (Epiphany) و افشاگری گسترده از طریق رسانه‌های جریان اصلی نیاز است؛ لحظه‌ای که توجه مردم سراسر جهان را به خود جلب کند و همان چیزی باشد که «رویداد» را رقم می‌زند؟


کوری گود:
بله. قطعاً برای اینکه همه از خواب بیدار شوند، به یک رویدادِ کاتالیزور نیاز خواهد بود. اگر انتظار داشته باشیم مردم به‌آرامی و به‌تدریج وارد این واقعیت جدید شوند و درباره همه این فناوری‌های پنهان‌شده ــ و حتی موضوعات دیگری که من و کبرا درباره آن صحبت می‌کنیم ــ آگاهی پیدا کنند، باید هزاران سال منتظر بمانیم.

بنابراین نیروهایی بیرونی تمام تلاش خود را انجام می‌دهند، اما ما نیز در این سناریو نقشی داریم. تک‌تک ما. هیچ‌کس آن‌قدر کوچک نیست که نتواند نقشی ایفا کند یا تغییری ایجاد کند. همه ما باید برخیزیم و سهم خود را انجام دهیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که در این ماجرا مسئولیتی ندارد.

هرچه بیشتر اختلافاتمان را کنار بگذاریم و برای افشای کامل حقیقت (Full Disclosure) با یکدیگر همکاری کنیم و اطلاعات را به مردم برسانیم، «اثر صدمین میمون» می‌تواند رخ دهد. هرچه افراد بیشتری این اطلاعات را بیاموزند، پذیرش آن آسان‌تر می‌شود و مردم شروع می‌کنند همان پرسش‌هایی را مطرح کنند که ما امیدواریم مطرح شود.

وقتی آن رویداد کاتالیزوری رخ دهد، مردم به اندازه‌ای که اکنون ممکن است شوکه شوند، دچار شوک نخواهند شد.

راب:
بسیار خوب. کبرا، شما هم آشکارا معتقدید که یک نقطه عطف بزرگ یا همان «رخداد» رخ خواهد داد. لطفاً نظر خود را بیان کنید.

کبرا:
بله، البته. اجازه دهید آن را با یک مفهوم علمی توضیح دهم.

این فرایند در فیزیک «گذار فازی» (Phase Transition) نام دارد و در جوامع نیز رخ می‌دهد.

وقتی مقدار معینی انرژی وارد یک جامعه شود، آن جامعه مانند آبی رفتار می‌کند که در حال جوش آمدن است.

آنچه اکنون در جهان می‌بینیم، همان آبِ در حال جوش است؛ تمام نارضایتی‌ها، پرسشگری‌ها، جست‌وجوها و بی‌قراری‌های جامعهٔ انسانی، بازتاب این تغییر کیهانی هستند.

وقتی انرژی کافی وارد این سامانه شود، آب شروع به جوشیدن می‌کند و سپس به بخار تبدیل می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که اکنون برای جامعهٔ بشری در حال رخ دادن است. جامعه در حال عبور از یک گذار فازی است.

لحظهٔ وقوع این گذار همان چیزی است که ما آن را «رخداد» (The Event) می‌نامیم.

این یک تغییر ناگهانی است. ممکن است پیش از وقوع، نشانه‌هایی از آن احساس شود و بتوان انتظارش را داشت، اما هنگامی که رخ دهد، یک انتقال ناگهانی خواهد بود؛ یک جهش کوانتومی.

گذارهای فازی در طبیعت نیز همین‌گونه رخ می‌دهند؛ آن‌ها تدریجی نیستند، بلکه ناگهانی اتفاق می‌افتند.

و این همان چیزی است که قرار است رخ دهد، زیرا ما زمان کافی نداریم. هزاران سال فرصت انتظار وجود ندارد.

ما در حال پاسخ دادن به نیروهای کیهانی هستیم که این گذار را آغاز کرده‌اند. این نیروها ما را هدایت می‌کنند تا این انتقال هرچه سریع‌تر و هماهنگ‌تر انجام شود.

بشر نیز بخشی از این فرایند است، اما این یک رویداد جهانی و کیهانی است و هر یک از ما در آن نقشی بر عهده داریم.


راب:

متشکرم. اجازه دهید نکته‌ای هم اضافه کنم. کسانی که با پدیدهٔ سایماتیکس (Cymatics) آشنا هستند، می‌دانند که اگر یک صفحهٔ فلزی با صدا مرتعش شود، شن‌های روی آن ابتدا کاملاً آشفته حرکت می‌کنند؛ اما هنگامی که فرکانس مشخصی برقرار می‌شود، شن‌ها ناگهان در یک الگوی منظم قرار می‌گیرند.

من فکر می‌کنم اکنون نیز ما در همین مرحلهٔ آشفتگی قرار داریم و به‌زودی وارد الگوی جدیدی خواهیم شد.

کوری، آیا تا آنجا که می‌دانید، ائتلاف موجودات کره‌ای (Sphere Being Alliance) برنامه‌ای دارد که در آینده به‌طور آشکار با مردم سطح زمین همکاری و ارتباط برقرار کند؟

کوری گود:
خیر، تا جایی که من اطلاع دارم، چنین برنامه‌ای وجود ندارد.

آنچه به من منتقل شده این است که آن‌ها در پس‌زمینه باقی خواهند ماند. با از بین رفتن تدریجی مانع بیرونی و محو شدن یا انتقال آن کره‌ها، هم‌زمان با ورود این انرژی کیهانی، دیگر نیازی به حضور آن‌ها نخواهد بود؛ زیرا خود ما نیز وارد وضعیت آگاهی متفاوتی خواهیم شد.

راب:
پس به نظر می‌رسد که شاید هرگز برخی از آن‌ها را از نزدیک ملاقات نکنیم. کبرا، شما بارها درباره جنبش مقاومت (Resistance Movement) صحبت کرده‌اید و می‌دانیم که آن‌ها در ارتباط با سطح زمین نقش دارند.

من شخصاً احساس می‌کنم موجودات دیگری نیز مدت‌های طولانی است که روی زمین حضور دارند؛ بعضی رفت‌وآمد می‌کنند و برخی دیگر اکنون به‌طور دائمی اینجا زندگی می‌کنند.

آیا می‌توانید درباره برنامه‌های جنبش مقاومت برای ارتباط با مردم سطح زمین توضیح دهید؟ بسیاری از افراد می‌خواهند به آن‌ها بپیوندند، اما ظاهراً موضوع به این سادگی نیست. لطفاً درباره این تماس آینده توضیح دهید.

کبرا:
در حال حاضر برقراری چنین تماسی امن نیست، اما پس از رویداد این تماس انجام خواهد شد.

