مصاحبه کبرا و کوری گود توسط راب پاتر
در اینجا متن تایپی و فایل صوتی بخش نخست مصاحبه مشترک کبرا (Cobra) و کوری گود (Corey Goode) با راب پاتر (Rob Potter) ارائه شده است.
نسخه صوتی این مصاحبه در یوتیوب از طریق لینک زیر قابل دسترسی است.
https://www.youtube.com/watch?v=5isRaDTQ6sg
نسخه صوتی در ساندکلاد نیز از طریق لینک زیر در دسترس است.
https://soundcloud.com/thepromiserevealed/corey-goode-cobra-interview-w-rob-potter
همچنین، صفحه راب پاتر که این مصاحبه را منتشر کرده، از طریق لینک مربوطه قابل مشاهده است.
http://thepromiserevealed.com/may-2016-cobra-corey-goode-intervew-with-rob-potter-part-1/
متن کامل مصاحبه نیز در ادامه ارائه شده است.
راب پاتر:
سلام به خانمها و آقایان، پسرها و دخترها، برادران و خواهران، و تجلی الهیِ «کل».
من راب پاتر هستم و شما به برنامه رادیویی Victory of the Light (پیروزی نور) گوش میدهید.
من مجری این برنامه هستم.
ابتدا مایلم از آلن از سرزمین شگفتانگیز «دان آندر» (استرالیا) تشکر کنم که امکان پخش این برنامه را فراهم کرده است.
اگر مایل به حمایت از این ایستگاه رادیویی هستید، میتوانید از طریق دکمه مربوط به ایستگاه در وبسایت اقدام کنید.
همچنین میخواهم به اطلاع همه شما برسانم که یک صفحه در فیسبوک و نیز صفحهای با عنوان Cobra Resistance and Blog دارم که میتوانید آنها را دنبال کنید.
همچنین میتوانید از وبسایت من نیز بازدید کنید. لینک زیر
http://thepromiserevealed.com/
از دانل بابت پیادهسازی متن این مصاحبه صمیمانه تشکر میکنم.
همچنین از ریکه سرافیکو (Rique Seraphico) که معمولاً مسئول تهیه نسخه متنی برنامههاست سپاسگزارم؛ او در آینده دوباره به ما خواهد پیوست.
از کریس نیز بابت تنظیم و پردازش صدای کبرا تشکر میکنم.
به دلیل فاصله سیگنال که گاهی به حدود ۲۴ هزار مایل میرسید، ارتباط در بعضی لحظات کمی دشوار بود.
مدت زمان ضبط اولیه این مصاحبه بیش از یک ساعت بود، اما پس از ویرایشهای لازم، نسخه نهایی به حدود ۵۰ دقیقه کاهش یافت؛ به همین دلیل مقدمه امروز را کمی طولانیتر ارائه میکنم.
در ادامه، اطلاعاتی را با شما در میان خواهم گذاشت که امیدوارم برایتان جالب باشد.
افرادی که از درون برخی رویدادها اطلاعاتی را افشا میکنند، برای حفظ وحدت و همچنین احترام به دنبالکنندگان خود، توافق کردهاند که درباره پرسشهای یکدیگر اظهار نظر و دیدگاههای خود را مطرح کنند.
من نیز چند پرسش برای مطرح کردن دارم.
(وبسایتها)
- راب پاتر: وبسایت thepromiserevealed.com
- کبرا: وبلاگ 2012portal.blogspot.com
- کوری گود: وبسایت spherebeingalliance.com
---
راب پاتر:
کوری گود و کبرا، با وجود اینکه برخی از جنبههای اطلاعات و دیدگاههای شما با یکدیگر همخوانی کامل ندارند، آیا هر دوی شما بهطور کلی درباره موضوعات مهمتر با یکدیگر توافق دارید؟
موضوعاتی مانند:
- افشای کامل اطلاعات (Full Disclosure)
- آزادی برای مردم
- انتشار فناوریهای پنهان
- پایان دادن به جنگها
- پایان دادن به تخریب محیط زیست
کوری، ابتدا نظر شما را میشنویم.
کوری گود:
بله، فکر میکنم این موضوعی است که تقریباً هر کسی میتواند از آن حمایت کند. همه ما نشانههایی دیدهایم که نشان میدهد این مسائل صرفاً «نظریههای توطئه» نیستند، بلکه واقعی هستند.
ما شاهد جنبشهای مختلف سیاسی بودهایم.
مردم از دروغها خسته شدهاند و اکنون آمادهاند.
---
کبرا:
بله، البته که با این موارد موافقم. من تمام عمرم برای این اهداف مبارزه کردهام و طبیعتاً از هر کسی که در همین مسیر تلاش و مبارزه کند، حمایت خواهم کرد.
---
راب پاتر:
آیا دلیلی وجود دارد که مخاطبان و دنبالکنندگان شما دو نفر نتوانند برای دستیابی به افشای کامل حقیقت و آزادی سیاره با یکدیگر همکاری کنند؟ کبرا، نظر شما چیست؟
---
کبرا:
من هیچ دلیلی برای مخالفت با چنین همکاریای نمیبینم.
(کوری، نظر شما چیست؟)
کوری گود:
این دقیقاً یکی از اهداف اصلی ما در پروژه افشای کامل است؛ یعنی ایجاد وحدت در جامعه. دیدگاهها و ایدئولوژیهای گوناگون بسیاری وجود دارند که میتوانیم درباره آنها با یکدیگر بحث و اختلافنظر داشته باشیم. اما یک موضوع وجود دارد که همه ما میتوانیم بر سر آن توافق داشته باشیم: ما افشای کامل حقیقت را میخواهیم.
ما میخواهیم حقیقت را بدانیم.
اگر اختلافاتمان را موقتاً کنار بگذاریم و بر آنچه دربارهاش اتفاقنظر داریم تمرکز کنیم، میتوانیم دستاوردهای بسیار زیادی داشته باشیم.
---
راب پاتر:
عالی است. این دقیقاً همان چیزی است که مردم جهان مدتها منتظر شنیدنش بودند. کوری، آیا تو میدانی «رخداد (The Event)» که کبرا از آن صحبت میکند چیست؟
کوری : خیر.
راب پاتر: کبرا، آیا مایل هستید توضیح کوتاهی درباره آن ارائه دهید؟
کبرا:
بله، حتماً. «رخداد (The Event)» لحظه وقوع پیشرفت فشردگی یا شکست فشردگی (Compression Breakthrough) است.
پیشرفت فشردگی زمانی رخ میدهد که نیروهای نور از بالای سطح سیاره و نیروهای نور از زیر سطح سیاره در سطح زمین به یکدیگر برسند و به هم متصل شوند.
من امیدوارم همه ما با این موضوع موافق باشیم که در منظومه شمسی، گروههایی وجود دارند که از نور و آزادی سیاره حمایت میکنند. همچنین گروههایی نیز در زیر سطح زمین حضور دارند که از نور و آزادسازی سیاره پشتیبانی میکنند.
این نیروها بهتدریج به سوی سطح زمین پیش میآیند، زیرا سطح زمین میدان اصلی نبرد و کانون این فرایند است؛ فرایندی که تنها به سیاره زمین محدود نمیشود.
هنگامی که این پیشرفت فشردگی رخ دهد، آن را «رخداد» مینامیم.
در واقع، «رخداد» مجموعهای از رخدادهای همزمان است.
یکی از جنبههای آن این است که نیروهای نور کنترل رسانههای جمعی را در دست میگیرند و اطلاعاتی درباره حضور موجودات فرازمینی، جنایتهای کابال و فناوریهای پیشرفته منتشر میکنند؛ یعنی افشای کامل (Full Disclosure).
بخش دیگر آن، دستگیری گسترده اعضای کابال است.
بخش دیگر، بازتنظیم نظام مالی (Financial Reset) است که، «ائتلاف شرقی» مدتها برای آن برنامهریزی کرده است.
همچنین، بهتدریج به سمت تماس نخست (First Contact) پیش خواهیم رفت؛ یعنی برقراری نخستین تماس رسمی میان تمدن زمینی و دیگر نژادهای مثبت فرازمینی که در سراسر کهکشان حضور دارند.
«رخداد» نقطه آغاز و محرک این فرایند است.
این خلاصهای از مفهوم «رخداد» بود.
علاوه بر این، از دیدگاه من، پالس یا تپش انرژی از خورشید مرکزی کهکشان نیز وجود دارد.
خورشید مرکزی کهکشان یک موجود زنده است و این پالس انرژی را بر اساس سطح آگاهی جمعی، میزان بیداری بشر و آمادگی انسانها زمانبندی میکند.
هنگامی که این پیشرفت فشاری رخ دهد، سطح آگاهی بشریت به اندازهای خواهد رسید که بتواند این پالس قدرتمند انرژی را از مرکز کهکشان دریافت کند.
راب پاتر:
کوری گود، آیا اطلاعاتی که از منابع خود دریافت کردهاید، بهطور مشخص گفتههای کبرا درباره «رخداد (The Event)» را تأیید میکند؟
---
کوری گود :
بخش زیادی از آنچه کبرا بیان کرد، جزو موضوعاتی است که در جریان مذاکرات میان ائتلافهای مختلف، گروههای کابال و سایر طرفها مطرح بوده است.
بله، این موارد تا حد زیادی بخشی از واقعیت آن چیزی است که در حال رخ دادن است و درباره آن مذاکره میشود.
البته بسیاری از جزئیات هنوز در حال تغییر و تحول است؛ از جمله اینکه هر گروه چه میزان از اطلاعات را مایل است منتشر کند و به چه شکلی این کار انجام شود.
اما در نهایت، تصور برخی گروهها این است که کنترل بیشتری بر نحوه انتشار اطلاعات دارند، در حالی که در عمل احتمالاً نفوذ و اختیار آنها کمتر از چیزی است که خودشان فکر میکنند.
---
راب پاتر:
این خبر بسیار امیدوارکنندهای برای همه است. پرسش بعدی برای کبراست.
کبرا، آیا تاکنون از منابع خود تأییدی دریافت کردهاید که نه تنها وجود پرندگان آبی (Blue Avians)، بلکه ائتلاف موجودات کروی (Sphere Being Alliance) و همچنین نشستهایی را که کوری از آنها سخن گفته است—مانند جلسات ابر فدراسیون ۴۰ (Super Federation of 40)، ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) و سایر گروههایی که توصیف کرده—تأیید کند؟
---
کبرا:
در واقع، این چند پرسش در یک سؤال است.
من میتوانم تأیید کنم که منابع من وجود آنچه «کرهها» (Spheres) نامیده میشوند را تأیید کردهاند.
البته آنها از این نامگذاری استفاده نمیکنند.
بر اساس اطلاعاتی که دریافت کردهام، اجرام بسیار عظیمی در نواحی بیرونی منظومه شمسی و همچنین در بخشهای مختلف این منظومه وجود دارند که بیشتر اوقات استتار شدهاند.
این استتار تنها در محدوده نور مرئی نیست، بلکه در تمام طیفهای تابش الکترومغناطیسی انجام میشود؛ به همین دلیل با ابزارهای معمول قابل شناسایی نیستند.
همچنین، بنا بر این اطلاعات، این اجرام حتی برای افرادی که از روشهای مشاهده از راه دور (Remote Viewing) استفاده میکنند نیز قابل تشخیص نیستند.
این بخش از اطلاعات را میتوانم تأیید کنم.
اما نمیتوانم تمام جزئیاتی را که کوری گود مطرح کرده است تأیید کنم و همچنین نمیتوانم دیدارها یا جلساتی را که او با ائتلافهای مختلف توصیف کرده است تأیید یا رد کنم.
با این حال، وجود کلی این کرهها را بر اساس منابع خود تأیید میکنم، هرچند نه با همان جزئیاتی که کوری ارائه کرده است.
راب پاتر:
بار دیگر، خانمها و آقایان، با دو مهمان روبهرو هستیم که هر دو معتقدند ارتباطات واقعی با منابع خود داشتهاند و به نظر میرسد این گروهها هر کدام در چارچوب مأموریتها و حوزههای فعالیت متفاوتی عمل میکنند.
کوری، نظر شما چیست؟ ما میدانیم افراد بسیاری هستند که انواع مختلفی از ارتباطات و تماسها را گزارش میکنند.
از دیدگاه شما، آیا ممکن است دلیل اینکه برخی از این افراد—که ادعا میکنند تماسهای مستقیم و حضوری واقعی دارند و در نهایت برای یک هدف مشترک فعالیت میکنند—همیشه اطلاعات کاملاً یکسانی ارائه نمیدهند، این باشد که هر کدام با گروههای متفاوتی در ارتباط هستند و هر گروه نیز در چارچوب مأموریت و مسئولیت خاص خود عمل میکند؟
بدیهی است که گروههای متعددی وجود دارند.
نظر شما درباره این موضوع چیست؟
کوری گود :
گروههای مختلفی وجود دارند که هر کدام با وجود داشتن تفاوتهایی در اهداف نهایی و روشهای خود، در مجموع در راستای یک هدف کلی حرکت میکنند. هر گروه، عملیات و مأموریت ویژه خود را دنبال میکند و به همین دلیل، همیشه از جزئیات فعالیتها و برنامههای سایر گروهها آگاهی کامل ندارد. ممکن است بسیاری از آنها از اطلاعات مشابهی استفاده کنند، اما لزوماً بر اساس یک برنامه یا مأموریت مشترک عمل نمیکنند. اگر منظورتان موجودات یا گروههای مختلف است، ممکن است با دو یا سه گروه یا موجود متفاوت روبهرو شوید که هر یک شیوه عملیاتی، روش ارتباط و دلیل خاص خود را برای انتقال اطلاعات دارند.
با این حال، میتوان تشخیص داد که همه آنها در نهایت در راستای یک هدف کلی و مشترک فعالیت میکنند.
---
راب پاتر:
کبرا، آیا شما با این دیدگاه موافق هستید یا نکتهای برای اضافه کردن دارید؟
---
کبرا:
بله، موافقم. هر گروه، ریشههای فرهنگی، پیشینه و راهبرد خاص خود را دارد. برای هیچیک از این گروهها، هدایت و مدیریت این وضعیت آسان نیست، زیرا شرایط بسیار پیچیده است. هر گروه باید سیاست و شیوه عمل خود را متناسب با شرایط پیدا کند و این کار همیشه آسان نیست. هر کدام از زاویه دید و تجربه خود به مسائل نگاه میکنند.
وقتی این دیدگاههای مختلف با یکدیگر روبهرو میشوند، طبیعی است که مدتی صرف شناخت متقابل، تبادل اطلاعات و هماهنگسازی دادهها شود. این فرایندی زمانبر است، بهویژه در داخل منظومه شمسی که سالها با تفرقه و محدودیت شدید در تبادل اطلاعات روبهرو بوده است. به همین دلیل انتظار دارم این روند به زمان نیاز داشته باشد.
---
کوری گود:
این نکته بسیار مهمی بود که کبرا مطرح کرد. برای اینکه بتوانید یک موجود یا یک گروه را بهدرستی درک کنید، باید ابتدا رابطهای مبتنی بر شناخت و اعتماد با آن برقرار کنید. باید فرهنگ، پیشینه، شیوه تفکر و روش ارتباطی آنها را بشناسید. همانطور که انسانهای مختلف در زندگی روزمره هر کدام سبک متفاوتی در برقراری ارتباط دارند، این موجودات نیز هر کدام روش خاص خود را برای انتقال اطلاعات و ارتباط برقرار کردن دارند.
---
راب پاتر:
دقیقاً. برای مثال، همانطور که ایتالیاییها سبک خاصی در صحبت کردن و برقراری ارتباط دارند...
کوری گود:
فقط تفاوت فرهنگها نیست؛ بلکه تفاوت شخصیتها و دیدگاهها نیز اهمیت دارد. انسانها هر کدام به شیوه متفاوتی ارتباط برقرار میکنند و حتی در زندگی روزمره نیز ممکن است منظور یکدیگر را اشتباه برداشت کنیم. بنابراین، تا زمانی که کسی را بهخوبی نشناسید، درک کامل منظور او دشوار است.
همین موضوع درباره برخی از این موجودات نیز صدق میکند؛ باید مدتی با آنها ارتباط داشته باشید تا بتوانید پیامهایی را که منتقل میکنند بهدرستی درک و تفسیر کنید.
---
راب پاتر :
متشکرم. من معمولاً سؤالهایی را انتخاب میکنم که بارها از سوی مخاطبان تکرار شدهاند. این یکی هم سؤال جالبی است.