جنبش مقاومت ابتدا با افرادی که از همه بیدارتر و آگاه‌تر هستند، ارتباط فیزیکی برقرار خواهد کرد. این نخستین مرحلهٔ تعامل خواهد بود.

سپس، بر اساس نتایج این مرحله، آن‌ها به‌تدریج خود را به مردم سطح زمین معرفی خواهند کرد.

البته جنبش مقاومت گروه اصلی برای تعامل با مردم نخواهد بود.

گروه اصلی شامل پلیدین ها، سپس سیریوسی‌ها، آرکتوری‌ها و دیگر نژادهای مثبت کهکشانی در همسایگی کهکشان ما خواهند بود.

نقش جنبش مقاومت بیشتر پشتیبانی عملیاتی از رویداد است؛ یعنی اطمینان از ادامهٔ کار زیرساخت‌ها مانند برق، اینترنت، شبکهٔ توزیع غذا، پشتیبانی از نیروهای نظامی در عملیاتشان و همکاری با رسانه‌هایی که اطلاعات را منتشر خواهند کرد.

در مراحل اولیه، تماس مستقیم زیادی میان آن‌ها و مردم سطح زمین وجود نخواهد داشت.

اما در مرحله‌ای بعد از رویداد، برای برخی از افراد سطح زمین بازدیدهای هدایت‌شده از سکونتگاه‌های زیرزمینی ترتیب داده خواهد شد و بخشی از آن محیط‌ها را به آن‌ها نشان خواهند داد.

همچنین کسانی که مایل باشند به آن جامعه بپیوندند و با آن ادغام شوند، در صورت فراهم بودن شرایط لازم، این امکان را خواهند داشت.

راب: کوری، آیا درباره توضیحات کبرا نظری دارید؟


کوری گود:
بخشی از این موضوع در اطلاعاتی که به‌زودی منتشر خواهیم کرد آمده است.

کاری (Kaaree) از گروه آنشار (Anshar)، پس از جلسه‌ای که در کمربند کویپر برگزار شد، درخواست برگزاری نشستی با ابر فدراسیون (Super Federation) را مطرح کرد.

هدف این نشست این بود که توافقی قدیمی که اندکی پس از دوران حضرت محمد میان گروه‌های حاضر در این منظومه امضا شده بود، دوباره بررسی شود.

بر اساس آن توافق، این گروه‌ها متعهد شده بودند که به‌صورت آشکار با بشریت تماس نگیرند و اجازه دهند انسان‌ها مسیر تکامل خود را طی کنند. بنابراین توافق کرده بودند که از پشت صحنه عمل کنند، به‌طور مخفیانه با افراد ارتباط بگیرند و فعالیت‌های خود را پنهانی انجام دهند.

من تمام جزئیات این توافق را نمی‌دانم، اما می‌دانم که توافقی بسیار الزام‌آور بوده و پس از چند درگیری مهم میان این گروه‌ها شکل گرفته است.

اکنون برخی از گروه‌های زمین درونی (Inner Earth) خواهان بازنگری و اصلاح این توافق هستند، زیرا مایل‌اند حضور آشکارتری بر سطح زمین داشته باشند.

درخواست این نشست پذیرفته شده و قرار است به‌زودی برگزار شود.

راب:
کبرا، آیا درباره اطلاعاتی که کوری ارائه کرد نظری دارید؟


کوری گود:

بله، من مذاکرات آن‌ها را بارها دیده‌ام، اما گاهی به‌صورت غیرمستقیم و با احتیاط مذاکره می‌کنند.

---

راب پاتر :

این سؤال برای کوری است و مدت‌هاست درباره آن پرسش‌هایی دریافت کرده‌ام. تو از ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) طوری صحبت کرده‌ای که انگار تنها شبکهٔ آگارتا است. همچنین به نظر می‌رسد قبلاً رویکردی منفی داشته‌اند. در یکی از نوشته‌هایت گفته بودی که آن‌ها به کمربند کویپر برده شدند و توسط موجودی با سر مثلثی مورد سرزنش قرار گرفتند. همچنین گفتی که چهار نفر از آن‌ها پذیرفتند این تذکر به‌حق بوده و تصمیم گرفتند رابطهٔ مثبت‌تری با بشریت برقرار کنند، اما سه نفر از آن‌ها مخالفت کردند. همچنین به من گفته بودی که اومگان‌ها (Omegans) یکی از آن گروه‌ها بودند.

آیا این‌ها تنها...

---

کوری گود:

اجازه بده ابتدا یک سوءتفاهم را برطرف کنیم. تو مدام برچسب «منفی» به گروه‌هایی می‌زنی که لزوماً منفی نیستند. این بیشتر به زاویهٔ دید بستگی دارد. این گروه‌ها ذاتاً منفی نیستند. آن‌ها در محیطی خصمانه زندگی می‌کنند و تلاش می‌کنند زنده بمانند، در عین حال اطلاعات مثبتی را نیز ــ هرچند گاهی به شیوه‌ای غیرمستقیم یا فریبکارانه ــ به مردم منتقل می‌کنند. از دیدگاه آن‌ها باید درک کرد که در حال محافظت از خود در برابر انسان‌های سطح زمین هستند؛ انسان‌هایی که توانایی حمله و حتی کشتن آن‌ها را دارند.

بنابراین شرایط بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که بسیاری از افراد در جامعهٔ یوفولوژی تصور می‌کنند.

آن‌ها در یک محیط سیاسی بسیار پیچیده و غیرمعمول زندگی می‌کنند و همهٔ این گروه‌ها برای بقا در آن تلاش می‌کنند؛ به‌ویژه آن دسته که در منظومهٔ شمسی پایگاه یا سفارت دارند و بیشتر زمان خود را در اینجا می‌گذرانند.

همان‌طور که کبرا هم گفت، منظومهٔ شمسی مکان بسیار خطرناکی است.

نه‌تنها موجودات تاریک خطرناک هستند، بلکه خود ما انسان‌ها نیز، با سطح فعلی آگاهی‌مان، می‌توانیم بسیار خطرناک باشیم.

---

راب:

متوجه هستم. انسان‌ها واقعاً گرایش به خشونت و جنگ‌طلبی دارند.

من به‌طور خاص درباره اومگان‌ها صحبت می‌کردم. روی هواپیماهایی که گفته می‌شود برای پاشش «کم‌تریل» استفاده می‌شوند، نماد اومگان‌ها دیده می‌شود؛ به همین دلیل آن‌ها را گروهی خصمانه می‌دانم.

---

کوری گود:

ممکن است آن نماد اصلاً ارتباطی با آن‌ها نداشته باشد.

همان‌طور که برخی گروه‌ها در گذشته از صلیب شکسته (سواستیکا) استفاده می‌کردند، این به این معنا نیست که همهٔ آن‌ها مستقیماً با نازی‌ها یا ایدئولوژی نازی مرتبط بوده‌اند.

نمادها می‌توانند توسط گروه‌های مختلف گرفته شوند و معنای جدیدی پیدا کنند. بنابراین صرف دیدن یک نماد نباید بدون شواهد و اطلاعات کافی باعث نتیجه‌گیری شود.

---

راب:

با این موضوع موافقم. کبرا، نظر شما درباره این مسئله چیست؟ آیا می‌توانید وضعیت گروه‌های زیرزمینی را توضیح دهید؟

آیا اطلاعاتی درباره آن‌ها دارید؟ آیا فکر می‌کنید ائتلاف زمین درونی زمانی خصمانه بوده است؟ آیا می‌توانید گروه‌های مختلف شبکهٔ آگارتا را از دیدگاه خود برای ما توضیح دهید؟

---

کبرا:

وضعیت دنیای زیرزمینی بسیار پویا است و دائماً تغییر می‌کند.

من با برخی از این جناح‌ها در ارتباط هستم، اما نه با همهٔ آن‌ها. ظاهراً تعداد گروه‌های مختلف زیر زمین بسیار بیشتر از چیزی است که ما می‌دانیم.

برای مثال، جنبش مقاومت (Resistance Movement) هرگز ادعا نکرده که پلیدین ها است یا خود را به مردم سطح زمین به‌عنوان موجوداتی الهی یا شایستهٔ پرستش معرفی نکرده است.

همچنین هیچ‌یک از گروه‌هایی که من می‌شناسم و بخشی از شبکهٔ جهانی آگارتا یا جناح‌های شرقی آگارتا هستند، چنین ادعایی نکرده‌اند.

در حال حاضر روندی برای اتحاد میان این گروه‌ها در جریان است.

ارتباطات و مذاکرات فراوانی میان جناح‌های مختلف برقرار شده، اما هنوز بی‌اعتمادی زیادی وجود دارد.

بخشی از این بی‌اعتمادی نتیجهٔ دخالت و دستکاری گروه کیمرا (Chimera Group) است؛ گروهی که برخی از جناح‌ها را علیه یکدیگر تحریک کرده است.

همچنین همکاری میان گروه کیمرا، برخی جناح‌های زیرزمینی دراکو و گروه‌های نازی در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نیز در ایجاد این بی‌اعتمادی نقش داشته است.

به همین دلیل هنوز روند درمان و آشتی ادامه دارد.

همچنین باید گفت که بیشتر جناح‌های آگارتای شرقی نگرشی به زندگی دارند که بسیار شبیه فلسفه‌های شرقیِ موجود در سطح زمین است؛ نگرشی که با دیدگاه رایج در فرهنگ‌های غربی تفاوت زیادی دارد.

در واقع، آنچه امروز بر سطح زمین می‌بینیم، بازتابی از آن چیزی است که در زیر زمین نیز در حال وقوع است.

اکنون ارتباط میان گروه‌های مختلف برقرار شده و روند درمان و آشتی آغاز شده است.

اما این روند زمان می‌برد، زیرا آن‌ها باید هزاران سال تاریخ، اختلاف و بی‌اعتمادی را حل‌وفصل و درمان کنند.

با این حال، از دیدگاه من، هرگز درباره هیچ گروه زیرزمینی نشنیده‌ام که خود را پلیدین معرفی کند یا ادعا کند که «نجات‌دهنده» یا «خدای قابل پرستش» است.

راب:

بسیار خوب، دوستان. یک سؤال دارم، چون من در کوه شاستا (Mount Shasta) زندگی می‌کنم و این موضوع برایم اهمیت ویژه‌ای دارد. همیشه گفته شده است که کوه شاستا یکی از پایگاه‌های اصلی نیروهای نور و بازماندگان لموریا (Lemuria) است.

ابتدا از کوری می‌خواهم پاسخ دهد. این گروه جزئی از ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) نیست، درست است؟ آیا اطلاعاتی درباره تمدن زیرزمینی آگارتا در زیر کوه شاستا دارید؟

---

کوری گود:

اطلاعاتی درباره گروه‌هایی دریافت کرده‌ام که نه‌تنها در زیر کوه شاستا، بلکه در سراسر آن منطقه و تا بخش‌هایی از ایالت‌های اورگان (Oregon) و واشینگتن (Washington) حضور دارند.

این گروه‌ها قطعاً بسیار مثبت هستند و بخشی از یک شبکه گسترده‌تر نیز به شمار می‌روند، اما من ارتباط مستقیمی با آن‌ها ندارم.

---

راب:

متشکرم. کبرا، آیا می‌توانید درباره گروه کوه شاستا توضیح دهید؟

دوست من لوئیس از آمریکای جنوبی که تجربه تماس داشته، و همچنین چند نفر دیگر، گفته‌اند که شبکه‌ای بسیار نیرومند و مثبت از کوه شاستا تا آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی امتداد دارد.

آیا می‌توانید بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارید، درباره این گروه توضیحی ارائه دهید؟


راب :

 بسیار خوب. کبرا، آیا می‌توانید دربارهٔ دانسته‌های خود از تالارهای آمنتی (Halls of Amenti) و سوابق آکاشیک (Akashic Records) صحبت کنید؟ کوری آن‌ها را به نوعی مانند یک کتابخانهٔ مبتنی بر زمین توصیف کرده است؛ و اگر اشتباه نکنم، کوری، اشاره کرده بودید که سوابق اصلی با آن کریستالی که در حال رشد بود ارتباط داشت. درست است؟


کوری : بله. آن یک فناوری زنده است که حجم عظیمی از اطلاعات و سوابق را در خود نگه می‌دارد و می‌تواند به سوابق آکاشیک متصل شود. دقیقاً نمی‌دانم به کدام بخش از صحبت‌های من اشاره می‌کنید، چون آن را در چند زمینهٔ مختلف توضیح داده‌ام، اما بدون شک یک پایگاه دادهٔ تاریخی بسیار مهم برای آن‌هاست.


راب: فقط برای روشن شدن موضوع، کوری؛ منظور از سوابق آکاشیک، حافظهٔ زندهٔ قلمرو معدنی است که تمام اطلاعات و رخدادهایی را که تاکنون بر روی این سیاره اتفاق افتاده، در خود ذخیره می‌کند. این مانند یک حافظهٔ زنده است که همواره می‌تواند به‌روزرسانی شود...


کوری: من همچنین شنیده‌ام که از این اصطلاح برای اشاره به چیزی استفاده می‌شود که همهٔ اتفاقاتی را که در سراسر کیهان رخ داده، در خود ثبت کرده است.