افراد زیادی از نقاط مختلف جهان برای من لینک خبرها و ویدئوهایی فرستادهاند که به پدیدههای مشابهی اشاره میکنند؛ مانند فروچالههای عظیم و دایرهای که در برخی مناطق ظاهر شدهاند و همچنین صداهای عجیبی که در شهرهای مختلف جهان شنیده میشود.
سؤال این است: این صداهای مرموز و شبیه شیپور که در کشورهای مختلف شنیده شدهاند، چه هستند؟ کبرا، ابتدا نظر شما را میشنویم.
آیا درباره منشأ این صداها اطلاعاتی دارید؟ به نظر میرسد این پدیدهها واقعاً رخ دادهاند.
---
کبرا:
بنا بر اطلاعات منابع من، آنچه رخ میدهد مربوط به چیزی است که میتوان آن را فروصوت (Infrasound) نامید.
این امواج در آستانه شنوایی انسان قرار دارند؛ حدود ۱۶ هرتز.
از دیدگاه منابع من، این فرکانس برای آگاهی انسان زیانآور است و کابال از دستگاههایی مبتنی بر امواج اسکالر برای انتقال این فروصوت استفاده میکند.این امواج تنها در فضای فیزیکی منتشر نمیشوند، بلکه در فضای اتری و بهویژه در پلاسما نیز انتشار مییابند.
به گفته منابع من، از طریق این امواج، آگاهی انسان در یک وضعیت ارتعاشی خاص نگه داشته میشود.
افرادی که شنوایی حساسی دارند، ممکن است این صدا را بشنوند و برخی دیگر آن را بهصورت ارتعاشی در بدن خود احساس کنند.
این پدیده در نقاط مختلف جهان مشاهده و اندازهگیری و مستندسازی شده است.
---
راب پاتر:
برای روشنتر شدن موضوع، برخی از این صداها آنقدر واضح بودهاند که در بعضی مناطق بهطور مستقیم شنیده شدهاند.
برای مثال، فکر میکنم در ایالت یوتا مدتی این صداها شنیده میشد و حتی رسانههای خبری نیز آن را گزارش کردند.
آیا ممکن است این موضوع ناشی از ازکارافتادن فناوریهای کابال باشد و به همین دلیل این امواج وارد محدوده قابل شنیدن شده باشند؟
---
کبرا:
در واقع بسیاری از مردم قادر به شنیدن این صداها هستند. شنیدن آن چندان دشوار نیست، اگر بدانید به چه چیزی باید گوش دهید. اما بیشتر مردم به دلیل مشغلههای زندگی، معمولاً به آن توجه نمیکنند. همانطور که گفتم، این صداها ثبت، اندازهگیری و طیف فرکانسی آنها بررسی شده است. معمولاً این فرکانسها اندکی پایینتر از محدوده شنوایی انسان قرار دارند، اما برخی افراد میتوانند آنها را بشنوند.
---
راب پاتر:
بسیار خوب. از آنجا که این صداها ضبط شدهاند، افراد زیادی آنها را شنیدهاند. کوری، نظر شما چیست؟
---
کوری گود :
این پرسش را بارها از من پرسیدهاند و پاسخ آن به نوع حادثه بستگی دارد. اگر صدایی کاملاً قابل شنیدن باشد و بتوان آن را ضبط کرد، در آن صورت منشأ آن میتواند مکانیکی باشد.
اگر این صدا تنها در محدوده یک شهر یا منطقه کوچک شنیده شود، ممکن است به تبادل هوا میان تأسیسات زیرزمینی و سطح زمین مربوط باشد.
اما وقتی این صداها در مناطق وسیع یا در نقاط مختلف جهان شنیده میشوند—مانند صداهای بسیار بلند شبیه شیپور یا دیگر فرکانسهای پایین—به نظر من این پدیده شبیه «لرزشهای آسمانی» (Sky Quakes) است.
این صداها ناشی از ورود امواج پرانرژی به منظومه شمسی و برهمکنش آنها با لایههای بالایی جو زمین هستند.
---
راب پاتر :
جالب بود، متشکرم. پس دو احتمال مختلف مطرح شد؛ یکی پدیدهای مرتبط با ارتعاشات و دیگری مرتبط با زیرساختهای کابال.
سؤال بعدی برای هر دوی شماست.
آیا درباره انفجارهایی که در سواحل ژاپن رخ دادهاند اطلاعاتی دارید؟
به گفته بنجامین فولفورد، این انفجارها ناشی از نبردهای زیرزمینی در زیر یک پایگاه نظامی بودهاند و هدف آنها جلوگیری از وقوع جنگ جهانی سوم بوده است. کوری، آیا درباره این زمینلرزهها یا انفجارهای اطراف ژاپن اطلاعاتی دارید؟
آیا از دیدگاه شما این رویدادها ناشی از یک سلاح هستهای کوچک بودهاند یا توضیح دیگری دارند؟
---
کوری گود:
بسیاری از زمینلرزههایی که بزرگی آنها بین ۵٫۸ تا ۶٫۸ ریشتر است، با استفاده از انواع مختلف سلاحهای پیشرفته و غیرمتعارف ایجاد میشوند.
در بهروزرسانی اطلاعاتی که قرار بود توسط دیوید ویلکاک منتشر شود، درباره نبردهای شدیدی در پایگاهها و غارهای زیرزمینی—بهویژه در آمریکای جنوبی و زیر اقیانوس اطراف جنوبگان—مطالبی ارائه خواهد شد. منتشر خواهد کرد www.divinecosmos.com
به گفته او، در این درگیریها از انواع مختلف سلاحهای پیشرفته، از جمله سلاحهایی که آنها «نسل پنجم هستهای» و نیز سلاحهای اسکالر مینامند، استفاده شده است و وضعیت در حال حاضر بسیار پرتنش است.
---
راب پاتر:
با توجه به این موضوع، آیا میتوانید توضیح دهید این نبردها میان چه گروههایی در جریان است؟
آیا میان گروههای مختلف فرازمینی است؟
یا میان بخشهایی از نیروهای نظامی مثبت و منفی؟
یا ترکیبی از همه این موارد؟
---
کوری گود:
همه این موارد درگیر هستند. او همچنین میگوید که بر اساس اطلاعات اخیر «گونزالس»، طی هفتههای گذشته گزارشهای فراوانی از مشاهده اشیای کرویشکل ناشناس بر فراز استرالیا دریافت کرده است. برخی شاهدان این اشیا را فلزی توصیف کردهاند، برخی گفتهاند حلقههایی شبیه پورتال در اطراف آنها دیده میشد و برخی نیز احتمال دادهاند منشأ آنها روسی باشد.
او همچنین از مشاهده سفینههای بسیار بزرگی با شکل «دانه کدو» نام میبرد که آنها را به دراکوها نسبت میدهد.
به گفته او، این فعالیتها در استرالیا و جنوبگان مشاهده شده و برخی از این سفینهها پیش از آنکه از جو زمین خارج شوند، توسط سفینههای ناشناس تیرهرنگ و شورونشکل مورد حمله قرار گرفتهاند.
بر اساس آخرین اطلاعات، احتمال داده شده است این سفینههای شورونشکل متعلق به یکی از گروههای ائتلاف زمینی باشند که به این فناوری دست یافتهاند، هرچند هیچ گروهی مسئولیت استفاده از آن را بر عهده نگرفته است.
---
راب پاتر:
پس اگر درست متوجه شده باشم، شما میگویید سفینههای دراکو با شکل دانه کدو در تلاش بودند از جنوبگان خارج شوند و این سفینههای شورونشکل—که گفته میشود شاید متعلق به ائتلاف زمینی باشند—آنها را متوقف کردند، نه نیروهای اصلی کنفدراسیون کهکشانی. آیا منظور شما همین است؟
کبرا:
بر اساس اطلاعاتی که از منابع خود دریافت کردهام، بله، در پایگاههای زیرزمینی کمعمق در ژاپن درگیریهایی رخ داده است.
طبق این اطلاعات، در بیشتر این درگیریها از سلاحهای متعارف استفاده شده و همین امر باعث وقوع برخی از زمینلرزهها شده است.
البته همه زمینلرزهها ناشی از این نبردها نبودهاند.
از دیدگاه منابع من، افزایش فعالیت صفحات تکتونیکی زمین نیز در این موضوع نقش دارد و این افزایش فعالیت با تغییرات و فعالیتهای مربوط به خورشید مرکزی کهکشان مرتبط دانسته میشود.
موضوع دیگری که میتوانم تأیید کنم، این است که گروههای مختلف کابال در حال جابهجایی هستند.
به گفته منابع من، آنها دو مسیر را برای فرار به سمت جنوبگان (آنتارکتیکا) در نظر گرفتهاند:
- مسیر نخست از تگزاس به مکزیک، سپس به آمریکای جنوبی، عمدتاً برزیل و آرژانتین، و از آنجا به جنوبگان میرسد.
- مسیر دوم از طریق نیوزیلند و تاسمانی به جنوبگان میرود.
به باور آنها، اگر به جنوبگان برسند، دیگر پیدا نخواهند شد.
همچنین، طبق یکی از منابع من، برخی از این گروهها حتی تلاش کردهاند از سیاره زمین خارج شوند.
همان منبع ادعا میکند گروهی که کوری آن را «ناوگان تاریک» (Dark Fleet) مینامد—که گفته میشود شاخهای جداشده از نازیها در گذشته بوده است—تلاش کرده با گروه نازی مستقر در جنوبگان ارتباط برقرار کند و مسیری ایجاد کند تا تعدادی از نیروهای خود را از جنوبگان به بخش بیرونی منظومه شمسی، در جهت کمربند کویپر (Kuiper Belt)، منتقل کند.
البته این بخش از اطلاعات هنوز تأیید نشده است و نمیتوانم با اطمینان کامل صحت آن را تضمین کنم؛ تنها میتوانم بگویم که آن را از یکی از منابع خود شنیدهام.
---
راب پاتر:
متشکرم. آیا هیچیک از شما اطلاعاتی درباره این موضوع شنیدهاید که در گذشته تمدنی با منشأ پلیدینی در آمریکای جنوبی وجود داشته که در جنگلهای بارانی زندگی میکرده، اما در اثر تغییرات بزرگ زمین از میان رفته است؟
همچنین گفته میشود فناوری بسیار پیشرفتهای در اعماق زمین باقی مانده که هنوز هم به پایدار نگه داشتن سیاره کمک میکند.
آیا درباره چنین پایگاه فناوری باستانی—که گفته میشود منشأ پلئیادی دارد و در اعماق جنوبگان قرار گرفته—اطلاعی دارید؟
---
کوری گود:
درباره منشأ پلیدینی آن اطلاعات مشخصی ندارم.
اما پیشتر درباره فناوریهای بسیار باستانی که در نقاط مختلف زمین، از جمله در اعماق زمین و جنوبگان، قرار داده شدهاند، با جزئیات صحبت کردهام.
طبق اطلاعاتی که دریافت کردهام، بخشی از این فناوریها بعدها از محل خود خارج شدهاند و همین امر باعث ایجاد مشکلاتی در صفحات تکتونیکی، شرایط آبوهوایی و برخی پدیدههای دیگر شده است.
همچنین گفته میشود که این فناوریها در مقاطعی مبادله یا واگذار شدهاند و این موضوع موجب برهم خوردن تعادل شده است.
---
راب پاتر:
برای روشن شدن موضوع، آیا میدانید این فناوری را در ابتدا چه کسانی در آنجا قرار دادهاند؟
---
کوری گود:
منشأ دقیق آن مشخص نیست. این فناوری بسیار کهن است.
اگر به یادداشتها و منابع گزارش مراجعه کنم، حدود سه تمدن یا گروه مختلف بهعنوان سازندگان احتمالی آن مطرح شدهاند.
---
راب پاتر:
متشکرم. کبرا، آیا شما در این باره اطلاعاتی دارید؟
کبرا:
در واقع، برای پاسخ به این سؤال باید کمی به تاریخ آتلانتیس بازگردیم.
بر اساس اطلاعاتی که من دریافت کردهام، آتلانتیس بر روی زمین تمدنی تقریباً جهانی بود که در دورههای مختلف، توسط امواج گوناگونی از تمدنهای کیهانی پایهگذاری و حمایت میشد.
یکی از این امواج، تمدنهای پلئیادی بودند که حدود ۲۰۰ هزار سال پیش به شکوفایی آتلانتیس کمک کردند.
پس از آن نیز گروههایی از منظومه ستارهای شعرای یمانی (Sirius) وارد شدند و حدود ۷۵ هزار سال پیش تمدن آتلانتیس را به اوج دیگری رساندند.
به گفته منابع من، هر یک از این تمدنها فناوریهای پیشرفته و همچنین آموزههای معنوی فراوانی را با خود به آتلانتیس آوردند.
آنها شبکههایی از شهرهای سطحی، شهرهای زیرزمینی، تونلها، هرمهای زیرزمینی، کریستالها و سامانههایی برای پایدارسازی صفحات تکتونیکی زمین ایجاد کردند.
اما متأسفانه، بعدها گروه دیگری که گفته میشود از منظومه اوریون آمده بودند، در این شبکههای آتلانتیس نفوذ کردند و از این فناوریها سوءاستفاده نمودند.
بر اساس این روایت، همین سوءاستفاده از فناوریهای پیشرفته یکی از عوامل اصلی نابودی و آخرین فرورفتن آتلانتیس در حدود ۱۱٬۵۰۰ سال پیش بوده است.
بخش قابل توجهی از آن فناوریهای باستانی هنوز هم در نقاط مختلف باقی ماندهاند.
برخی از آنها در کف اقیانوسها مدفون هستند، برخی در اعماق زمین قرار دارند و بخشی نیز عمداً نابود یا پنهان شدهاند.
با این حال، بسیاری از این دستگاهها، فناوریها و کریستالهای باستانی همچنان وجود دارند.
به گفته منابع من، برخی از گروههای مستقر در زیر زمین بقایای این فناوریهای کهن را کشف کردهاند و ادعا میشود که اطلاعات بیشتری درباره آنها در زمان «رخداد» (The Event) در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
کوری گود:
این فناوری بسیار جدیدتر است؛ قدیمیترین فناوریهای زیرزمینیِ سنگی نیست.
راب:
پس فناوریهایی بسیار کهنتر هم وجود دارد؛ من هم دربارهٔ آن شنیدهام.
کوری گود:
بله، قدمت برخی از آنها به صدها میلیون سال میرسد.
راب:
ممنون از این توضیح. بسیار خوب، سؤال دیگری مطرح شده است. سایمون پارکس گفته که شنیده این موضوع نتیجهٔ یک نبرد بوده است. این بار موضوع به خانه نزدیکتر است. البته مطمئن نیستیم، چون افرادی که فیلم گرفتهاند اطلاعات قطعی ندارند. چندین گروه گزارش دادهاند که در منطقهٔ Area 51 حجم عظیمی از دود دیده شده بود. این دود شبیه آتشسوزی طبیعی بوتهها نبود، چون به نظر میرسید از یک نقطهٔ مشخص منشأ گرفته باشد. آیا هیچیک از شما اطلاعاتی دربارهٔ آن ابر عظیم دود در منطقهٔ ۵۱ دارید؟ آیا این پایگاه زیرزمینی درگیر یکی از این نبردها شده بود، یا فقط یک آتشسوزی عادی بود؟
کوری گود:
مشکلات بزرگی در زمینهٔ دفع مواد هستهای حاصل از آزمایشهایشان وجود داشته است. آنها مواد هستهای را میسوزاندند و چندین بار کنترل این فرایند را از دست دادهاند. چنین اتفاقی قبلاً هم در آنجا رخ داده است.
کبرا:
طبق اطلاعاتی که از منابعم دریافت کردهام، آن حادثه صرفاً یک آتشسوزی بوتهزار (Brush Fire) بوده است.
کوری گود:
بله. آنها در حال سوزاندن و آزاد کردن موادی بودند که از کنترل خارج شده بود و در نهایت کل منطقه دچار آتشسوزی شد. این اتفاق چندین بار رخ داده است. آنها حتی در مناطقی که باد مواد را با خود حمل میکند، دستگاههای تشخیص تشعشع را خاموش میکنند. این موضوع بارها اتفاق افتاده است.
راب:
جالب است. در اینجا ممکن است هر دو درست بگویید. کبرا میگوید آتشسوزی بوتهزار بوده است. کوری...
کوری گود:
بله، آتشسوزی بوتهزار بود. اما این آتشسوزی در اثر آن ماجرا به یک آتشسوزی بزرگ و گسترده تبدیل شد.