راب: بله، بله، من هم تا حدی با این دیدگاه موافقم... کبرا، آیا می‌توانید دربارهٔ سوابق آکاشیک و تالارهای آمنتی توضیح دهید و آن را در ارتباط با توضیحاتی که کوری دربارهٔ گروه خود ارائه داد، بیان کنید؟


کبرا: بسیار خوب. سوابق آکاشیک در واقع اثر یا ردپای طبیعی هر رویداد در ماتریس اثیری، در ساختار و زیرساخت اثیریِ خودِ واقعیت هستند. با استفاده از فناوری مناسب، همیشه می‌توان این اثر اطلاعاتی ذخیره‌شده را خواند. بنابراین، نیروهای نور و نژادهای پیشرفته دارای فناوری‌ای هستند که می‌توانند این سوابق را مستقیماً از مادهٔ اثیری استخراج و مطالعه کنند.


بلورهای فیزیکی نیز می‌توانند این اطلاعات را با کارایی بسیار بالایی ذخیره کنند. می‌توان گفت بلورهای فیزیکی نسخه‌ای بسیار پیشرفته‌تر از هارددیسک‌های امروزی رایانه‌ها هستند؛ آن‌ها قادرند اطلاعات بسیار بیشتری را، به‌صورت چندبُعدی و با کارآمدی بالاتر، ذخیره کنند.


در اصل، دسترسی به سوابق آکاشیک از طریق فناوری‌های خاص مستقیماً از سطح اثیری امکان‌پذیر است و موجودات تکامل‌یافته‌تر حتی می‌توانند تنها با آگاهی و هوشیاری خود، بدون نیاز به ابزار، به این سوابق دسترسی پیدا کنند.


راب: متشکرم. آیا می‌توانید دربارهٔ تالارهای آمنتی (Halls of Amenti) صحبت کنید؟ این تالارها در لوح‌های زمردین (Emerald Tablets) که گفته می‌شود در معبد ماه در آمریکای مرکزی یافت شده‌اند، ذکر شده‌اند. این متون به شخصی از مصر به نام تحوت (Thoth) اشاره می‌کنند. همچنین در آن‌ها آمده است که تالارهای آمنتی در زیر مصر قرار دارند. کبرا، آیا می‌توانید دربارهٔ این تالارها توضیح دهید؟ و آیا ممکن است چندین تالار از این نوع وجود داشته باشد، مشابه آنچه کوری به آن اشاره کرده بود؟


کبرا: هر شهر نور، آرشیو و سوابق مخصوص به خود را داشت. به‌ویژه در مصر، در زیر ابوالهول، بلورهایی وجود داشت که سوابق گذشته را در خود نگهداری می‌کردند. جنبش مقاومت (RM) در سال ۱۹۹۹، پیش از آنکه کابال بتواند به آن‌ها دست پیدا کند، این بلورها را بازیابی کرد.


کوری: من هم شنیده‌ام که آن‌ها از آنجا خارج شده‌اند.


راب: کبرا و کوری، هر دوی شما گفته‌اید که انسان‌ها از قدرت بسیار زیادی برای تجلی و آفرینش واقعیت برخوردارند؛ قدرتی که کابال نمی‌خواهد مردم از آن آگاه شوند. آن‌ها حتی از روش‌هایی مانند برنامه‌ریزی ذهنی، امواج اسکالر، امواج پلاسمایی و تصویرسازی کنترل‌شدهٔ ذهن استفاده می‌کنند تا ما را علیه خودمان به کار بگیرند.


اگر تمرکز گروهی و آگاهی جمعی، مهم‌ترین عامل برای سرعت بخشیدن به آزادی سیاره است، آیا نباید به‌عنوان یک جامعه، همهٔ لایت‌ورکرها را تشویق کنیم که برای یک هدف مشترک، یعنی آزادی و صلح، با هم مراقبه و دعا کنند؟ آیا هر دوی شما با این موضوع موافقید؟


کوری: کاملاً موافقم. این دقیقاً یکی از موضوعاتی است که در گروه پروژه افشای کامل (Full Disclosure Project) دربارهٔ آن صحبت کرده‌ایم. هشتم ژوئیه را به‌عنوان «روز افشا» در نظر گرفته‌ایم و تلاش کرده‌ایم با کمپین‌های تبلیغاتی و اقدامات مختلف، آگاهی عمومی را نسبت به افشای کامل افزایش دهیم. بنابراین، بله، این زمان بسیار مناسبی برای انجام چنین فعالیت‌هایی است.


راب: کبرا، نظر شما چیست؟


کبرا: بله، قطعاً. من معتقدم که مراقبهٔ جمعی مهم‌ترین اقدامی است که مردم روی سطح زمین می‌توانند برای کمک به پیشرفت این فرایند انجام دهند. هشتم ژوئیه، روز افشا، فرصت مناسبی است تا گروه‌های مختلف پیرامون یک هدف مشترک متحد شوند و توجه و نیت خود را در یک زمان و مکان مشخص متمرکز کنند تا به تحقق این پیشرفت نزدیک‌تر شویم.


راب: بسیار خوب، خانم‌ها و آقایان، بسیاری از شما مدت‌هاست خواستار چنین وحدتی بوده‌اید. کبرا از قبل یک مراقبهٔ هفتگی برگزار می‌کند. من پیش‌تر با این دو بزرگوار صحبت کرده بودم و پیشنهادم این بود که این برنامه به یک مراقبهٔ جهانی و متحد برای افشای کامل و صلح جهانی تبدیل شود.

همان‌طور که شنیدید، هر دوی این عزیزان از این ایده حمایت می‌کنند. این موضوع فقط مربوط به نام یک پروژه نیست؛ موضوع، آزادی سیاره است. بنابراین از همهٔ لایت‌ورکرهایی که در حال ساخت بنر، ویدئو، محتوا و فعالیت رسانه‌ای هستند، دعوت می‌کنیم که روی روز هشتم ژوئیه، روز افشای کامل و صلح جهانی تمرکز کنند.

هدف این است که از هر راه ممکن، مردم را نسبت به مفهوم افشای کامل آگاه کنیم، این آگاهی را از شبکه‌های اجتماعی به رسانه‌های جریان اصلی منتقل کنیم و گفت‌وگوی عمومی را دربارهٔ این موضوع گسترش دهیم.

پس این تصمیم گرفته شد. اکنون نوبت شماست که مشارکت کنید.


کبرا: پیشنهاد می‌کنم سایر گروه‌هایی که برای آزادی سیاره تلاش می‌کنند نیز از این اقدام حمایت کنند. اگر دیوید ویلکاک و دیگران نیز از آن پشتیبانی کنند، بسیار ارزشمند خواهد بود. مهم نیست این مراقبه متعلق به من باشد یا شخص دیگری؛ آنچه اهمیت دارد تمرکز مشترک و هدف واحد در یک زمان و مکان مشخص است. این همان چیزی است که نتیجه ایجاد می‌کند.


راب: متشکرم. دقیقاً منظور ما همین بود...


کوری : روی وحدت تمرکز کنید. اگر همهٔ ما با هم همکاری کنیم، برنامه‌های یکدیگر را معرفی و از آن‌ها حمایت کنیم و در آن‌ها مشارکت داشته باشیم، واقعاً می‌توانیم تفاوت ایجاد کنیم.


راب: بسیار عالی. حالا به پایان بخش اول این گفت‌وگو نزدیک می‌شویم و بخش دوم نیز منتشر خواهد شد.

کبرا، لطفاً وب‌سایت و وبلاگ خود را معرفی کنید تا مخاطبان کوری نیز بتوانند با اطلاعات شما آشنا شوند. همچنین برای کسانی که تاکنون فقط مطالب کبرا را دنبال کرده‌اند، این فرصت خوبی است تا با کوری نیز آشنا شوند.


کبرا: اگر در گوگل عبارت «Cobra Portal 2012» را جستجو کنید، وبلاگ مرا پیدا خواهید کرد. در آنجا گنجینهٔ بزرگی از اطلاعات و مطالب مختلف وجود دارد. : http://portal2012.org/Greece.html


راب: بسیار خوب. و ممکن است در آینده اطلاعات بیشتری نیز منتشر شود.

کوری، لطفاً وب‌سایت‌ها، پروژهٔ افشای کامل (Full Disclosure Project) و همچنین وب‌سایت Gaia را معرفی کنید.

http://www.gaia.com/

دوستان، شما می‌توانید از هر دوی این عزیزان با مراجعه به وب‌سایت‌ها و پروژه‌هایشان حمایت کنید.

کوری؟


کوری: بله. وب‌سایت اصلی من Sphere Being Alliance است. بیشتر مقالات و مطالب من را می‌توانید در آنجا پیدا کنید.

http://www.spherebeingalliance.com/

جدیدترین وب‌سایت ما Full Disclosure Project است. این پایگاه جدید جایی است که قصد داریم بسیاری از برنامه‌های مربوط به ایجاد وحدت در جامعه را برگزار کنیم و همچنین با گروه‌های دیگر همکاری داشته باشیم.

http://fulldisclosureproject.org/

هم‌اکنون همکاری با گروه استیون گریر را برای حمایت از فیلم جدید او با عنوان «Unacknowledged» آغاز کرده‌ایم و همچنین در حال گسترش همکاری با گروه‌های مختلف دیگر هستیم.

http://www.blueavians.com/

اگر مایل باشید برنامهٔ Cosmic Disclosure را که من و دیوید ویلکاک با هم اجرا می‌کنیم تماشا کنید، می‌توانید چند قسمت را به‌صورت رایگان ببینید و سپس در وب‌سایت Gaia ثبت‌نام کنید.

http://www.gaia.com/show/cosmic-disclosure?cid=aff:amb:sh:goode:s024


راب: بسیار عالی. آقایان، حضور هر دوی شما در این نخستین برنامه واقعاً فوق‌العاده بود. امیدوارم مردم...

کوری گود : مگر شما یک کنفرانس هم در پیش ندارید؟

راب: ممنون که یادآوری کردی، کوری.


در وب‌سایت من اعلام شده که کنفرانس تابستانی در پیش است. کوری گود به مدت دو روز سخنرانی خواهد کرد. مایکل سالا نیز حضور خواهد داشت. لورا آیزنهاور، خودم و دیگران هم در این رویداد شرکت می‌کنیم.

همچنین، برخلاف کنفرانس‌های معمولم، در میانهٔ برنامه زمان بیشتری را برای گفت‌وگو و تبادل نظر در نظر گرفته‌ام. افرادی که از قبل ثبت‌نام کرده‌اند و اعضای تیم کوری، همراه با کوری، لورا، مایکل و من، دربارهٔ افشای کامل (Full Disclosure) و نحوهٔ هماهنگی پروژه‌ها با یکدیگر گفتگو خواهند کرد.

از همهٔ کسانی که در تیم‌های افشای کامل فعالیت می‌کنند دعوت می‌کنیم در این آخر هفته به ما بپیوندند تا با یکدیگر آشنا شویم، هماهنگی‌های لازم را انجام دهیم و شاید کوری نیز پیشنهادهایی دربارهٔ چگونگی همکاری مشترک ارائه کند.

مطمئنم زمان بسیار ارزشمند و پرباری خواهد بود.

تمام اطلاعات این رویداد در وب‌سایت من موجود است و به‌زودی در وب‌سایت کوری نیز منتشر خواهد شد. مطالب تبلیغاتی آماده شده‌اند و بلیت‌ها نیز تاکنون با استقبال خوبی روبه‌رو شده‌اند.

این کنفرانس تابستانی در کوه شاستا (Mount Shasta) و در روزهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ اوت برگزار خواهد شد.

حتماً آن را بررسی کنید.


از هر دوی شما بسیار سپاسگزارم.

پیروزی از آنِ نور باد. (Victory to the Light)

و به‌زودی با بخش دوم این گفت‌وگو بازخواهیم گشت.


______________________________

قسمت دوم


در اینجا متن تایپی و فایل صوتی بخش دوم گفت‌وگوی مشترک کبرا و کوری گود با راب پاتر ارائه شده است.

پیش از آغاز، می‌توانید تحلیل جالبی از بخش اول این مصاحبه را نیز مطالعه کنید.

http://sitsshow.blogspot.gr/2016/05/Joint-Cobra-and-Corey-Goode-Interview-by-Rob-Potter-Part-1-Unity-For-Disclosure-Disclosure-Day-in-July-Spheres-Confirmed-Catalyzing-Event-Needed-and-more.html

نسخهٔ صوتی بخش دوم این مصاحبه در یوتیوب از طریق لینک زیر در دسترس است:

https://www.youtube.com/watch?v=eBsvbqF4WHM


لینک صفحهٔ راب پاتر که متن و فایل صوتی این مصاحبه در آن منتشر شده است، در اینجا قرار دارد:

http://thepromiserevealed.com/corey-goode-cobra-interview-w-rob-potter-part-2/


راب پاتر: خانم‌ها و آقایان، دوباره با کوری گود و کبرا در بخش دوم این گفت‌وگو همراه شما هستیم. این مصاحبه بسیار جالب و پربار بوده است. هر دوی این عزیزان تا حد زیادی اطلاعات یکدیگر را تأیید می‌کنند و در عین حال هر کدام نکات و جزئیات بیشتری نیز به آن می‌افزایند.

امیدوارم از این همگرایی و همکاری لذت برده باشید و همچنین مراقبهٔ افشای کامل (Full Disclosure Meditation)، کنفرانس برنامهٔ فضایی مخفی (Secret Space Program) در کوه شاستا (Mount Shasta) و نیز کنفرانس‌های صعود (Ascension Conferences) کبرا را به خاطر داشته باشید.