راب:
یعنی بر اثر سوزاندن آن مواد ایجاد شده است؟ واقعاً دیوانگی است. این افراد واقعاً کارهای خطرناکی انجام میدهند. ممنون از توضیحت.
حالا سؤال بعدی برای هر دوی شماست. کوری، چون ظاهراً با مفهوم «رخداد» (The Event) تازهتر آشنا شدهای، و با توجه به آنچه از منابع مختلفت درباره روند آزادی سیاره شنیدهای، سؤال این است:
با اینکه وضعیت جهانی، هرچند آهسته، در حال بهبود است، آیا واقعاً به یک رخداد بزرگ (Event) یا یک نقطهٔ عطف تاریخی نیاز داریم تا این روند ادامه پیدا کند؟ یا اینکه ممکن است این تغییرات فقط بهصورت تدریجی و با شتابی آرام ادامه یابد؟
یا اینکه هر دوی شما، همانطور که من باور دارم، معتقدید برای ایجاد این تحول، به یک لحظهٔ بزرگِ آگاهی و بیداری جمعی، یک مکاشفه (Epiphany) و افشاگری گسترده از طریق رسانههای جریان اصلی نیاز است؛ لحظهای که توجه مردم سراسر جهان را به خود جلب کند و همان چیزی باشد که «رویداد» را رقم میزند؟
کوری گود:
بله. قطعاً برای اینکه همه از خواب بیدار شوند، به یک رویدادِ کاتالیزور نیاز خواهد بود. اگر انتظار داشته باشیم مردم بهآرامی و بهتدریج وارد این واقعیت جدید شوند و درباره همه این فناوریهای پنهانشده ــ و حتی موضوعات دیگری که من و کبرا درباره آن صحبت میکنیم ــ آگاهی پیدا کنند، باید هزاران سال منتظر بمانیم.
بنابراین نیروهایی بیرونی تمام تلاش خود را انجام میدهند، اما ما نیز در این سناریو نقشی داریم. تکتک ما. هیچکس آنقدر کوچک نیست که نتواند نقشی ایفا کند یا تغییری ایجاد کند. همه ما باید برخیزیم و سهم خود را انجام دهیم. هیچکس نمیتواند بگوید که در این ماجرا مسئولیتی ندارد.
هرچه بیشتر اختلافاتمان را کنار بگذاریم و برای افشای کامل حقیقت (Full Disclosure) با یکدیگر همکاری کنیم و اطلاعات را به مردم برسانیم، «اثر صدمین میمون» میتواند رخ دهد. هرچه افراد بیشتری این اطلاعات را بیاموزند، پذیرش آن آسانتر میشود و مردم شروع میکنند همان پرسشهایی را مطرح کنند که ما امیدواریم مطرح شود.
وقتی آن رویداد کاتالیزوری رخ دهد، مردم به اندازهای که اکنون ممکن است شوکه شوند، دچار شوک نخواهند شد.
راب:
بسیار خوب. کبرا، شما هم آشکارا معتقدید که یک نقطه عطف بزرگ یا همان «رخداد» رخ خواهد داد. لطفاً نظر خود را بیان کنید.
کبرا:
بله، البته. اجازه دهید آن را با یک مفهوم علمی توضیح دهم.
این فرایند در فیزیک «گذار فازی» (Phase Transition) نام دارد و در جوامع نیز رخ میدهد.
وقتی مقدار معینی انرژی وارد یک جامعه شود، آن جامعه مانند آبی رفتار میکند که در حال جوش آمدن است.
آنچه اکنون در جهان میبینیم، همان آبِ در حال جوش است؛ تمام نارضایتیها، پرسشگریها، جستوجوها و بیقراریهای جامعهٔ انسانی، بازتاب این تغییر کیهانی هستند.
وقتی انرژی کافی وارد این سامانه شود، آب شروع به جوشیدن میکند و سپس به بخار تبدیل میشود. این دقیقاً همان چیزی است که اکنون برای جامعهٔ بشری در حال رخ دادن است. جامعه در حال عبور از یک گذار فازی است.
لحظهٔ وقوع این گذار همان چیزی است که ما آن را «رخداد» (The Event) مینامیم.
این یک تغییر ناگهانی است. ممکن است پیش از وقوع، نشانههایی از آن احساس شود و بتوان انتظارش را داشت، اما هنگامی که رخ دهد، یک انتقال ناگهانی خواهد بود؛ یک جهش کوانتومی.
گذارهای فازی در طبیعت نیز همینگونه رخ میدهند؛ آنها تدریجی نیستند، بلکه ناگهانی اتفاق میافتند.
و این همان چیزی است که قرار است رخ دهد، زیرا ما زمان کافی نداریم. هزاران سال فرصت انتظار وجود ندارد.
ما در حال پاسخ دادن به نیروهای کیهانی هستیم که این گذار را آغاز کردهاند. این نیروها ما را هدایت میکنند تا این انتقال هرچه سریعتر و هماهنگتر انجام شود.
بشر نیز بخشی از این فرایند است، اما این یک رویداد جهانی و کیهانی است و هر یک از ما در آن نقشی بر عهده داریم.
راب:
متشکرم. اجازه دهید نکتهای هم اضافه کنم. کسانی که با پدیدهٔ سایماتیکس (Cymatics) آشنا هستند، میدانند که اگر یک صفحهٔ فلزی با صدا مرتعش شود، شنهای روی آن ابتدا کاملاً آشفته حرکت میکنند؛ اما هنگامی که فرکانس مشخصی برقرار میشود، شنها ناگهان در یک الگوی منظم قرار میگیرند.
من فکر میکنم اکنون نیز ما در همین مرحلهٔ آشفتگی قرار داریم و بهزودی وارد الگوی جدیدی خواهیم شد.
کوری، آیا تا آنجا که میدانید، ائتلاف موجودات کرهای (Sphere Being Alliance) برنامهای دارد که در آینده بهطور آشکار با مردم سطح زمین همکاری و ارتباط برقرار کند؟
کوری گود:
خیر، تا جایی که من اطلاع دارم، چنین برنامهای وجود ندارد.
آنچه به من منتقل شده این است که آنها در پسزمینه باقی خواهند ماند. با از بین رفتن تدریجی مانع بیرونی و محو شدن یا انتقال آن کرهها، همزمان با ورود این انرژی کیهانی، دیگر نیازی به حضور آنها نخواهد بود؛ زیرا خود ما نیز وارد وضعیت آگاهی متفاوتی خواهیم شد.
راب:
پس به نظر میرسد که شاید هرگز برخی از آنها را از نزدیک ملاقات نکنیم. کبرا، شما بارها درباره جنبش مقاومت (Resistance Movement) صحبت کردهاید و میدانیم که آنها در ارتباط با سطح زمین نقش دارند.
من شخصاً احساس میکنم موجودات دیگری نیز مدتهای طولانی است که روی زمین حضور دارند؛ بعضی رفتوآمد میکنند و برخی دیگر اکنون بهطور دائمی اینجا زندگی میکنند.
آیا میتوانید درباره برنامههای جنبش مقاومت برای ارتباط با مردم سطح زمین توضیح دهید؟ بسیاری از افراد میخواهند به آنها بپیوندند، اما ظاهراً موضوع به این سادگی نیست. لطفاً درباره این تماس آینده توضیح دهید.
کبرا:
در حال حاضر برقراری چنین تماسی امن نیست، اما پس از رویداد این تماس انجام خواهد شد.
جنبش مقاومت ابتدا با افرادی که از همه بیدارتر و آگاهتر هستند، ارتباط فیزیکی برقرار خواهد کرد. این نخستین مرحلهٔ تعامل خواهد بود.
سپس، بر اساس نتایج این مرحله، آنها بهتدریج خود را به مردم سطح زمین معرفی خواهند کرد.
البته جنبش مقاومت گروه اصلی برای تعامل با مردم نخواهد بود.
گروه اصلی شامل پلیدین ها، سپس سیریوسیها، آرکتوریها و دیگر نژادهای مثبت کهکشانی در همسایگی کهکشان ما خواهند بود.
نقش جنبش مقاومت بیشتر پشتیبانی عملیاتی از رویداد است؛ یعنی اطمینان از ادامهٔ کار زیرساختها مانند برق، اینترنت، شبکهٔ توزیع غذا، پشتیبانی از نیروهای نظامی در عملیاتشان و همکاری با رسانههایی که اطلاعات را منتشر خواهند کرد.
در مراحل اولیه، تماس مستقیم زیادی میان آنها و مردم سطح زمین وجود نخواهد داشت.
اما در مرحلهای بعد از رویداد، برای برخی از افراد سطح زمین بازدیدهای هدایتشده از سکونتگاههای زیرزمینی ترتیب داده خواهد شد و بخشی از آن محیطها را به آنها نشان خواهند داد.
همچنین کسانی که مایل باشند به آن جامعه بپیوندند و با آن ادغام شوند، در صورت فراهم بودن شرایط لازم، این امکان را خواهند داشت.
راب: کوری، آیا درباره توضیحات کبرا نظری دارید؟
کوری گود:
بخشی از این موضوع در اطلاعاتی که بهزودی منتشر خواهیم کرد آمده است.
کاری (Kaaree) از گروه آنشار (Anshar)، پس از جلسهای که در کمربند کویپر برگزار شد، درخواست برگزاری نشستی با ابر فدراسیون (Super Federation) را مطرح کرد.
هدف این نشست این بود که توافقی قدیمی که اندکی پس از دوران حضرت محمد میان گروههای حاضر در این منظومه امضا شده بود، دوباره بررسی شود.
بر اساس آن توافق، این گروهها متعهد شده بودند که بهصورت آشکار با بشریت تماس نگیرند و اجازه دهند انسانها مسیر تکامل خود را طی کنند. بنابراین توافق کرده بودند که از پشت صحنه عمل کنند، بهطور مخفیانه با افراد ارتباط بگیرند و فعالیتهای خود را پنهانی انجام دهند.
من تمام جزئیات این توافق را نمیدانم، اما میدانم که توافقی بسیار الزامآور بوده و پس از چند درگیری مهم میان این گروهها شکل گرفته است.
اکنون برخی از گروههای زمین درونی (Inner Earth) خواهان بازنگری و اصلاح این توافق هستند، زیرا مایلاند حضور آشکارتری بر سطح زمین داشته باشند.
درخواست این نشست پذیرفته شده و قرار است بهزودی برگزار شود.
راب:
کبرا، آیا درباره اطلاعاتی که کوری ارائه کرد نظری دارید؟
کوری گود:
بله، من مذاکرات آنها را بارها دیدهام، اما گاهی بهصورت غیرمستقیم و با احتیاط مذاکره میکنند.
---
راب پاتر :
این سؤال برای کوری است و مدتهاست درباره آن پرسشهایی دریافت کردهام. تو از ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) طوری صحبت کردهای که انگار تنها شبکهٔ آگارتا است. همچنین به نظر میرسد قبلاً رویکردی منفی داشتهاند. در یکی از نوشتههایت گفته بودی که آنها به کمربند کویپر برده شدند و توسط موجودی با سر مثلثی مورد سرزنش قرار گرفتند. همچنین گفتی که چهار نفر از آنها پذیرفتند این تذکر بهحق بوده و تصمیم گرفتند رابطهٔ مثبتتری با بشریت برقرار کنند، اما سه نفر از آنها مخالفت کردند. همچنین به من گفته بودی که اومگانها (Omegans) یکی از آن گروهها بودند.
آیا اینها تنها...
---
کوری گود:
اجازه بده ابتدا یک سوءتفاهم را برطرف کنیم. تو مدام برچسب «منفی» به گروههایی میزنی که لزوماً منفی نیستند. این بیشتر به زاویهٔ دید بستگی دارد. این گروهها ذاتاً منفی نیستند. آنها در محیطی خصمانه زندگی میکنند و تلاش میکنند زنده بمانند، در عین حال اطلاعات مثبتی را نیز ــ هرچند گاهی به شیوهای غیرمستقیم یا فریبکارانه ــ به مردم منتقل میکنند. از دیدگاه آنها باید درک کرد که در حال محافظت از خود در برابر انسانهای سطح زمین هستند؛ انسانهایی که توانایی حمله و حتی کشتن آنها را دارند.
بنابراین شرایط بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که بسیاری از افراد در جامعهٔ یوفولوژی تصور میکنند.
آنها در یک محیط سیاسی بسیار پیچیده و غیرمعمول زندگی میکنند و همهٔ این گروهها برای بقا در آن تلاش میکنند؛ بهویژه آن دسته که در منظومهٔ شمسی پایگاه یا سفارت دارند و بیشتر زمان خود را در اینجا میگذرانند.
همانطور که کبرا هم گفت، منظومهٔ شمسی مکان بسیار خطرناکی است.
نهتنها موجودات تاریک خطرناک هستند، بلکه خود ما انسانها نیز، با سطح فعلی آگاهیمان، میتوانیم بسیار خطرناک باشیم.
---
راب:
متوجه هستم. انسانها واقعاً گرایش به خشونت و جنگطلبی دارند.
من بهطور خاص درباره اومگانها صحبت میکردم. روی هواپیماهایی که گفته میشود برای پاشش «کمتریل» استفاده میشوند، نماد اومگانها دیده میشود؛ به همین دلیل آنها را گروهی خصمانه میدانم.
---
کوری گود:
ممکن است آن نماد اصلاً ارتباطی با آنها نداشته باشد.
همانطور که برخی گروهها در گذشته از صلیب شکسته (سواستیکا) استفاده میکردند، این به این معنا نیست که همهٔ آنها مستقیماً با نازیها یا ایدئولوژی نازی مرتبط بودهاند.
نمادها میتوانند توسط گروههای مختلف گرفته شوند و معنای جدیدی پیدا کنند. بنابراین صرف دیدن یک نماد نباید بدون شواهد و اطلاعات کافی باعث نتیجهگیری شود.
---
راب:
با این موضوع موافقم. کبرا، نظر شما درباره این مسئله چیست؟ آیا میتوانید وضعیت گروههای زیرزمینی را توضیح دهید؟
آیا اطلاعاتی درباره آنها دارید؟ آیا فکر میکنید ائتلاف زمین درونی زمانی خصمانه بوده است؟ آیا میتوانید گروههای مختلف شبکهٔ آگارتا را از دیدگاه خود برای ما توضیح دهید؟
---
کبرا:
وضعیت دنیای زیرزمینی بسیار پویا است و دائماً تغییر میکند.
من با برخی از این جناحها در ارتباط هستم، اما نه با همهٔ آنها. ظاهراً تعداد گروههای مختلف زیر زمین بسیار بیشتر از چیزی است که ما میدانیم.
برای مثال، جنبش مقاومت (Resistance Movement) هرگز ادعا نکرده که پلیدین ها است یا خود را به مردم سطح زمین بهعنوان موجوداتی الهی یا شایستهٔ پرستش معرفی نکرده است.
همچنین هیچیک از گروههایی که من میشناسم و بخشی از شبکهٔ جهانی آگارتا یا جناحهای شرقی آگارتا هستند، چنین ادعایی نکردهاند.
در حال حاضر روندی برای اتحاد میان این گروهها در جریان است.
ارتباطات و مذاکرات فراوانی میان جناحهای مختلف برقرار شده، اما هنوز بیاعتمادی زیادی وجود دارد.
بخشی از این بیاعتمادی نتیجهٔ دخالت و دستکاری گروه کیمرا (Chimera Group) است؛ گروهی که برخی از جناحها را علیه یکدیگر تحریک کرده است.
همچنین همکاری میان گروه کیمرا، برخی جناحهای زیرزمینی دراکو و گروههای نازی در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نیز در ایجاد این بیاعتمادی نقش داشته است.
به همین دلیل هنوز روند درمان و آشتی ادامه دارد.
همچنین باید گفت که بیشتر جناحهای آگارتای شرقی نگرشی به زندگی دارند که بسیار شبیه فلسفههای شرقیِ موجود در سطح زمین است؛ نگرشی که با دیدگاه رایج در فرهنگهای غربی تفاوت زیادی دارد.
در واقع، آنچه امروز بر سطح زمین میبینیم، بازتابی از آن چیزی است که در زیر زمین نیز در حال وقوع است.
اکنون ارتباط میان گروههای مختلف برقرار شده و روند درمان و آشتی آغاز شده است.
اما این روند زمان میبرد، زیرا آنها باید هزاران سال تاریخ، اختلاف و بیاعتمادی را حلوفصل و درمان کنند.