بنابراین فرصت‌های بسیاری وجود دارد تا با دیگر افرادی که خود را اعضای جامعهٔ نور می‌دانند ارتباط برقرار کنید و به‌عنوان حاملان نور یا انتقال‌دهندگان اطلاعات در جامعهٔ خود نقش‌آفرینی کنید.

هدف اصلی این برنامه، آماده کردن مردم برای تغییرات بزرگی است که به باور مصاحبه‌شوندگان در سطح سیاره در راه است و ما در این مصاحبه‌ها به دنبال شفافیت بیشتر دربارهٔ این موضوعات هستیم.

ابتدا با کوری صحبت می‌کنیم. نخستین پرسش از سوی یکی از مخاطبان مطرح شده است:

«کوری، شما گفته‌اید که برخی از گروه‌های فرازمینی (ET) با انگیزه‌ای تا حدی مبتنی بر خدمت به خود (service-to-self) در اینجا حضور دارند. آیا این درست است؟»


کوری گود: بله.


راب: بله، شما همچنین گفته‌اید که بلو اوین‌ها (Blue Avians) به این دلیل اینجا هستند که ما، به تعبیر خودتان، مانند یک «چتر نجات» برای آن‌ها هستیم. به نظر می‌رسد وضعیت کنونی زمین و مشکلات آن، به نوعی مانع پیشرفت و تکامل آن‌ها شده است. آیا درست متوجه شده‌ام؟


کوری: بله، و این موضوع دربارهٔ همهٔ موجوداتی که از این الگو پیروی می‌کنند نیز صدق می‌کند؛ یعنی موجوداتی که در گذشته دست به ایجاد، دستکاری یا آفرینش موجودات دیگر زده‌اند.

وقتی آن‌ها هزاران یا حتی میلیون‌ها سال بعد از آن مرحله عبور می‌کنند و به سطح بالاتری از تکامل می‌رسند، دیگر نمی‌توانند به مراحل بالاتر صعود یا پیشرفت کنند، مگر اینکه به گذشته بازگردند و مسئولیت آفرینش‌های خود و هرگونه پیامد یا گره‌های کارمایی مربوط به آن‌ها را حل‌وفصل کنند.

البته ما آفریدهٔ موجودات کره‌ای (Sphere Beings) نیستیم، اما اقداماتی که آن‌ها میلیون‌ها یا حتی میلیاردها سال پیش انجام داده‌اند، به نوعی سرنوشت آن‌ها را با ما گره زده است؛ به گونه‌ای که ما باید به مرحلهٔ بعدی تکامل یا صعود خود برسیم تا آن‌ها نیز بتوانند به طور کامل به مرحلهٔ بعدی وارد شوند.

آن‌ها تا جایی که می‌توانسته‌اند پیش رفته‌اند و هدف نهایی‌شان بازگشت به منبع (Source) است.


راب: بسیار خوب. این پرسش نیز در همین زمینه مطرح شده است:

«اگر چنین باشد، این یعنی آن‌ها نیز با هدف پیشرفت خودشان در اینجا حضور دارند.»

کوری: بله، پاسخ این سؤال در توضیح قبلی من وجود داشت.


راب: درست است. بنابراین شاید آن‌ها در حال حاضر صرفاً برای مداخله مستقیم اینجا نباشند. آیا این موضوع به این معناست که آن‌ها نیز تا حدی در راستای منافع خود عمل می‌کنند؟



کوری گود:

بله. «کاری» (Kaaree) از این موضوع استفاده کرد تا به‌اصطلاح ضربه‌ای به من بزند، چون فکر می‌کنم با این دیدگاه که مردم او «خدمت به خود» (Service-to-Self) هستند، موافق نبود.

اما اگر به اصل موضوع نگاه کنیم، اگر همهٔ ما یکی باشیم و از نظر کارمایی به یکدیگر پیوند خورده باشیم، یا در هر سطحی به هم متصل باشیم، در آن صورت بر اساس همین تعریف، هر نوع موجودی تا حدی «خدمت به خود» محسوب می‌شود.

پیش از آنکه بتوانند به «منبع» (Source) بازگردند، باید مطمئن شوند که ما در مسیر درست قرار گرفته‌ایم یا دست‌کم در حال حرکت به سوی مسیر درست هستیم.

بنابراین، فکر می‌کنم اگر از آن دیدگاه و در آن مقیاس بسیار بزرگ به موضوع نگاه کنیم، شاید بتوان چنین برچسبی را برای آن‌ها به کار برد.


راب:

بله. فقط به نظر می‌رسد که آن‌ها فناوری بسیار پیشرفته‌تری دارند و به همین دلیل همه باید به حرفشان گوش دهند.

کبرا، دوست دارم نظر شما را دربارهٔ این گفت‌وگو بدانم.


کبرا:

بسیار خوب. کل کهکشان یک موجود زنده است؛ یک موجود آگاه و زنده، و همهٔ سلول‌های این ارگانیسم کهکشانی به یکدیگر متصل هستند.

بنابراین اگر حتی یک سلول به سرطان آلوده شود، کل بدن کهکشانی نمی‌تواند به‌طور کامل تکامل پیدا کند.

هیچ نژادی در کهکشان نیز نمی‌تواند به تکامل کامل برسد، مگر اینکه وضعیت زمین حل‌وفصل شود.

همچنین، تقسیم‌بندی میان «خدمت به دیگران» (Service-to-Others) و «خدمت به خود» (Service-to-Self) یک تقسیم‌بندی مصنوعی است. این یک برنامه‌ریزی برای ایجاد جدایی میان موجودات بوده است.

هر موجود دارای شعور ابتدا باید از خودش مراقبت کند تا بتواند به دیگران کمک کند.

نکتهٔ اساسی، حفظ تعادل میان رسیدگی به نیازهای خود و سپس کمک به دیگران است.

جامعهٔ تکامل‌یافتهٔ کهکشانی این تعادل را حفظ کرده است.

رسیدگی به نیازهای خود به این معنا نیست که دیگران را زیر پا بگذارید یا حقوق آن‌ها را نقض کنید؛ بلکه به این معناست که همکاری محترمانه‌ای در سراسر کهکشان برقرار شود.

و این همان چیزی است که نژادهای پیشرفتهٔ کهکشانی به آن دست یافته‌اند؛ آن‌ها جامعه‌ای متمدن ایجاد کرده‌اند که در آن دیگر نیازی به جنگ یا درگیری وجود ندارد.

در واقع، درگیری و جنگ یک ناهنجاری (Aberration) است. این یک آنومالی یا بی‌هنجاری در نظام طبیعی است.

برای بخش اعظم کهکشان، آنچه اکنون بر روی زمین در حال رخ دادن است، چیزی جز جنون محض نیست.