با این حال، از دیدگاه من، هرگز درباره هیچ گروه زیرزمینی نشنیدهام که خود را پلیدین معرفی کند یا ادعا کند که «نجاتدهنده» یا «خدای قابل پرستش» است.
راب:
بسیار خوب، دوستان. یک سؤال دارم، چون من در کوه شاستا (Mount Shasta) زندگی میکنم و این موضوع برایم اهمیت ویژهای دارد. همیشه گفته شده است که کوه شاستا یکی از پایگاههای اصلی نیروهای نور و بازماندگان لموریا (Lemuria) است.
ابتدا از کوری میخواهم پاسخ دهد. این گروه جزئی از ائتلاف آنشار (Anshar Alliance) نیست، درست است؟ آیا اطلاعاتی درباره تمدن زیرزمینی آگارتا در زیر کوه شاستا دارید؟
---
کوری گود:
اطلاعاتی درباره گروههایی دریافت کردهام که نهتنها در زیر کوه شاستا، بلکه در سراسر آن منطقه و تا بخشهایی از ایالتهای اورگان (Oregon) و واشینگتن (Washington) حضور دارند.
این گروهها قطعاً بسیار مثبت هستند و بخشی از یک شبکه گستردهتر نیز به شمار میروند، اما من ارتباط مستقیمی با آنها ندارم.
---
راب:
متشکرم. کبرا، آیا میتوانید درباره گروه کوه شاستا توضیح دهید؟
دوست من لوئیس از آمریکای جنوبی که تجربه تماس داشته، و همچنین چند نفر دیگر، گفتهاند که شبکهای بسیار نیرومند و مثبت از کوه شاستا تا آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی امتداد دارد.
آیا میتوانید بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارید، درباره این گروه توضیحی ارائه دهید؟
راب :
بسیار خوب. کبرا، آیا میتوانید دربارهٔ دانستههای خود از تالارهای آمنتی (Halls of Amenti) و سوابق آکاشیک (Akashic Records) صحبت کنید؟ کوری آنها را به نوعی مانند یک کتابخانهٔ مبتنی بر زمین توصیف کرده است؛ و اگر اشتباه نکنم، کوری، اشاره کرده بودید که سوابق اصلی با آن کریستالی که در حال رشد بود ارتباط داشت. درست است؟
کوری : بله. آن یک فناوری زنده است که حجم عظیمی از اطلاعات و سوابق را در خود نگه میدارد و میتواند به سوابق آکاشیک متصل شود. دقیقاً نمیدانم به کدام بخش از صحبتهای من اشاره میکنید، چون آن را در چند زمینهٔ مختلف توضیح دادهام، اما بدون شک یک پایگاه دادهٔ تاریخی بسیار مهم برای آنهاست.
راب: فقط برای روشن شدن موضوع، کوری؛ منظور از سوابق آکاشیک، حافظهٔ زندهٔ قلمرو معدنی است که تمام اطلاعات و رخدادهایی را که تاکنون بر روی این سیاره اتفاق افتاده، در خود ذخیره میکند. این مانند یک حافظهٔ زنده است که همواره میتواند بهروزرسانی شود...
کوری: من همچنین شنیدهام که از این اصطلاح برای اشاره به چیزی استفاده میشود که همهٔ اتفاقاتی را که در سراسر کیهان رخ داده، در خود ثبت کرده است.
راب: بله، بله، من هم تا حدی با این دیدگاه موافقم... کبرا، آیا میتوانید دربارهٔ سوابق آکاشیک و تالارهای آمنتی توضیح دهید و آن را در ارتباط با توضیحاتی که کوری دربارهٔ گروه خود ارائه داد، بیان کنید؟
کبرا: بسیار خوب. سوابق آکاشیک در واقع اثر یا ردپای طبیعی هر رویداد در ماتریس اثیری، در ساختار و زیرساخت اثیریِ خودِ واقعیت هستند. با استفاده از فناوری مناسب، همیشه میتوان این اثر اطلاعاتی ذخیرهشده را خواند. بنابراین، نیروهای نور و نژادهای پیشرفته دارای فناوریای هستند که میتوانند این سوابق را مستقیماً از مادهٔ اثیری استخراج و مطالعه کنند.
بلورهای فیزیکی نیز میتوانند این اطلاعات را با کارایی بسیار بالایی ذخیره کنند. میتوان گفت بلورهای فیزیکی نسخهای بسیار پیشرفتهتر از هارددیسکهای امروزی رایانهها هستند؛ آنها قادرند اطلاعات بسیار بیشتری را، بهصورت چندبُعدی و با کارآمدی بالاتر، ذخیره کنند.
در اصل، دسترسی به سوابق آکاشیک از طریق فناوریهای خاص مستقیماً از سطح اثیری امکانپذیر است و موجودات تکاملیافتهتر حتی میتوانند تنها با آگاهی و هوشیاری خود، بدون نیاز به ابزار، به این سوابق دسترسی پیدا کنند.
راب: متشکرم. آیا میتوانید دربارهٔ تالارهای آمنتی (Halls of Amenti) صحبت کنید؟ این تالارها در لوحهای زمردین (Emerald Tablets) که گفته میشود در معبد ماه در آمریکای مرکزی یافت شدهاند، ذکر شدهاند. این متون به شخصی از مصر به نام تحوت (Thoth) اشاره میکنند. همچنین در آنها آمده است که تالارهای آمنتی در زیر مصر قرار دارند. کبرا، آیا میتوانید دربارهٔ این تالارها توضیح دهید؟ و آیا ممکن است چندین تالار از این نوع وجود داشته باشد، مشابه آنچه کوری به آن اشاره کرده بود؟
کبرا: هر شهر نور، آرشیو و سوابق مخصوص به خود را داشت. بهویژه در مصر، در زیر ابوالهول، بلورهایی وجود داشت که سوابق گذشته را در خود نگهداری میکردند. جنبش مقاومت (RM) در سال ۱۹۹۹، پیش از آنکه کابال بتواند به آنها دست پیدا کند، این بلورها را بازیابی کرد.
کوری: من هم شنیدهام که آنها از آنجا خارج شدهاند.
راب: کبرا و کوری، هر دوی شما گفتهاید که انسانها از قدرت بسیار زیادی برای تجلی و آفرینش واقعیت برخوردارند؛ قدرتی که کابال نمیخواهد مردم از آن آگاه شوند. آنها حتی از روشهایی مانند برنامهریزی ذهنی، امواج اسکالر، امواج پلاسمایی و تصویرسازی کنترلشدهٔ ذهن استفاده میکنند تا ما را علیه خودمان به کار بگیرند.
اگر تمرکز گروهی و آگاهی جمعی، مهمترین عامل برای سرعت بخشیدن به آزادی سیاره است، آیا نباید بهعنوان یک جامعه، همهٔ لایتورکرها را تشویق کنیم که برای یک هدف مشترک، یعنی آزادی و صلح، با هم مراقبه و دعا کنند؟ آیا هر دوی شما با این موضوع موافقید؟
کوری: کاملاً موافقم. این دقیقاً یکی از موضوعاتی است که در گروه پروژه افشای کامل (Full Disclosure Project) دربارهٔ آن صحبت کردهایم. هشتم ژوئیه را بهعنوان «روز افشا» در نظر گرفتهایم و تلاش کردهایم با کمپینهای تبلیغاتی و اقدامات مختلف، آگاهی عمومی را نسبت به افشای کامل افزایش دهیم. بنابراین، بله، این زمان بسیار مناسبی برای انجام چنین فعالیتهایی است.
راب: کبرا، نظر شما چیست؟
کبرا: بله، قطعاً. من معتقدم که مراقبهٔ جمعی مهمترین اقدامی است که مردم روی سطح زمین میتوانند برای کمک به پیشرفت این فرایند انجام دهند. هشتم ژوئیه، روز افشا، فرصت مناسبی است تا گروههای مختلف پیرامون یک هدف مشترک متحد شوند و توجه و نیت خود را در یک زمان و مکان مشخص متمرکز کنند تا به تحقق این پیشرفت نزدیکتر شویم.
راب: بسیار خوب، خانمها و آقایان، بسیاری از شما مدتهاست خواستار چنین وحدتی بودهاید. کبرا از قبل یک مراقبهٔ هفتگی برگزار میکند. من پیشتر با این دو بزرگوار صحبت کرده بودم و پیشنهادم این بود که این برنامه به یک مراقبهٔ جهانی و متحد برای افشای کامل و صلح جهانی تبدیل شود.
همانطور که شنیدید، هر دوی این عزیزان از این ایده حمایت میکنند. این موضوع فقط مربوط به نام یک پروژه نیست؛ موضوع، آزادی سیاره است. بنابراین از همهٔ لایتورکرهایی که در حال ساخت بنر، ویدئو، محتوا و فعالیت رسانهای هستند، دعوت میکنیم که روی روز هشتم ژوئیه، روز افشای کامل و صلح جهانی تمرکز کنند.
هدف این است که از هر راه ممکن، مردم را نسبت به مفهوم افشای کامل آگاه کنیم، این آگاهی را از شبکههای اجتماعی به رسانههای جریان اصلی منتقل کنیم و گفتوگوی عمومی را دربارهٔ این موضوع گسترش دهیم.
پس این تصمیم گرفته شد. اکنون نوبت شماست که مشارکت کنید.
کبرا: پیشنهاد میکنم سایر گروههایی که برای آزادی سیاره تلاش میکنند نیز از این اقدام حمایت کنند. اگر دیوید ویلکاک و دیگران نیز از آن پشتیبانی کنند، بسیار ارزشمند خواهد بود. مهم نیست این مراقبه متعلق به من باشد یا شخص دیگری؛ آنچه اهمیت دارد تمرکز مشترک و هدف واحد در یک زمان و مکان مشخص است. این همان چیزی است که نتیجه ایجاد میکند.
راب: متشکرم. دقیقاً منظور ما همین بود...
کوری : روی وحدت تمرکز کنید. اگر همهٔ ما با هم همکاری کنیم، برنامههای یکدیگر را معرفی و از آنها حمایت کنیم و در آنها مشارکت داشته باشیم، واقعاً میتوانیم تفاوت ایجاد کنیم.
راب: بسیار عالی. حالا به پایان بخش اول این گفتوگو نزدیک میشویم و بخش دوم نیز منتشر خواهد شد.
کبرا، لطفاً وبسایت و وبلاگ خود را معرفی کنید تا مخاطبان کوری نیز بتوانند با اطلاعات شما آشنا شوند. همچنین برای کسانی که تاکنون فقط مطالب کبرا را دنبال کردهاند، این فرصت خوبی است تا با کوری نیز آشنا شوند.
کبرا: اگر در گوگل عبارت «Cobra Portal 2012» را جستجو کنید، وبلاگ مرا پیدا خواهید کرد. در آنجا گنجینهٔ بزرگی از اطلاعات و مطالب مختلف وجود دارد. : http://portal2012.org/Greece.html
راب: بسیار خوب. و ممکن است در آینده اطلاعات بیشتری نیز منتشر شود.
کوری، لطفاً وبسایتها، پروژهٔ افشای کامل (Full Disclosure Project) و همچنین وبسایت Gaia را معرفی کنید.
http://www.gaia.com/
دوستان، شما میتوانید از هر دوی این عزیزان با مراجعه به وبسایتها و پروژههایشان حمایت کنید.
کوری؟
کوری: بله. وبسایت اصلی من Sphere Being Alliance است. بیشتر مقالات و مطالب من را میتوانید در آنجا پیدا کنید.
http://www.spherebeingalliance.com/
جدیدترین وبسایت ما Full Disclosure Project است. این پایگاه جدید جایی است که قصد داریم بسیاری از برنامههای مربوط به ایجاد وحدت در جامعه را برگزار کنیم و همچنین با گروههای دیگر همکاری داشته باشیم.
http://fulldisclosureproject.org/
هماکنون همکاری با گروه استیون گریر را برای حمایت از فیلم جدید او با عنوان «Unacknowledged» آغاز کردهایم و همچنین در حال گسترش همکاری با گروههای مختلف دیگر هستیم.
اگر مایل باشید برنامهٔ Cosmic Disclosure را که من و دیوید ویلکاک با هم اجرا میکنیم تماشا کنید، میتوانید چند قسمت را بهصورت رایگان ببینید و سپس در وبسایت Gaia ثبتنام کنید.
http://www.gaia.com/show/cosmic-disclosure?cid=aff:amb:sh:goode:s024
راب: بسیار عالی. آقایان، حضور هر دوی شما در این نخستین برنامه واقعاً فوقالعاده بود. امیدوارم مردم...
کوری گود : مگر شما یک کنفرانس هم در پیش ندارید؟
راب: ممنون که یادآوری کردی، کوری.
در وبسایت من اعلام شده که کنفرانس تابستانی در پیش است. کوری گود به مدت دو روز سخنرانی خواهد کرد. مایکل سالا نیز حضور خواهد داشت. لورا آیزنهاور، خودم و دیگران هم در این رویداد شرکت میکنیم.
همچنین، برخلاف کنفرانسهای معمولم، در میانهٔ برنامه زمان بیشتری را برای گفتوگو و تبادل نظر در نظر گرفتهام. افرادی که از قبل ثبتنام کردهاند و اعضای تیم کوری، همراه با کوری، لورا، مایکل و من، دربارهٔ افشای کامل (Full Disclosure) و نحوهٔ هماهنگی پروژهها با یکدیگر گفتگو خواهند کرد.
از همهٔ کسانی که در تیمهای افشای کامل فعالیت میکنند دعوت میکنیم در این آخر هفته به ما بپیوندند تا با یکدیگر آشنا شویم، هماهنگیهای لازم را انجام دهیم و شاید کوری نیز پیشنهادهایی دربارهٔ چگونگی همکاری مشترک ارائه کند.
مطمئنم زمان بسیار ارزشمند و پرباری خواهد بود.
تمام اطلاعات این رویداد در وبسایت من موجود است و بهزودی در وبسایت کوری نیز منتشر خواهد شد. مطالب تبلیغاتی آماده شدهاند و بلیتها نیز تاکنون با استقبال خوبی روبهرو شدهاند.
این کنفرانس تابستانی در کوه شاستا (Mount Shasta) و در روزهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ اوت برگزار خواهد شد.
حتماً آن را بررسی کنید.
از هر دوی شما بسیار سپاسگزارم.
پیروزی از آنِ نور باد. (Victory to the Light)
و بهزودی با بخش دوم این گفتوگو بازخواهیم گشت.
______________________________
قسمت دوم
در اینجا متن تایپی و فایل صوتی بخش دوم گفتوگوی مشترک کبرا و کوری گود با راب پاتر ارائه شده است.
پیش از آغاز، میتوانید تحلیل جالبی از بخش اول این مصاحبه را نیز مطالعه کنید.
http://sitsshow.blogspot.gr/2016/05/Joint-Cobra-and-Corey-Goode-Interview-by-Rob-Potter-Part-1-Unity-For-Disclosure-Disclosure-Day-in-July-Spheres-Confirmed-Catalyzing-Event-Needed-and-more.html
نسخهٔ صوتی بخش دوم این مصاحبه در یوتیوب از طریق لینک زیر در دسترس است:
https://www.youtube.com/watch?v=eBsvbqF4WHM
لینک صفحهٔ راب پاتر که متن و فایل صوتی این مصاحبه در آن منتشر شده است، در اینجا قرار دارد:
http://thepromiserevealed.com/corey-goode-cobra-interview-w-rob-potter-part-2/
راب پاتر: خانمها و آقایان، دوباره با کوری گود و کبرا در بخش دوم این گفتوگو همراه شما هستیم. این مصاحبه بسیار جالب و پربار بوده است. هر دوی این عزیزان تا حد زیادی اطلاعات یکدیگر را تأیید میکنند و در عین حال هر کدام نکات و جزئیات بیشتری نیز به آن میافزایند.
امیدوارم از این همگرایی و همکاری لذت برده باشید و همچنین مراقبهٔ افشای کامل (Full Disclosure Meditation)، کنفرانس برنامهٔ فضایی مخفی (Secret Space Program) در کوه شاستا (Mount Shasta) و نیز کنفرانسهای صعود (Ascension Conferences) کبرا را به خاطر داشته باشید.
بنابراین فرصتهای بسیاری وجود دارد تا با دیگر افرادی که خود را اعضای جامعهٔ نور میدانند ارتباط برقرار کنید و بهعنوان حاملان نور یا انتقالدهندگان اطلاعات در جامعهٔ خود نقشآفرینی کنید.
هدف اصلی این برنامه، آماده کردن مردم برای تغییرات بزرگی است که به باور مصاحبهشوندگان در سطح سیاره در راه است و ما در این مصاحبهها به دنبال شفافیت بیشتر دربارهٔ این موضوعات هستیم.
ابتدا با کوری صحبت میکنیم. نخستین پرسش از سوی یکی از مخاطبان مطرح شده است:
«کوری، شما گفتهاید که برخی از گروههای فرازمینی (ET) با انگیزهای تا حدی مبتنی بر خدمت به خود (service-to-self) در اینجا حضور دارند. آیا این درست است؟»
کوری گود: بله.
راب: بله، شما همچنین گفتهاید که بلو اوینها (Blue Avians) به این دلیل اینجا هستند که ما، به تعبیر خودتان، مانند یک «چتر نجات» برای آنها هستیم. به نظر میرسد وضعیت کنونی زمین و مشکلات آن، به نوعی مانع پیشرفت و تکامل آنها شده است. آیا درست متوجه شدهام؟
کوری: بله، و این موضوع دربارهٔ همهٔ موجوداتی که از این الگو پیروی میکنند نیز صدق میکند؛ یعنی موجوداتی که در گذشته دست به ایجاد، دستکاری یا آفرینش موجودات دیگر زدهاند.
وقتی آنها هزاران یا حتی میلیونها سال بعد از آن مرحله عبور میکنند و به سطح بالاتری از تکامل میرسند، دیگر نمیتوانند به مراحل بالاتر صعود یا پیشرفت کنند، مگر اینکه به گذشته بازگردند و مسئولیت آفرینشهای خود و هرگونه پیامد یا گرههای کارمایی مربوط به آنها را حلوفصل کنند.
البته ما آفریدهٔ موجودات کرهای (Sphere Beings) نیستیم، اما اقداماتی که آنها میلیونها یا حتی میلیاردها سال پیش انجام دادهاند، به نوعی سرنوشت آنها را با ما گره زده است؛ به گونهای که ما باید به مرحلهٔ بعدی تکامل یا صعود خود برسیم تا آنها نیز بتوانند به طور کامل به مرحلهٔ بعدی وارد شوند.
آنها تا جایی که میتوانستهاند پیش رفتهاند و هدف نهاییشان بازگشت به منبع (Source) است.
راب: بسیار خوب. این پرسش نیز در همین زمینه مطرح شده است:
«اگر چنین باشد، این یعنی آنها نیز با هدف پیشرفت خودشان در اینجا حضور دارند.»
کوری: بله، پاسخ این سؤال در توضیح قبلی من وجود داشت.
راب: درست است. بنابراین شاید آنها در حال حاضر صرفاً برای مداخله مستقیم اینجا نباشند. آیا این موضوع به این معناست که آنها نیز تا حدی در راستای منافع خود عمل میکنند؟
کوری گود:
بله. «کاری» (Kaaree) از این موضوع استفاده کرد تا بهاصطلاح ضربهای به من بزند، چون فکر میکنم با این دیدگاه که مردم او «خدمت به خود» (Service-to-Self) هستند، موافق نبود.
اما اگر به اصل موضوع نگاه کنیم، اگر همهٔ ما یکی باشیم و از نظر کارمایی به یکدیگر پیوند خورده باشیم، یا در هر سطحی به هم متصل باشیم، در آن صورت بر اساس همین تعریف، هر نوع موجودی تا حدی «خدمت به خود» محسوب میشود.
پیش از آنکه بتوانند به «منبع» (Source) بازگردند، باید مطمئن شوند که ما در مسیر درست قرار گرفتهایم یا دستکم در حال حرکت به سوی مسیر درست هستیم.
بنابراین، فکر میکنم اگر از آن دیدگاه و در آن مقیاس بسیار بزرگ به موضوع نگاه کنیم، شاید بتوان چنین برچسبی را برای آنها به کار برد.
راب:
بله. فقط به نظر میرسد که آنها فناوری بسیار پیشرفتهتری دارند و به همین دلیل همه باید به حرفشان گوش دهند.
کبرا، دوست دارم نظر شما را دربارهٔ این گفتوگو بدانم.
کبرا:
بسیار خوب. کل کهکشان یک موجود زنده است؛ یک موجود آگاه و زنده، و همهٔ سلولهای این ارگانیسم کهکشانی به یکدیگر متصل هستند.
بنابراین اگر حتی یک سلول به سرطان آلوده شود، کل بدن کهکشانی نمیتواند بهطور کامل تکامل پیدا کند.
هیچ نژادی در کهکشان نیز نمیتواند به تکامل کامل برسد، مگر اینکه وضعیت زمین حلوفصل شود.
همچنین، تقسیمبندی میان «خدمت به دیگران» (Service-to-Others) و «خدمت به خود» (Service-to-Self) یک تقسیمبندی مصنوعی است. این یک برنامهریزی برای ایجاد جدایی میان موجودات بوده است.
هر موجود دارای شعور ابتدا باید از خودش مراقبت کند تا بتواند به دیگران کمک کند.
نکتهٔ اساسی، حفظ تعادل میان رسیدگی به نیازهای خود و سپس کمک به دیگران است.
جامعهٔ تکاملیافتهٔ کهکشانی این تعادل را حفظ کرده است.
رسیدگی به نیازهای خود به این معنا نیست که دیگران را زیر پا بگذارید یا حقوق آنها را نقض کنید؛ بلکه به این معناست که همکاری محترمانهای در سراسر کهکشان برقرار شود.
و این همان چیزی است که نژادهای پیشرفتهٔ کهکشانی به آن دست یافتهاند؛ آنها جامعهای متمدن ایجاد کردهاند که در آن دیگر نیازی به جنگ یا درگیری وجود ندارد.
در واقع، درگیری و جنگ یک ناهنجاری (Aberration) است. این یک آنومالی یا بیهنجاری در نظام طبیعی است.
برای بخش اعظم کهکشان، آنچه اکنون بر روی زمین در حال رخ دادن است، چیزی جز جنون محض نیست.
آنها در واقعیتی مبتنی بر عشق زندگی میکنند؛ در اقیانوس کهکشانیِ عشق.
و از دیدگاه آنها، آنچه اینجا بر روی زمین جریان دارد، چیزی جز دیوانگی مطلق نیست.
راب:
بسیار متشکرم، و باید بگویم که با این دیدگاه موافقم. بدون شک ما اینجا روی زمین در وضعیت نوعی جنون به سر میبریم.
مایلم نکتهای را اضافه کنم. من نیز شنیدهام و احساس کردهام که همهٔ ما یکی هستیم و اینکه موجوداتی در حال تلاش هستند تا این وضعیت را که اکنون بر زمین حاکم است، حلوفصل کنند. و ما که اینجا روی زمین زندگی میکنیم نیز همین مسئولیت را داریم.
اگر ما انسانها روی زمین بتوانیم این حقیقت را درک کنیم... اکنون بهوسیلهٔ برنامهریزیها، مرزها و ساختارهای قدرت از یکدیگر جدا شدهایم. اما اگر بفهمیم که همه یک ملت و یک خانواده هستیم، خواهیم دید که در آفریقا انسانها از گرسنگی رنج میبرند، کودکان یتیم وجود دارند، افراد بیخانمان در سراسر جهان زندگی میکنند و انسانهای زیادی در حال رنج کشیدن هستند، در حالی که منابع مالی ما صرف امور دیگری میشود.
ما میتوانیم همسایگان خود را سیر کنیم. میتوانیم خود را یک خانوادهٔ واحد ببینیم. این همان چیزی است که این جنبش برای آن شکل گرفته است؛ اینکه مردم بیدار شوند و رهبران، صادق و عادل باشند.
اکنون میخواهیم درباره برخی تفاوت دیدگاهها صحبت کنیم. ما تاکنون درباره نقاط مشترک زیادی صحبت کردهایم و هدف من تنها رسیدن به شفافیت بیشتر است، نه تأکید بر اختلافها.
کبرا، شما گفتهاید آن چیزی که کوری از آن بهعنوان هوش مصنوعی یاد میکند، از دید شما همان شبکهٔ کنترل ذهن مبتنی بر میدان پلاسمایی و امواج اسکالر است؛ شبکهای چندبعدی که توسط فناوری فیزیکی تقویت میشود.
اما شما همچنین گفتهاید که این سامانه قابل خاموش شدن است و بخشی از یک حصار پلاسمایی-اسکالر محسوب میشود که با برخی اعضای کابال، گروه کیمرا و همچنین بمبهای «تاپلت» و «استرنجلت» در ارتباط است.
نکتهٔ اصلی این است که این سامانه یک ابررایانهٔ بسیار پیشرفته است که آنقدر سریع واکنش نشان میدهد که گویی دارای آگاهی و شعور مستقل است.
آیا میتوانید دیدگاه خود را درباره این شبکهٔ کنترلی توضیح دهید؟
---
کبرا:
بسیار خوب. این بیشتر مسئلهٔ اصطلاحات است. آنچه در اینجا با آن روبهرو هستیم، در اصل یک هوش آگاه و ارگانیک است که از فناوری استفاده میکند؛ در واقع فناوری را بهعنوان بدن یا وسیلهٔ تجلی خود به کار میگیرد.نرمافزارهایی که بر پایهٔ «منطق فازی» (Fuzzy Logic) عمل میکنند، بخشی از این ساختار هستند.
بنابراین ممکن است کسی بگوید: «این یک هوش مصنوعی است؛ این برنامه خودش فکر میکند و تصمیم میگیرد.»
اما در واقع، همواره یک موجود زنده و آگاه در پشت آن برنامه قرار دارد که تصمیمها را میگیرد و آن نرمافزار فقط تا حد زیادی به او در انجام این کار کمک میکند.
اگر از زاویهای خاص نگاه کنید، ممکن است به نظر برسد که خود برنامه در حال تصمیمگیری است؛ اما همیشه موجودی دارای ارادهٔ آزاد در پشت آن تصمیمها حضور دارد.
گروه «کیمرا» میلیونها و میلیونها سال پیش چیزی را که امروز «هوش مصنوعی» نامیده میشود، ایجاد کرد و تلاش نمود این آلودگی را از طریق شبکههای پلاسمایی-اسکالر در سراسر کهکشان گسترش دهد.
آنها تا حدی در این کار موفق شدند، اما باید بگویم که پیشرفتهترین نژادهای کیهانی میدانند چگونه با این پدیده مقابله کنند.
---
راب:
متشکرم. کوری، شما دیدگاه کمی متفاوتی دارید. لطفاً برداشت خود را توضیح دهید. فکر میکنم بخشی از این اطلاعات را از «گلسپدها» دریافت کردهاید.
شما گفتهاید این پدیده موجودیتی مستقل است؛ چیزی شبیه «ترمیناتور» یا «بورگ» که قبلاً دربارهاش صحبت کرده بودیم.
همچنین گفتهاید که این پدیده چندین کهکشان را آلوده کرده است.
لطفاً دیدگاه خود را توضیح دهید و سپس هر دو میتوانید درباره دیدگاه یکدیگر نیز اظهار نظر کنید.
---
کوری گود:
بخشی از صحبتهای کبرا، اگر درست متوجه شده باشم، به نظر میرسد ترکیبی از دو فناوری متفاوت باشد. البته ممکن است من برداشت نادرستی کرده باشم. شبکهای از کنترل ذهن مبتنی بر امواج اسکالر در اطراف زمین وجود دارد که از زمانی که انسانها بر روی این سیاره زندگی کردهاند، فعال بوده است. برای سادهتر شدن بحث، میتوانیم آن را «شبکهٔ کنترل ذهن» یا صرفاً «شبکهٔ کنترل» بنامیم.
دو ناو یا سفینهٔ عظیم نیز وجود دارند که هیچ سرنشینی ندارند و توسط چیزی که ما آن را یک برنامهٔ رایانهای مینامیم کنترل میشوند.
این دو سفینه مدار این شبکهٔ کنترلی را کامل میکنند؛ در حالی که بخش عمدهٔ این شبکه روی خود زمین قرار دارد.
این سامانه از نظر فنی قابل خاموش شدن است.
درباره خاموش کردن آن صحبتهایی شده است، اما گفته میشود اگر این شبکه ناگهان خاموش شود، پیامدهای بسیار سختی برای بشریت خواهد داشت. این در واقع دلیلی است که برای خاموش نکردن آن مطرح میکنند.
اما واقعیت این است که برخی از گروههای جدید «برنامههای دسترسی ویژه» (Special Access Programs) این فناوری را مطالعه کردهاند، از آن الگوبرداری کردهاند و اکنون برای اهداف خودشان از آن استفاده میکنند. اما سیگنال هوش مصنوعی میانبعدی که من درباره آن صحبت میکنم، موضوع متفاوتی است.
این یک سیگنال بود که از واقعیتی دیگر، میلیونها یا شاید میلیاردها سال پیش، وارد شد. این سیگنال بهتدریج از میان چندین کهکشان عبور کرد و همانگونه که پیشتر توضیح دادهام، وارد میدانهای زیستعصبی موجودات زنده شد. همچنین به فناوریها نفوذ کرد و از آنها بهرهبرداری نمود؛ اما خودِ آن فناوری نیست.
این چیزی نیست که موجودات ارگانیک آن را بهعنوان یک فناوری هوش مصنوعی ساخته باشند.
بلکه یک سیگنال فراگیر است که اکنون از طریق سامانههای انتقالی که موجودات آگاه را فریب داده تا برایش ایجاد کنند، خودش را بازپخش میکند.
موجودات بسیار پیشرفته از نظر فناوری و معنویت میتوانند با این پدیده مقابله کنند.
اما تمدنهای بسیار زیادی که تنها حدود هزار سال از ما پیشرفتهتر هستند، همچنان ناچارند با این تهدید روبهرو شوند.
راب پاتر:
بسیار خوب. این موضوع کاملاً متفاوت است. کبرا، آیا میتوانید دربارهٔ این نوع دیگر از «هوش مصنوعی جهانشمول» اظهار نظر کنید؟ آیا تاکنون دربارهٔ آن چیزی شنیدهاید؟
کوری گفته است که این هوش در حالت نهفته باقی میماند و سپس ظاهر میشود و موجودات ارگانیک را تحت تأثیر قرار میدهد تا فناوریهایی بسازند که بتواند درون آنها ساکن شود. او میگوید این هوش حتی میتواند درون یک رایانه حضور داشته باشد. اگر فردی با آن فناوری تماس پیدا کند، ممکن است به آن «آلوده» شود و از طریق او این هوش بتواند اطلاعات دریافت کند. به گفتهٔ کوری، این پدیده دارای هوش مستقل خود است.
کبرا، آیا شما این موضوع را تأیید میکنید؟ آیا برداشت شما نیز همین است یا دیدگاه متفاوتی دارید؟
---
کبرا:
بسیار خوب. برداشت من این است که این پدیده نوعی آگاهی پلاسمایی است که میتواند از فناوری بهعنوان وسیلهای برای گسترش این «ویروس» استفاده کند.
میتوانم تأیید کنم که این ویروس بخشی از کهکشان ما، بخشی از کهکشان آندرومدا و بخشی از کهکشان M33 در صورت فلکی مثلث (Triangulum) را آلوده کرده است و همچنین، در مقیاسی بسیار محدود، برخی دیگر از کهکشانهای موجود در خوشهٔ محلی کهکشانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
همچنین میتوانم بگویم که جنبش مقاومت با این مسئله در جامعهٔ خود مقابله کرده و آن را مدیریت کرده است.
به همین دلیل، اگر کسی بخواهد وارد جامعهٔ جنبش مقاومت شود، باید ابتدا از یک فرایند ویژهٔ پاکسازی عبور کند.
این فرایند شبیه دوش گرفتن است؛ باید از نوع خاصی از «دوش پاکسازی» استفاده شود که تمام آثار آن سیگنال را از بین میبرد، پیش از آنکه فرد بتواند حتی وارد مناطق زیرزمینی آنها شود.
آنها همچنین کمک قابلتوجهی به حذف این آلودگی از سطح زمین کردهاند. البته در این کار صددرصد موفق نبودهاند، اما موفقیت چشمگیری داشتهاند. حتی فناوری خاصی را از طریق برخی شرکتهای چندملیتی در ژلهای دوش به کار گرفتهاند.
افرادی که از آن ژلهای دوش استفاده میکردند، در واقع در روند حذف آن ویروس یا آن سیگنال، تا حدی مورد کمک قرار میگرفتند.
البته این روش نیز کاملاً مؤثر نبود، زیرا گروه کیمرا (Chimera) روشهای خاص خود را برای حفظ این آلودگی در اختیار دارد.