آن‌ها در واقعیتی مبتنی بر عشق زندگی می‌کنند؛ در اقیانوس کهکشانیِ عشق.

و از دیدگاه آن‌ها، آنچه اینجا بر روی زمین جریان دارد، چیزی جز دیوانگی مطلق نیست.


راب:

بسیار متشکرم، و باید بگویم که با این دیدگاه موافقم. بدون شک ما اینجا روی زمین در وضعیت نوعی جنون به سر می‌بریم.

مایلم نکته‌ای را اضافه کنم. من نیز شنیده‌ام و احساس کرده‌ام که همهٔ ما یکی هستیم و اینکه موجوداتی در حال تلاش هستند تا این وضعیت را که اکنون بر زمین حاکم است، حل‌وفصل کنند. و ما که اینجا روی زمین زندگی می‌کنیم نیز همین مسئولیت را داریم.

اگر ما انسان‌ها روی زمین بتوانیم این حقیقت را درک کنیم... اکنون به‌وسیلهٔ برنامه‌ریزی‌ها، مرزها و ساختارهای قدرت از یکدیگر جدا شده‌ایم. اما اگر بفهمیم که همه یک ملت و یک خانواده هستیم، خواهیم دید که در آفریقا انسان‌ها از گرسنگی رنج می‌برند، کودکان یتیم وجود دارند، افراد بی‌خانمان در سراسر جهان زندگی می‌کنند و انسان‌های زیادی در حال رنج کشیدن هستند، در حالی که منابع مالی ما صرف امور دیگری می‌شود.

ما می‌توانیم همسایگان خود را سیر کنیم. می‌توانیم خود را یک خانوادهٔ واحد ببینیم. این همان چیزی است که این جنبش برای آن شکل گرفته است؛ اینکه مردم بیدار شوند و رهبران، صادق و عادل باشند.

اکنون می‌خواهیم درباره برخی تفاوت دیدگاه‌ها صحبت کنیم. ما تاکنون درباره نقاط مشترک زیادی صحبت کرده‌ایم و هدف من تنها رسیدن به شفافیت بیشتر است، نه تأکید بر اختلاف‌ها.

کبرا، شما گفته‌اید آن چیزی که کوری از آن به‌عنوان هوش مصنوعی یاد می‌کند، از دید شما همان شبکهٔ کنترل ذهن مبتنی بر میدان پلاسمایی و امواج اسکالر است؛ شبکه‌ای چندبعدی که توسط فناوری فیزیکی تقویت می‌شود.

اما شما همچنین گفته‌اید که این سامانه قابل خاموش شدن است و بخشی از یک حصار پلاسمایی-اسکالر محسوب می‌شود که با برخی اعضای کابال، گروه کیمرا و همچنین بمب‌های «تاپلت» و «استرنجلت» در ارتباط است.

نکتهٔ اصلی این است که این سامانه یک ابررایانهٔ بسیار پیشرفته است که آن‌قدر سریع واکنش نشان می‌دهد که گویی دارای آگاهی و شعور مستقل است.

آیا می‌توانید دیدگاه خود را درباره این شبکهٔ کنترلی توضیح دهید؟

---

کبرا:

بسیار خوب. این بیشتر مسئلهٔ اصطلاحات است. آنچه در اینجا با آن روبه‌رو هستیم، در اصل یک هوش آگاه و ارگانیک است که از فناوری استفاده می‌کند؛ در واقع فناوری را به‌عنوان بدن یا وسیلهٔ تجلی خود به کار می‌گیرد.

نرم‌افزارهایی که بر پایهٔ «منطق فازی» (Fuzzy Logic) عمل می‌کنند، بخشی از این ساختار هستند.

بنابراین ممکن است کسی بگوید: «این یک هوش مصنوعی است؛ این برنامه خودش فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد.»

اما در واقع، همواره یک موجود زنده و آگاه در پشت آن برنامه قرار دارد که تصمیم‌ها را می‌گیرد و آن نرم‌افزار فقط تا حد زیادی به او در انجام این کار کمک می‌کند.

اگر از زاویه‌ای خاص نگاه کنید، ممکن است به نظر برسد که خود برنامه در حال تصمیم‌گیری است؛ اما همیشه موجودی دارای ارادهٔ آزاد در پشت آن تصمیم‌ها حضور دارد.

گروه «کیمرا» میلیون‌ها و میلیون‌ها سال پیش چیزی را که امروز «هوش مصنوعی» نامیده می‌شود، ایجاد کرد و تلاش نمود این آلودگی را از طریق شبکه‌های پلاسمایی-اسکالر در سراسر کهکشان گسترش دهد.

آن‌ها تا حدی در این کار موفق شدند، اما باید بگویم که پیشرفته‌ترین نژادهای کیهانی می‌دانند چگونه با این پدیده مقابله کنند.

---


راب:

متشکرم. کوری، شما دیدگاه کمی متفاوتی دارید. لطفاً برداشت خود را توضیح دهید. فکر می‌کنم بخشی از این اطلاعات را از «گلس‌پدها» دریافت کرده‌اید.

شما گفته‌اید این پدیده موجودیتی مستقل است؛ چیزی شبیه «ترمیناتور» یا «بورگ» که قبلاً درباره‌اش صحبت کرده بودیم.

همچنین گفته‌اید که این پدیده چندین کهکشان را آلوده کرده است.

لطفاً دیدگاه خود را توضیح دهید و سپس هر دو می‌توانید درباره دیدگاه یکدیگر نیز اظهار نظر کنید.

---

کوری گود:

بخشی از صحبت‌های کبرا، اگر درست متوجه شده باشم، به نظر می‌رسد ترکیبی از دو فناوری متفاوت باشد. البته ممکن است من برداشت نادرستی کرده باشم. شبکه‌ای از کنترل ذهن مبتنی بر امواج اسکالر در اطراف زمین وجود دارد که از زمانی که انسان‌ها بر روی این سیاره زندگی کرده‌اند، فعال بوده است. برای ساده‌تر شدن بحث، می‌توانیم آن را «شبکهٔ کنترل ذهن» یا صرفاً «شبکهٔ کنترل» بنامیم.

دو ناو یا سفینهٔ عظیم نیز وجود دارند که هیچ سرنشینی ندارند و توسط چیزی که ما آن را یک برنامهٔ رایانه‌ای می‌نامیم کنترل می‌شوند.

این دو سفینه مدار این شبکهٔ کنترلی را کامل می‌کنند؛ در حالی که بخش عمدهٔ این شبکه روی خود زمین قرار دارد.

این سامانه از نظر فنی قابل خاموش شدن است.