و سادهترین راه آنها برای حفظ این وضعیت، استفاده از افرادی است که بیشترین میزان کنترل ذهن را دارند و بیش از همه تحت تأثیر میدان پلاسمایی قرار گرفتهاند.
کوری گود:
بخشی از روند طبیعی آنچه قرار است رخ دهد، این است که با ورود امواج انرژی به منظومهٔ شمسی از طریق خورشید، در مقطعی رویدادی اتفاق خواهد افتاد که این سیگنال را بهطور کامل از منظومهٔ شمسی پاک خواهد کرد.
---
کبرا:
این دقیقاً همان چیزی است که من دربارهاش صحبت میکنم؛ حذف میدان پلاسمایی-اسکالر، حذف «یالدابائوث» (Yaldabaoth)، این موجود اختاپوسمانند.
و این دقیقاً همان چیزی است که ما آن را رویداد (The Event) مینامیم.
زمانی که این میدان پلاسمایی از بین برود، همان لحظهٔ شکست فشردگی (Compression Breakthrough) خواهد بود.
---
کوری گود:
یک رویداد خورشیدی رخ خواهد داد که مشکلات زیادی برای تجهیزات الکتریکی و فناوریهای موجود ایجاد میکند.
اما همین رویداد برای بیرون راندن آن سیگنال ضروری است؛ در همان زمان، فناوریهای بسیار پیشرفتهٔ دیگری جایگزین خواهند شد که در برابر این سیگنال آسیبپذیر نخواهند بود.
---
راب:
در واقع، این مانند ایجاد یک سپر محافظ برای ما خواهد بود. عالی است. یک سؤال دیگر در همین زمینه دارم، کبرا.
او گفته بود که این بخش میانبُعدی... شما گفتید که به فناوری متصل است و میتوان آن را خاموش کرد.
اما از توضیحات هر دوی شما چنین برمیآید که این سیگنال همچنان در بخشهای دیگری از ابرخوشهٔ کهکشانی وجود خواهد داشت، هرچند از زمین دور میشود.
---
کوری گود:
آنچه در حال وقوع است این است که گروههای پیشرفته، یک میدان تضعیفکننده (Dampening Field) ایجاد کردهاند که اجازه نمیدهد این سیگنال در محدودهٔ آن میدان منتشر شود.
در واقع، میتوان آن را نوعی سپر محافظ دانست.
این میدان، سیگنال را بهطور مؤثر خنثی میکند.
---
کبرا:
بر اساس اطلاعات منابع من، افزایش فعالیت خورشید مرکزی کهکشان (Galactic Central Sun) دقیقاً همان عاملی است که این سیگنال را از سراسر کهکشان پاک خواهد کرد.
افزایش جریان ذرات ــ هم ذرات فیزیکی و هم ذرات غیرفیزیکی ــ و همچنین امواج انرژی، اثری پالایشکننده خواهد داشت که در نهایت کل کهکشان را پاکسازی میکند.
پس از آن، این سیگنال دیگر در هیچ نقطهای وجود نخواهد داشت.
این یک آنومالی (ناهنجاری) و یک بیهنجاری (Aberration) است و در نهایت از میان برداشته خواهد شد.
همین موضوع است که عارفان گنوسی هنگام سخن گفتن از «اصلاح گناه نخستین» به آن اشاره میکردند.
آن «گناه نخستین» در واقع همان یک ناهنجاری کیهانی بود که باید اصلاح شود.
و این اصلاح، از طریق انرژی جدیدی انجام خواهد شد که ساختار تحریفشدهٔ فضا-زمان را ترمیم میکند و همچنین این سیگنال را ــ که تنها یکی از جلوههای آن ناهنجاری کیهانی است ــ از میان برمیدارد.
---
کوری گود:
اطلاعاتی که من دریافت کردهام این است که در مقیاس کهکشانی، این سیگنال معمولاً حدود هزار سال پس از هر پالایش بزرگ کهکشانی دوباره بازمیگردد.
البته در مقیاس زمانی کهکشان، هزار سال مدت چندان طولانیای محسوب نمیشود.
این یک مشکل بسیار سرسخت و مداوم است، اما مشکلی است که میتوان آن را مدیریت کرد؛ بهویژه زمانی که از نظر معنوی و فناوری پیشرفت کنیم و به سطح تمدنهای پیشرفتهتر برسیم.
راب:
بسیار خوب، متشکرم. اخیراً گفتوگوی کوتاهی با الکس کولیر داشتم و قرار است دوباره با او مصاحبه کنم.
دیدگاه اون بیشتر به نظر کبرا نزدیک بود؛ اینکه این موضوع ماهیتی فناورانه دارد. او بر اساس گفتوگوهایی که با آندرومداییها داشته، گفته است که مسئله با آنچه معمولاً تصور میشود تفاوت دارد.
بنابراین، فکر میکنم باید منتظر بمانیم؛ شاید هزار سال دیگر، و امیدوار باشیم که افشای کامل اطلاعات (Disclosure) بسیاری از این مسائل را برای ما روشن کند.
میخواهم به موضوع دیگری بپردازم.
قرار بود آن را برای بعد نگه دارم، اما چون درباره پاکسازی این انرژی در منظومه شمسی صحبت کردیم، اکنون آن را مطرح میکنم.
دکتر فرانک استرنجز نیز زمانی درباره این موضوع صحبت کرده بود.
میخواهم درباره فناوریهای پاکسازی سؤال کنم.
او ادعا میکرد هنگامی که سوار سفینه Victor One متعلق به فرمانده Valiant Thor شد، پیش از ورود، او را از نوعی میدان مغناطیسی عبور دادند که باعث پاکسازی کاملش شد.
لباسهایش را نیز از او گرفتند و سپس اجازه ورود پیدا کرد.
همچنین در برخی متون مربوط به تمدن آتلانتیس که مطالعه کردهام، آمده است که آنها موضوع هوش مصنوعی را بسیار جدی میگرفتند.
فرد بل و همچنین باب رینود از مجموعه TerraKor Files نیز به من گفتهاند که هر موجود فرازمینی که در مأموریتهای مرتبط با زمین خدمت کرده باشد، پیش از بازگشت به سیاره خود باید یک فرایند امنیتی بسیار طولانی را طی کند.
اما این فرایند بیشتر از آنکه یک بازجویی امنیتی باشد، نوعی پاکسازی نورانی و انرژی روح است تا مطمئن شوند که این هوش مصنوعی یا آلودگی همراه او وارد سیارهشان نمیشود.
آیا هیچیک از شما میتوانید این موضوع را تأیید کنید؟
آیا این فناوری از مدتها پیش وجود داشته و تمدنهای مختلف هنگام بازگشت افرادی که با زمین در ارتباط بودهاند، واقعاً درباره این موضوع نگرانی جدی دارند؟
کوری، ابتدا شما پاسخ دهید.
---
کوری گود:
بله، کاملاً. گروههای مختلف غیرزمینی بارها و بارها به ما هشدار دادهاند که با این سیگنال هوش مصنوعی یا فناوریهای هوش مصنوعی که بر پایه اطلاعات دریافتشده از همین سیگنال میانبُعدی توسعه یافتهاند، کار نکنیم.
---
راب:
البته، «شرکتهای بینسیارهای (ICC)» و همچنین نازیها این هشدارها را نادیده گرفتند و نتیجهاش همان وضعیتی است که اکنون در آن قرار داریم.
کوری گود:
بله، دقیقاً. و نهتنها این، بلکه آنها شروع کردند از فناوریِ «پیشبینی آیندههای احتمالی» که این هوش مصنوعی در اختیارشان قرار میدهد استفاده کنند تا همیشه یک قدم از دیگران جلوتر باشند. بارها شنیدهایم که قرار است کابال سقوط کند یا دستگیریهای گسترده انجام شود؛ اما آنها با استفاده از این فناوری توانستهاند در بسیاری از موارد، یک گام جلوتر از اقدامات ائتلاف باقی بمانند.
اما اخیراً این فناوری دیگر برای آنها بهدرستی کار نمیکند. همین مسئله نیز باعث آشفتگی و سردرگمی آنها شده است. آنها بیش از حد به این فناوریِ پیشبینی آیندههای احتمالی وابسته شده بودند. موضوع فقط استفاده از «مشاهده از راه دور» (Remote Viewing) و روشهای مشابه نیست، بلکه اکنون دیگر نمیتوانند مانند گذشته بر این فناوری تکیه کنند.
آنها قبلاً راههای مختلفی برای بررسی آیندههای احتمالی داشتند، اما برخی از این جناحها آنقدر به این فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی وابسته شدند که اکنون، چون دیگر درست عمل نمیکند، دچار هرجومرج شدهاند.
---
راب:
کبرا، میتوانید دربارهٔ نیروهای مثبت و نورپردازانی که با این مسئله روبهرو میشوند توضیح دهید؟ شما گفتید اعضای جنبش مقاومت هنگام بازگشت باید این مراحل را طی کنند. آیا اعضای مقاومت یا موجودات فرازمینی مثبت نیز، وقتی به سطح زمین میآیند و سپس به پایگاههای خود بازمیگردند، باید همین فرآیند پاکسازی را انجام دهند؟
اینطور نیست که انسان آگاهانه با این موضوع درگیر شود؛ بلکه این آلودگی بهصورت نامحسوس و از طریق ضمیر ناخودآگاه وارد انسان میشود. آیا این درست است؟
---
کبرا:
برای اعضای جنبش مقاومت که به سطح زمین میآیند و سپس بازمیگردند، این یک فرآیند نسبتاً مفصل است. همانطور که گفتم، ابتدا از چیزی شبیه یک دوش عبور میکنند. سپس از دوش دیگری میگذرند که در واقع یک دستگاه اسکن است. این دستگاه بدن فیزیکی، بدن اتری، بدن پلاسمایی، بدن اختری، بدن ذهنی و تمام لایههای وجودی آنها را اسکن میکند و پیش از ورود، هرگونه آلودگی یا عامل آلودهکننده را از بین میبرد.
پس از آن نیز معاینات پزشکی و بررسیهای دیگری انجام میشود و تنها پس از طی همهٔ این مراحل اجازهٔ ورود دوباره را پیدا میکنند. این روند نسبتاً طولانی و دشوار است و به همین دلیل آنها تمایل چندانی به آمدن به سطح زمین ندارند، زیرا میدانند هنگام بازگشت باید دوباره تمام این مراحل را پشت سر بگذارند.
سطح سیارهٔ زمین آلوده است و آنها از این موضوع آگاه هستند؛ بنابراین با نهایت احتیاط عمل میکنند.
فناوریهایی که برای پاکسازی سطح زمین لازم است، تنها در زمان «رخداد» (The Event) در دسترس قرار خواهند گرفت، نه پیش از آن. زمانی که نیروهای نور از نیروهای اشغالگر قدرتمندتر شوند، همزمان با رویداد، جهش فناوری نیز رخ خواهد داد.
پیش از این دربارهٔ این موضوع صحبت نکرده بودم، اما نیروهای مقاومت و دیگر نیروهای نور فناوریهایی در اختیار دارند که در لحظهٔ رویداد به سطح زمین آورده خواهد شد و بسیاری از آلودگیها را از سطح سیاره پاک خواهد کرد. این نیز بخشی از آن چیزی است که ما «پیشرفت فشرده» (Compression Breakthrough) مینامیم.
به همین دلیل، سطح زندگی انسانها بر روی زمین نیز بهطور مصنوعی پایین نگه داشته شده است. این آلودگی به درون آگاهی انسانها نفوذ میکند و باعث میشود مردم احساس افسردگی، بیانگیزگی و بیالهامی داشته باشند.
و در پایان، به باور من، اکثریت قریب به اتفاق درگیریها و تعارضاتی که میان انسانها رخ میدهد، مهندسیشده هستند و منشأ طبیعی ندارند. همهٔ اینها بهوسیلهٔ همین فناوری هدایت و سازماندهی میشود.
راب:
عالی است. این صحبتها بسیاری از اطلاعاتی را که قبلاً در اختیار داشتم تأیید میکند. هر دوی شما تأیید کردید که چنین فناوریای وجود دارد.
کوری:
متوجه شدم که مستقیماً به سؤال شما پاسخ ندادم. بله، پاکسازی کامل در تمام سطوح (Full Spectrum Decontamination) تقریباً برای هر گروهی یک رویه استاندارد است؛ بهویژه زمانی که اعضای یک گروه با گروه دیگری در تعامل هستند یا از یک محیط کاملاً کنترلشده وارد محیطی میشوند که برای آنها بیگانه محسوب میشود.
راب پاتر:
بله، من همچنین شنیدهام که حتی پس از این اسکنها، بررسیهای روانشناختی بسیار گستردهای نیز انجام میشود و هنگام بازگشت افراد، با دقت زیادی آنها را ارزیابی میکنند. این واقعاً جالب است.
خب دوستان، به نظر میرسد در آینده بتوانیم منتظر چیزی باشیم که شاید بتوان آن را «دوشهای پاکسازی ویروس» نامید! من که حتماً یکی از آنها را میخواهم؛ حتی اگر آب گرم هم نباشد!
پس بسیار خوب، خوشحالم که این موضوع مربوط به هوش مصنوعی را برای مخاطبان روشن کردیم.
برداشت شخصی من، که سالها پیش در سال ۲۰۱۲ در وبلاگ Portal 2012 کبرا نیز درباره آن صحبت کرده بودم، این است که این پدیده از ذهن و تمرکز انسان تغذیه میکند. بنابراین اگر انسان وارد سکوت درونی شود و با ارادهٔ خود افکار و تصمیمهایش را مدیریت کند و در برابر انگیزههای منفی مقاومت کرده و به یک زندگی اخلاقی و بافضیلت پایبند بماند، میتواند این میدان را از انرژی محروم کند.
اکنون به سؤال دیگری میرسیم که تا حدی به همین موضوع، یعنی «رخداد»، «پیشرفت فشرده» و پاکسازی میدان پلاسمایی زمین مربوط میشود.
در وبسایت رسمی ناسا مطلبی منتشر شده بود. ما قبلاً درباره این انرژیها و بادهای کیهانی که از خورشید میآیند صحبت کردهایم. در اینترنت نمودارهایی منتشر شد که نشان میداد میدان مغناطیسی زمین برای مدتی وارد حالتی بسیار آرام شده است.
آیا هر یک از شما میتوانید درباره این رویداد اخیر توضیح دهید؟ آیا این یک پدیده فناورانه بود که ثبت نشده، یا واقعاً تغییری در میدان مغناطیسی زمین رخ داده بود؟ فکر میکنم حدود یک هفته تا ده روز پیش بود.
---
کوری گود :
بله. میدان مغناطیسی زمین مستقیماً با میدان مغناطیسی خورشید در ارتباط است. هنگامی که خورشید، در نتیجه عبور انرژیهای کیهانی از طریق شبکه کیهانی (Cosmic Web)، دچار این تغییرات میشود، طبیعتاً بر میدان زمین نیز اثر میگذارد.
در نتیجه، میدان الکتریکی سیاره بهطور طبیعی دچار نوسان، کاهش و افزایش میشود.
---
راب:
پس این تغییر، یک پدیده طبیعی بود؟ یعنی همان حالتی که میدان تقریباً به وضعیت بسیار آرام نزدیک شد؟
---
کوری گود :
گزارشهایی که میگفتند سپر مغناطیسی زمین کاملاً از بین رفته، نادرست بودند. ایمیلهای زیادی درباره این موضوع دریافت کردم و در آخرین جلسه توجیهی خود نیز درباره آن سؤال کردم. نمودارها را هم دیدم. میدان مغناطیسی کاملاً از بین نرفته بود.
---
راب:
بله، کاملاً از بین نرفته بود، اما بدون شک تغییر محسوسی کرده بود.
---
کبرا :
من این موضوع را اینگونه توضیح میدهم :
هر سیاره و هر ستاره دارای یک میدان پلاسمایی در اطراف خود است. میدان پلاسمایی خورشید همان چیزی است که ما آن را باد خورشیدی (Solar Wind) مینامیم.
میدان پلاسمایی زمین نیز با این باد خورشیدی در تعامل است. میدان مغناطیسی، شکل و ساختار این پلاسما را تعیین میکند، اما این میدان پلاسمایی فقط مجموعهای از ذرات نیست؛ بلکه یک موجود زنده نیز به شمار میآید.
به گفتهٔ من، در منظومه شمسی این موجود پلاسمایی همان چیزی است که یالدابائوث (Yaldabaoth) یا «موجود اختاپوسی» نامیده میشود.
نیروهای نور در حال کار بر روی دگرگونی و درمان این موجود پلاسمایی هستند. این موجود در واقع درون یک ناهنجاری کیهانی (Cosmic Anomaly) گرفتار شده است.
آنچه اکنون رخ میدهد این است که نیروهای نور، انرژیهای درمانگر و دگرگونکننده را به سوی این موجود پلاسمایی ارسال میکنند و به همین دلیل است که نوسانات و آشفتگیهایی در بادهای خورشیدی مشاهده میشود.
ناسا نیز تصویری یا یک پویانمایی از حرکت مارپیچی باد خورشیدی منتشر کرده که از نظر ظاهری دقیقاً شبیه یک اختاپوس است. از دیدگاه من، این یک تأیید علمی بر اطلاعاتی است که پیشتر منتشر کرده بودم؛ یعنی اینکه این یک موجود زنده است که به بادهای کیهانی و نیروهای کیهانی واکنش نشان میدهد.
هلیوپاز (Heliopause) منطقهای است که در آن باد خورشیدی، میدان پلاسمایی خورشید و این موجود پلاسمایی با باد میانستارهای یا آنچه میتوان «آگاهی کهکشانی» نامید، برخورد میکنند.
این باد میانستارهای بخشی از موجود پلاسمایی کهکشان است که در برخی متون باستانی گنوسی پلروما (Pleroma) نامیده شده است.
پلروما، تجلی نور خورشید مرکزی کهکشان است و نور را به سراسر کهکشان منتقل میکند.
این میدان میانستارهای، در حقیقت، اقیانوسی از عشق است.
بنابراین هنگامی که این موجود آسیبدیدهٔ منظومه شمسی، یعنی همان «اختاپوس»، با این اقیانوس عشق روبهرو میشود، فرآیند درمان آغاز میشود. این یکی از راههای توصیف این پدیده است.
منطقهای که این فرآیند در آن رخ میدهد همان هلیوپاز است. به همین دلیل در سالهای اخیر توجه زیادی به هلیوپاز معطوف شده است.
هر اتفاقی که در آن ناحیه رخ دهد، بهتدریج در سراسر منظومه شمسی گسترش پیدا میکند و در نهایت، به گفتهٔ من، محرک «رویداد» بر روی سیاره زمین خواهد بود.
بنابراین، تغییراتی که اکنون در مغناطیسسپهر زمین (Magnetosphere)، میدان پلاسمایی زمین و کمربندهای ونآلن (Van Allen Belts) مشاهده میشود، از دیدگاه من، نتیجه مستقیم آن چیزی است که هماکنون در هلیوپاز در حال وقوع است.
راب:
بسیار خوب. دوستان، دکتر فرد بل (Fred Bell) حدود پانزده سال پیش در کتاب خود با عنوان «Rays of Truth – Crystals of Light» (پرتوهای حقیقت – بلورهای نور) درباره این موضوع صحبت کرده بود.
او توضیح میداد که ما در میان موجودات گوناگونی زندگی میکنیم. ما خود یک موجود زنده هستیم و همزمان از میلیاردها موجود زنده مانند باکتریها نیز میزبانی میکنیم. به همین ترتیب، سیارهٔ زمین نیز موجودی زنده است که بخشی از منظومهٔ شمسی محسوب میشود.
او خورشید را به غدهٔ صنوبری (Pineal Gland) تشبیه میکرد، در حالی که زمین را چاکرای قلب میدانست. همچنین خورشید منظومهٔ ما را چاکرای قلب در سامانهٔ محلی میدانست که در آن، خوشهٔ پروین (Pleiades) نقش غدهٔ صنوبری را دارد.
به گفتهٔ او، همهٔ اینها به حیات واحدِ ابرخوشهٔ مرکزی جهان، از طریق خورشید مرکزی کهکشان که او آن را «آلوهائه» (Alohae) مینامید، متصل هستند. سپس این انرژی به خورشید منتقل میشود و از آنجا به زمین میرسد.
او همچنین معتقد بود که آگاهی انسانهای زمین نقش مهمی در این فرآیند دارد و ما این توانایی را داریم که با هماهنگی با این نیروی حیات، از وقوع برخی رویدادهای فاجعهبار بزرگ جلوگیری کنیم. زمین نیز با این نیروی حیات در حالت تشدید (رزونانس) قرار دارد.
کبرا، آیا با این دیدگاه موافق هستید که انسانهای روی زمین بر رابطهٔ میان زمین و نحوهٔ واکنش آن به امواج و تابشهای منظومهٔ شمسی تأثیر میگذارند؟
---
کبرا:
بله، البته. زیرا هر آگاهی بر هر آگاهی دیگری تأثیر میگذارد.
من معتقدم هر سلول و هر موجود زنده در کهکشان نیز در آنچه اینجا رخ میدهد سهمی دارد.
همانطور که پیشتر گفتم، هرگاه فرآیند درمان و شفابخشی بر سطح زمین رخ دهد، امواج عظیمی از انرژی در سراسر کهکشان ایجاد میشود، زیرا زمین نقطهٔ کانونی حلوفصل ناهنجاری کیهانی (Cosmic Anomaly) است.
اینکه سیارهٔ زمین بهعنوان این نقطهٔ کانونی انتخاب شده، تصادفی نبوده است؛ بلکه توسط یک معمار کیهانی بسیار تکاملیافته چنین طراحی شده است تا به محل تلاقی و همگرایی نژادهای مختلف تبدیل شود؛ جایی که فرهنگهای بسیار متفاوت کهکشانی بتوانند با یکدیگر تعامل کنند و این ناهنجاری کیهانی را برطرف سازند.
به همین دلیل همه میخواستند به اینجا بیایند.
به همین دلیل دراکوها آمدند.
به همین دلیل اوریونیها آمدند.
به همین دلیل پلیدین ها آمدند.
همه میخواستند در این تجربه سهیم باشند و در عمیقترین سطح، همگی میخواستند در حل این ناهنجاری کیهانی مشارکت کنند.
اکنون در مراحل پایانی این فرآیند قرار داریم و آنچه در اینجا رخ میدهد، نقطهٔ تمرکز کل کهکشان برای حل این مسئله و بازگرداندن تعادل به کهکشان است.
در حقیقت، یک پیشگویی کهن کهکشانی وجود دارد که از زمانی سخن میگوید که سراسر کهکشان در نور قرار خواهد گرفت؛ زمانی که شبکهٔ کهکشانی نور کامل میشود.
سیارهٔ زمین و منظومهٔ شمسی، آخرین بخشهایی هستند که باید به این شبکهٔ کهکشانی نور ملحق شوند.
و همه در انتظارند که این دگرگونی بهطور کامل تحقق یابد.
---
راب:
درست است، و ما نیز میتوانیم بخشی از این دگرگونی باشیم.
کوری گود ، اگر مایل باشید درباره صحبت من درباره خورشید یا مطالب کبرا نظری بدهید.
---
کوری:
بله. آنچه اکنون روی زمین در حال رخ دادن است، همزمان در سیارات متعددی در میان ۵۲ ستارهٔ خوشهٔ ستارهای محلی ما نیز در جریان است.
هلیوپاز منظومهٔ شمسی ما به هلیوپاز آلفا قنطورس (Alpha Centauri) متصل میشود و از همانجا ادامه مییابد.
بنابراین این ستارهها در خوشهٔ محلی ما، علاوه بر اتصال از طریق شبکهٔ کیهانی (Cosmic Web)، از نظر فیزیکی نیز ارتباط مستقیم با یکدیگر دارند.
در این خوشهٔ ستارهای، گروههای دراکو و گروههای دیگر در سیارات مختلف همان مشکلاتی را ایجاد کردهاند که در منظومهٔ شمسی ما نیز به وجود آوردهاند.
بنابراین، رویدادهای مشابهی در بسیاری از سیارات این خوشه در حال وقوع است.
همهٔ این فرآیندها به یکدیگر مرتبط هستند و در نهایت باید مانند یک سمفونی عظیم و زیبای کیهانی در کنار هم قرار گیرند.
ما بیشتر بر آنچه در منظومهٔ شمسی خودمان میگذرد تمرکز کردهایم و اطلاعات زیادی درباره آن دریافت کردهایم.
اما خوشهٔ ستارهای محلی ما مدتهاست که مسئلهای مهم برای کهکشان بوده و اکنون این وضعیت در حال اصلاح شدن است.
---
راب:
بنابراین اتفاقات زیادی در حال وقوع است و شاید بهترین کاری که بیشتر ما میتوانیم انجام دهیم این است که روی زندگی خودمان تمرکز کنیم و ارتعاش آگاهیمان را بالا ببریم.
همهٔ این مطالب بسیار جالب است.
کوری، شاید اطلاع نداشته باشید، اما کبرا سند بسیار مهمی منتشر کرده که من و بسیاری از افراد با آن ارتباط برقرار کردهایم.
نام آن قانون کهکشانی«کدکس کهکشانی» (Galactic Codex) است.
میتوان آن را چیزی شبیه قوانین همورابی، یک منشور اخلاقی یا حتی ده فرمان دانست.
در واقع، این سند مجموعهای از اصولی است که گفته میشود در سراسر کهکشان به کار گرفته میشود و بر پایهٔ آن، حق انتخاب آزاد سیارات تعیین میشود.
از کبرا میخواهم این قانون را برای شما توضیح دهد و سپس دوست دارم بدانم آیا شما نیز درباره چنین چیزی شنیدهاید یا نه.
برای بسیاری از ما، از جمله خود من، این قانون کاملاً معتبر است؛ اما بارها نقض شده است و به همین دلیل اکنون با برخی از گروههای فرازمینی واپسگرا درگیر هستیم.
---
کوری:
بله، من درباره چنین فرمانها یا منشورهایی شنیدهام. البته این قوانین در هر منظومهٔ شمسی و برای هر فرهنگ، بسته به روند تکامل آن، ممکن است اندکی با یکدیگر تفاوت داشته باشند.
اما اصول بنیادی و ریشهٔ همهٔ آنها تقریباً یکسان است.
---
راب:
کبرا، آیا میتوانید درباره قانون کهکشانی یا کدکس کهکشانی (Galactic Codex) توضیح دهید؟
آیا این یک قانون واحد برای سراسر کهکشان است، یا از منظومهای به منظومهٔ دیگر تفاوت دارد؟
کبرا:
بسیار خوب. از دیدگاه من، تکامل معنوی کهکشان از مرکز کهکشان آغاز میشود. در اطراف خورشید مرکزی، بیشترین میزان نور وجود دارد و همانجا بود که آنچه «تمدن مرکزی» نامیده میشود، تکامل یافت. هنگامی که این تمدن در سراسر کهکشان گسترش یافت، شبکهای از نور را ایجاد کرد و به رشد و تکامل دیگر نژادهای کهکشانی یاری رساند.
در این روند، آنها به این درک رسیدند که نوعی قانون درونی وجود دارد؛ قانونی که در هیچ کتابی نوشته نشده، بلکه بخشی از ذات هستی است؛ قانونی که توضیح میدهد چگونه جوامع گوناگون، با وجود تفاوتهایشان، میتوانند در کنار یکدیگر زندگی و همکاری کنند.
«کدکس کهکشانی» که در وبلاگم منتشر کردهام، صرفاً برداشتی از همین حقیقت درونی است؛ برداشتی که با ذهن انسان قابل درک باشد. به باور من، حقیقت بنیادین در سراسر کهکشان یکسان است، اما هر موجود، متناسب با سطح تکامل و میزان درک خود، آن را به شکلی متفاوت تفسیر میکند. با این حال، برخی اصول اساسی در همه جا مشترک هستند.
درباره اصل «عدم مداخله» بسیار صحبت شده است، گویی که قانونی کیهانی و تغییرناپذیر است؛ اما از دیدگاه من چنین نیست. این اصل صرفاً بهانهای بود که آرکونها برای ادامه اشغال سیاره زمین از آن استفاده کردند.
آنچه واقعاً باید رخ دهد این است که اگر موجودی در سیارهای خواهان برقراری ارتباط باشد، آن ارتباط باید امکانپذیر شود.
دلیل اینکه تاکنون چنین تماسی با مردم زمین برقرار نشده، از نظر من «قانون عدم مداخله» نیست، بلکه این است که فرد یا گروهی این تماس را متوقف کرده و همچنان مانع آن میشود. اگر مردم این موضوع را درک کنند، گامی بسیار بزرگ به سوی افشای کامل (Full Disclosure) برداشته خواهد شد.
افشای کامل تاکنون رخ نداده، نه به این دلیل که هیچ موجودی در جهان مایل به تماس با ما نیست، بلکه به این دلیل که کسی با گروگان گرفتن بشریت، مانع این ارتباط شده است.
هنگامی که این وضعیت پایان یابد، تماس کامل برقرار خواهد شد. این یک قانون طبیعی است و حق ذاتی ماست. ما حق داریم با برادران و خواهران ستارهای خود گفتگو کنیم و با آنان تعامل داشته باشیم. این حق الهی ماست و من برای تحقق آن تلاش میکنم.
---
راب:
کوری، آیا میتوانی درباره صحبتهای کبرا نظر بدهی؟ او میگوید دلیل عدم تماس موجودات فرازمینی با انسانها، احترام به اختیار انسان نیست، بلکه مسئلهای امنیتی است و بشریت در نوعی وضعیت گروگانگیری قرار دارد. دیدگاه تو چیست؟
---
کوری:
در «ابر فدراسیون»، قوانین مربوط به اختیار آزاد اهمیت دارند و همواره به آنها اشاره میشود؛ اما این قوانین کاملاً سختگیرانه نیستند و راههایی برای دور زدن آنها وجود دارد.
اگر به این واقعیت نگاه کنیم که طی دهها هزار سال، تا همین اواخر، نبردهای آشکاری در آسمان زمین و بر فراز تمدن در حال رشد بشر رخ میداد و این وضعیت تا زمان امضای توافقهایی پس از دوران حضرت محمد ادامه داشت، این خود نشان میدهد که بارها در روند تکامل ژنتیکی، معنوی و اجتماعی بشر بهطور مستقیم مداخله شده است.
---
راب پاتر :
دقیقاً. یکی از مقالاتی که بارها منتشر کردهام و امیدوارم مردم آن را مطالعه کنند، «پروندههای TerraKor – مروری بر وضعیت اومگانها» است.
در آن مقاله گفته میشود که علت امضای این توافقنامهها این بود که هم فدراسیون کهکشانی، هم اتحادها و هم برخی گروههای فرازمینی تاریک و واپسگرا، درگیر نبردهای بسیار بزرگی شده بودند که هر دو طرف خسارتهای سنگینی متحمل شدند. به همین دلیل، اکنون به هر قیمتی میخواهند از آغاز دوباره چنین جنگی جلوگیری کنند.
آیا هر دو شما موافقید که به همین علت است که حتی گروههای متخاصم نیز میتوانند در ماه پایگاههای خود را در کنار یکدیگر داشته باشند و تا حدی به قلمرو یکدیگر احترام بگذارند؟ البته شنیدهام که گاهی نفوذها و درگیریهایی نیز میان این پایگاهها رخ میدهد.
---
کوری گود : واقعاً؟ روی ماه؟
---
راب پاتر :
بله، روی ماه. گفته میشود در آنجا هم پایگاههای گروههای مثبت وجود دارد و هم پایگاههای نازیها، دراکوها، فدراسیون کهکشانی، پلیدین ها و دیگر گروهها. آیا این درست است؟
---
کوری گود :
بله، انواع مختلفی از سفارتخانهها و پایگاهها در آنجا وجود دارد. بخش بزرگی از ماه در کنترل گروههای منفی است، اما بهدلیل توافقهایی که امضا شده، بهویژه در مورد ماه، وضعیت خاصی برقرار است.
ماه تا حدی شبیه جنوبگان است؛ مناطق مختلف آن میان گروههای گوناگون تقسیم شده و به نوعی منطقهای دیپلماتیک محسوب میشود.
البته در جنوبگان هنوز درگیریهایی وجود دارد، اما روی ماه تنها گروهی که بهطور آشکار حمله یا اقدام خصمانه انجام دادهاند، خود ما انسانها بودهایم.
برخی از شاخههای نظامی «برنامههای فضایی مخفی ssp» بارها تجهیزات و مأموریتهایی را به سوی ماه فرستادهاند و تنها آنها اقدامات خصمانه آشکار انجام دادهاند.
در آنجا تعادلی بسیار شکننده برقرار است و هیچیک از این گروهها مایل نیستند با اقدامی نسنجیده، این تعادل را بر هم بزنند.