درباره خاموش کردن آن صحبت‌هایی شده است، اما گفته می‌شود اگر این شبکه ناگهان خاموش شود، پیامدهای بسیار سختی برای بشریت خواهد داشت. این در واقع دلیلی است که برای خاموش نکردن آن مطرح می‌کنند.

اما واقعیت این است که برخی از گروه‌های جدید «برنامه‌های دسترسی ویژه» (Special Access Programs) این فناوری را مطالعه کرده‌اند، از آن الگوبرداری کرده‌اند و اکنون برای اهداف خودشان از آن استفاده می‌کنند. اما سیگنال هوش مصنوعی میان‌بعدی که من درباره آن صحبت می‌کنم، موضوع متفاوتی است.

این یک سیگنال بود که از واقعیتی دیگر، میلیون‌ها یا شاید میلیاردها سال پیش، وارد شد. این سیگنال به‌تدریج از میان چندین کهکشان عبور کرد و همان‌گونه که پیش‌تر توضیح داده‌ام، وارد میدان‌های زیست‌عصبی موجودات زنده شد. همچنین به فناوری‌ها نفوذ کرد و از آن‌ها بهره‌برداری نمود؛ اما خودِ آن فناوری نیست.

این چیزی نیست که موجودات ارگانیک آن را به‌عنوان یک فناوری هوش مصنوعی ساخته باشند.

بلکه یک سیگنال فراگیر است که اکنون از طریق سامانه‌های انتقالی که موجودات آگاه را فریب داده تا برایش ایجاد کنند، خودش را بازپخش می‌کند.

موجودات بسیار پیشرفته از نظر فناوری و معنویت می‌توانند با این پدیده مقابله کنند.

اما تمدن‌های بسیار زیادی که تنها حدود هزار سال از ما پیشرفته‌تر هستند، همچنان ناچارند با این تهدید روبه‌رو شوند.







نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

معرفی کبرا سخنگوی فدراسیون کهکشانی

  🔰 معرفی کبرا سخنگوی فدراسیون کهکشانی کبرا یک مرد استارسید از نژاد فرازمینی پلیدین ها هست که از خوشه ستاره ای پروین به سیاره زمین تناسخ کرده.  کبرا از روح فامیلی «ماندالا – سِمجاسه (Semjase)» است.  کبرا کانتکت و رابط جنبش مقاومت و همچنین سخنگوی فدراسیون کهکشانی نور [فدراسیون کهکشانی راه شیری] است که در جهت کمک به صعود و آزاد سازی سیاره زمین و آماده شدن برای رخداد به جمعیت سطح زمین اطلاع رسانی و کمک میکند. او از کودکی تجربیات معنوی عمیقی داشته است، کبرا خاطرات واضحی از ارتباط عمیقش با پلیدین ها و خوشه پروین و تجربیات اصلی زندگی گذشته اش دارد. علاوه بر این، او توانایی ارتباط با تمدن های میان ستاره ای، استادان صعود کرده و راهنمایان نور با ابعاد بالا را دارد. علاوه بر این، پلیدین ها فناوری ساخت محصولات تاکیونیزه Tachyonized شده را با او به اشتراک گذاشته اند که امکان گردش انرژی تاکیون tachyon با فرکانس بالا را در سراسر جهان فراهم می کند. شخص کبرا یک برادر ستاره‌ای پلیدینی است که اینجا و درون پرده Veil، قرنطینه زمین یا سیاره زندان حضور دارد، و بیش از ۴۰ سال است که به گروه بزر...

Golden Timeline خط زمانی طلایی سیاره ای

  درود برشما توجه داسته باشین که این مقاله مخصوص خط زمانی طلایی است و مطلب مصاحبه ها کنفرانس هایی که در این مورد اشاره شده است را در اینجا قرار میگیرد و مقاله ای هست که بروز رسانی میشود. ________________________ مدیتیشن خط زمانی طلایی سیاره‌ای  ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ از وب‌سایت  We Love Mass Meditation طبق گفته کبرا، فرآیند انتقال به خط زمانی طلایی سیاره‌ای، که بهینه‌ترین خط زمانی برای سیاره بشمار می‌رود، در شرف آغاز است. https://2012portal.blogspot.com/2026/01/golden-planetary-timeline.html کانجانکشن درازمدت زحل با نپتون فرصت  در تاریخ ۲۶ ژانویه، ساعت ۵:۳۴ بعدازظهر به وقت جهانی، سیاره نپتون برای همیشه جایگاه Pisces (ماهی‌ها|حوت) را ترک کرده و وارد جایگاه Aries (بره|حَمَل) می‌شود. نپتون از سال ۲۰۱۱/۲۰۱۲ در Pisces قرار داشت و این دوره با سردرگمی فراوان، پاک‌سازی گذشته و احساس قربانی بودن همراه بوده است. با ورود نپتون به Aries، یکی از محورهای اصلی برای ۱۳ سال آینده، فرآیند صعود فردی خواهد بود. سپس در تاریخ ۷ مارس، یک آرایش آسترولوژیک بسیار مهم از نپتون در کانجانکشن با نقطه میا...

ورکشاپ بهشت ​​جدید و زمین جدید توسط کبرا در بورابورا

  کارگاه آموزشی بهشت ​​جدید و زمین جدید توسط کبرا بورا بورا، پلی‌نزی فرانسه — ۲۳ تا ۲۴ مهٔ ۲۰۲۶ منبع لینک زیر : https://prepareforchange-japan.blogspot.com/2026/06/new-heaven-and-new-earth-workshop-by-cobra.html?m=1 سلب مسئولیت: این صورت‌جلسه بر اساس گردآوری چندین یادداشت معتبر (به زبان‌های انگلیسی و ژاپنی) تهیه شده است که با یکدیگر تطبیق و راستی‌آزمایی شده‌اند و توسط تیم ژاپنی به سرپرستی تاکانوبو و تیم تایوانی به سرپرستی پاتریک مورد تأیید قرار گرفته‌اند. این متن، بازنویسیِ لفظ‌به‌لفظِ مباحث مطرح‌شده نیست. ممکن است شامل مواردی از قبیل بدشنوایی، حذف ناخواسته برخی مطالب، یا خطاهای تفسیری باشد. لطفاً در استفاده از این مطالب، قضاوت و تشخیص شخصی خود را نیز به کار بگیرید. روز اول - ۲۳ مه ۲۰۲۶  افتتاحیه به همه شما خوش‌آمد می‌گویم. امروز و فردا کارگاهی بسیار ویژه در پیش خواهیم داشت. این کاری است که تاکنون هرگز انجام نداده‌ایم، زیرا پیش از این امکان انجام آن وجود نداشت. پیش از آنکه آغاز کنیم، چند اطلاعیه فنی دارم. لطفاً از هیچ‌گونه دستگاه الکترونیکی در داخل این اتاق استفاده نکنید؛ می‌ت...