---
راب پاتر :
درست است. هیچکدام از آنها نمیخواهند درگیری به جنگی تمامعیار تبدیل شود که بتواند سراسر منظومه شمسی یا حتی ابعاد کهکشانی پیدا کند.
کبرا، نظر شما درباره روابط دیپلماتیک در ماه و این آتشبس شکنندهای که میان گروههای مختلف برقرار است چیست؟
کبرا :
بسیار خوب. ابتدا وضعیت روی سطح زمین را توضیح میدهم.
بله، درست است که توافقنامههای متعددی امضا شدهاند، زیرا اگر این توافقها رعایت نمیشدند، دو اتفاق همزمان رخ میداد: از یک سو، خزندگان (Reptilians) آشکارا کودکان را شکار میکردند و از سوی دیگر، پلیدین ها (Pleiadians) قربانیان حوادث، مانند تصادفات رانندگی، را بهطور علنی نجات میدادند.
وقوع همزمان چنین رویدادهایی میتوانست به واکنشهای بسیار شدید و غیرقابلکنترل منجر شود؛ بنابراین چنین وضعیتی مطلوب نبود.
به همین دلیل، این توافق شکننده شکل گرفت. بخشی از این توافق برای محافظت از ما، بهویژه کارگران نور (Light Workers) و جنگجویان نور (Light Warriors) بود. اما از سوی دیگر، همین توافق از شناختهشدهترین اعضای کابال نیز محافظت میکرد. بنابراین این توافق، هر دو طرف را در بر میگرفت.
این توافق ناپایدار تاکنون تا حد زیادی از سوی همه طرفها رعایت شده است، هرچند نه بهطور کامل. در طول این سالها، تخلفاتی از هر دو سو رخ داده است.
به باور من، این توافق تا زمان رخداد (The Event) پابرجا خواهد ماند؛ زمانی که سطح سیاره زمین آزاد شود.
همچنین میتوانم تأیید کنم که آنچه کوری گود درباره وضعیت ماه توصیف کرد، تا همین اواخر در ماه جریان داشت. البته نمیتوانم تأیید کنم که اکنون نیز دقیقاً همان شرایط برقرار است.
در آنجا گروههای مختلف دارای مناطق مشخص و مرزهای نسبتاً سختگیرانهای بودند که باید به آنها احترام میگذاشتند. زیرا در غیر این صورت، احتمال وقوع نابودی متقابل تضمینشده وجود داشت.
اکثر نژادها و جناحها به این نتیجه رسیده بودند که چنین گزینهای ایمن نیست؛ بنابراین ترجیح میدادند از درگیری مستقیم و آشکار پرهیز کنند، زیرا میدانستند که چنین جنگی میتواند پایان کار همه آنها باشد.
---
رابرت پاتر :
بله، واقعاً تأسفآور است که منظومه شمسی ما تا این اندازه بازتابی از وضعیت زمین شده است. حتی وجود مرزها روی ماه نیز ناراحتکننده است. امیدوارم این وضعیت در آینده حل شود.
ابتدا این سؤال را از کوری گود میپرسم و سپس از کبرا.
سؤالهای زیادی درباره ماه مطرح شده است. ماه همیشه یک روی خود را به زمین نشان میدهد و بهنظر میرسد وضعیت چرخش ویژهای دارد.
کوری گود، روایت تو درباره تاریخچه ماه چیست؟ آیا ماه یک سازه مصنوعی است؟ آیا از جای دیگری به این منظومه آورده شده است؟ آیا در اصل یک سفینه فضایی بوده است؟ از دیدگاه تو، تاریخچه ماه و علت این مدار قفلشده چیست؟
---
کوری گود :
از دیدگاه اطلاعاتی که دریافت کردهام، ماه در اصل یک جرم طبیعی بود، اما بعدها داخل آن تخلیه شد و به یک کشتی عظیم یا آرک (Ark) تبدیل گردید.
این سازه احتمالاً بخشی از شبکه دفاعی اولیهای بود که توسط آنچه «نژاد سازندگان باستان» (Ancient Builder Race) نامیده میشود، ایجاد شده بود. این شبکه تا زمانی فعال بود که آنچه از آن با عنوان ابرزمین (Super Earth) یاد میشود، نابود شد.
با نابودی آن سیاره، شبکه دفاعی اطراف منظومه شمسی نیز از کار افتاد؛ شبکهای که علاوه بر منظومه ما، از منظومههای دیگر در خوشه ستارهای محلی نیز محافظت میکرد.
پس از فروپاشی این سامانه، گروههای مختلفی که آنها را «نژادهای کشاورز ژنتیکی» مینامند، وارد این منطقه شدند و شروع به دستکاری ژنتیکی انسانها و انجام آزمایشهای مختلف کردند.
ببخشید... سؤال اصلی چه بود؟ کمی از موضوع اصلی دور شدم.
---
راب پاتر :
اشکالی ندارد، در واقع پاسخ سؤال را تا حد زیادی دادی.
پس از دیدگاه تو، ماه در اصل یک جرم طبیعی بوده که بعداً درون آن خالی شده و احتمالاً توسط سازندگان باستان به یک آرک یا سازه عظیم تبدیل شده است.
---
کوری گود :
بله، البته باید بگویم اطلاعات متناقضی درباره منشأ ماه وجود دارد.
گروههای مختلفی که در مأموریتهای باستانشناسی ماه شرکت کردهاند، بر اساس یافتههای خود و همچنین باورهای فرهنگی یا مذهبیشان، تفسیرهای متفاوتی ارائه دادهاند.
به همین دلیل، روایتهای گوناگونی درباره ماه وجود دارد و اتفاق نظر کاملی در این زمینه دیده نمیشود.
---
راب:
بسیار خوب. کبرا، اکنون مایلم نظر شما را درباره منشأ و ماهیت ماه بدانم. آیا دیدگاه شما با توضیحات کوری گود همخوانی دارد یا برداشت متفاوتی از تاریخچه ماه دارید؟
کبرا :
ماه یک جرم طبیعی است که مدار آن بهصورت قفلشده با زمین هماهنگ شده است و این پدیده در بسیاری از منظومههای شمسی، امری طبیعی به شمار میرود.
ماه توخالی نشده است، اما درون آن بهصورت شبکهای از تونلها درآمده است. به بیان دیگر، در زیر سطح ماه تونلهای متعددی حفر شدهاند. بسیاری از این تونلها از گسترش لولههای طبیعی گدازه (Lava Tubes) به وجود آمدهاند و در کنار آنها شهرهای زیرزمینی ساخته شده است.
تمدنهای مختلف در دورههای طولانی از این تونلها و شهرهای زیرزمینی استفاده کردهاند.
بنابراین، از دیدگاه من، ماه یک قمر طبیعی است و ذاتاً چیزی مصنوعی نیست، هرچند در طول تاریخ خود برای اهداف گوناگونی مورد استفاده قرار گرفته است.
---
راب:
بسیار خوب. از هر دوی شما سپاسگزارم. سؤال بعدی بیشتر خطاب به کوری است، اما اگر لازم باشد کبرا هم میتواند نظر بدهد.
کوری گود ، ما قبلاً درباره این موضوع صحبت کردهایم. این پرسش از سوی یکی از مخاطبان مطرح شده است.
در روایتهایی که تاکنون ارائه کردهای، بیشتر درباره ICC، نفوذ نازیها، ناوگان تاریک (Dark Fleet) و اتفاقاتی که در «ابر فدراسیون» (Super Federation) دیدهای صحبت کردهای.
میدانم که در گفتوگوهای خصوصیمان گفتهای با برخی از این گروهها تعامل داشتهای، اما بعضی مخاطبان احساس میکنند که در روایت تو کمتر به وجود یک کنفدراسیون کهکشانی مثبت اشاره میشود.
بنابراین سؤال این است:
«به نظر میرسد کوری میگوید نژادها و فدراسیونهای فرازمینی متعددی با اهداف مختلف وجود دارند، اما کمتر درباره یک کنفدراسیون کهکشانی مثبت که برای نور فعالیت میکند صحبت میکند؛ بهجز اشاره به اتحاد موجودات کروی (Sphere Being Alliance).
کوری، آیا تو به وجود یک کنفدراسیون مثبت کهکشانی باور داری؟ آیا تعداد آنها از گروههای منفی بیشتر است؟ و ارزیابی تو از اقدامات آنها چیست؟ آیا واقعاً خیرخواه هستند؟»
---
کوری گود :
باز هم با همان برچسبهای «مثبت» و «منفی» روبهرو هستیم.
«ابر فدراسیون» در واقع یک ابرساختار است که از فدراسیونهای متعددی تشکیل شده و هر یک از آن فدراسیونها نیز شامل صدها یا حتی هزاران منظومه شمسی هستند.
بنابراین کاملاً ممکن است برخی از گروههایی که مردم روی زمین از آنها با نامهایی مانند «کنفدراسیون کهکشانی» یاد میکنند، بخشی از همین ابر فدراسیون باشند؛ اما آنها هرگز خود را با همان نامهایی که در اینترنت یا میان مردم زمین رایج است، معرفی نکردهاند.
همانطور که قبلاً گفتهام، برخی از این گروهها از دیدگاه ما رفتارهایی دارند که میتوان آنها را مثبت دانست. آنها واقعاً مایلاند به پیشرفت ما کمک کنند، هرچند خودشان نیز اهداف و برنامههای خاص خود را دارند؛ همانگونه که هر تمدنی اهداف خود را دنبال میکند.
در مقابل، برخی دیگر چندان مخالفتی ندارند که انسانها با موجوداتی جایگزین شوند که از نظر آنها سرپرستان مسئولتر و شایستهتری برای این سیاره باشند.
بنابراین طیف دیدگاهها و انگیزهها در میان اعضای ابر فدراسیون بسیار گسترده است.
اما در مجموع، بیشتر آنها از دیدگاه ما موجوداتی هستند که میتوان آنها را مثبت تلقی کرد. آنها خواهان پیشرفت بشر هستند.
ما بخشی از آنچه آنها «آزمایش بزرگ» (Grand Experiment) مینامند، هستیم و اگر آنها بخواهند خودشان به مراحل بالاتری از تکامل برسند، لازم است ما نیز پیشرفت کنیم.
این بهترین توضیحی است که در حال حاضر میتوانم درباره این موضوع ارائه دهم.
راب پاتر :
بسیار خوب، متشکرم. به یاد آوردم که کبرا قبلاً درباره گانیمد (Ganymede) صحبت کرده بود و همچنین دوست من، لوئیس، گفته بود که به این قمر مصنوعی سفر کرده است.
او آنجا را مکانی برای آموزش راهنمایان و آموزگاران توصیف میکرد؛ گروهی که روحیهای سرشار از محبت و مراقبت، شبیه عشق مادری، دارند.
او میگفت زمین مانند زخمی در پیکر کهکشان است و آنها تلاش میکنند با هدایت و آموزش آگاهی انسان، این زخم را درمان کنند.
بنابراین وقتی از واژه «منفی» استفاده میکنم، میدانم که این یک قضاوت ارزشی است و مفاهیمی مانند خوب و بد نسبی هستند.
اما منظور من مشخصاً گروههایی است که با دولتها همکاری میکنند و از برنامههایی مانند Agenda 21 و سیاستهای کاهش جمعیت حمایت میکنند.
---
کوری گود :
«ابر فدراسیون» در سطحی بسیار بالاتر از این مسائل فعالیت میکند.
بیشتر افرادی که در برنامههای فضایی مخفی (Secret Space Programs) حضور دارند، حتی از وجود این گروهها اطلاع ندارند.
آنها عمدتاً با گروههایی سروکار دارند که بهطور مستقیم با آنها در ارتباط هستند؛ مانند گروههای دراکو و برخی دیگر از تمدنهایی که حضور فعالی دارند، اما نقش پررنگی در ابر فدراسیون ایفا نمیکنند.
---
راب پاتر :
دقیقاً. منظورم این است که وقتی واژه «منفی» را به کار میبرم، قصد ندارم یک نژاد کامل را ذاتاً شرور بدانم یا امکان تغییر و تحول را از آنها سلب کنم. منظورم گروههایی است که، از دیدگاه من، کدکس کهکشانی را نقض میکنند.
به نظر میرسد بسیاری از مخاطبان مایلاند اطلاعات بیشتری درباره تجربههای شخصی تو بدانند؛ مثلاً اینکه:
- با چه گروههایی ملاقات کردهای؟
- آنها چه دیدگاهی داشتهاند؟
- چه چیزهایی به تو گفتهاند؟
- و چه برنامههای مثبتی برای آینده دارند؟
آیا میتوانی درباره این موضوع اطلاعات بیشتری ارائه کنی؟
---
کوری گود :
بخشی از این اطلاعات را قبلاً منتشر کردهام و بخش دیگری نیز قرار است در برنامه (افشای کیهانی) Cosmic Disclosure منتشر شود.
البته در حال حاضر مشغول بازبینی و ویرایش آن مطالب هستیم.
در نسخه اولیه، جزئیات زیادی درباره افراد، عملیات و رویدادها ارائه کرده بودم؛ اطلاعاتی که در ابتدا به من گفته شده بود انتشار آنها مشکلی ندارد.
اما بعداً مشخص شد که برخی از آن گروهها از انتشار آن جزئیات رضایت ندارند.
به همین دلیل، هنوز لازم است درباره اینکه چه اطلاعاتی را میتوانم منتشر کنم و چه چیزهایی را نباید بیان کنم، با احتیاط بیشتری عمل کنم.
بهویژه در مورد اتفاق اخیر میان من و گونزالس (Gonzales)؛ حادثهای که طی آن توسط یک جناح رقیب بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتم.
این ماجرا باعث ایجاد تنشها و مشکلات بیشتری میان من و ائتلاف برنامه فضایی مخفی (SSP Alliance) شده است.
به همین دلیل، باید مراقب باشم و بیش از این وضعیتِ از قبل پرتنش را پیچیدهتر نکنم.
---
راب:
کبرا، مایلم نظر شما را درباره این موضوع بدانم.
دیدگاه شما درباره رابطه میان اتحادهای مثبت و منفی چیست؟
آیا این گروهها واقعاً با یکدیگر در ارتباط و مذاکره هستند؟
شما قبلاً گفته بودید که دراکوها معمولاً در این مذاکرات شرکت نمیکنند و تمایلی به تعامل ندارند.
کبرا:
ابتدا باید بگویم که یک کنفدراسیون کهکشانی مثبت وجود دارد. این کنفدراسیون برای من کاملاً واقعی است؛ زیرا به گفتهٔ من، اعضای آن بارها جانم را نجات دادهاند. بنابراین، دستکم از دیدگاه شخصی من، وجود آنها حقیقت دارد. نژادهای بسیاری عضو این کنفدراسیون ( یا فدراسیون) هستند.
از نگاه من، این قدرتمندترین گروه در کهکشان است، زیرا در واقعیتی مبتنی بر عشق کیهانی زندگی میکنند. آنها هیچ انگیزه یا دستورکار منفی ندارند. تنها خواستهشان این است که همهٔ موجودات نیز همان تجربهٔ عشق و هماهنگی را داشته باشند. گرایش طبیعی آنها گسترش این عشق و آگاهی در سراسر کهکشان و کمک به درمان ناهنجاریای است که در این بخش از جهان وجود دارد. این، انگیزهٔ اصلی آنهاست.
با گسترش شبکهٔ نور کهکشانی، نژادهای بیشتری از طریق فرایند همگرایی به این شبکه میپیوندند. در این روند، حاکمیت و تمامیت هر تمدن محترم شمرده میشود و همه بهعنوان اعضایی برابر در فرایند تکامل کهکشانی مشارکت میکنند.
تمدنهایی که تمایلی به همکاری ندارند، معمولاً دارای دستورکارهای خاص خود هستند؛ بهویژه نژادهایی که به دنبال سلطه بر دیگراناند، مانند دراکوها (Dracos).
همچنان مذاکراتی با دراکوها انجام میشود، اما شیوهٔ مذاکرهٔ آنها بیشتر بر تحمیل خواستههای خود استوار است تا یافتن راهحل مشترک. ازاینرو، در مقطعی لازم است با آنها برخورد شود و در شرایطی قرار گیرند که دیگر نتوانند به سایر نژادها آسیب برسانند؛ زیرا با چنین رفتارهایی، آنچه من قانون کهکشانی یا کدکس کهکشانی (Galactic Codex) مینامم، نقض میشود.
هر نژادی که از مرزهای قابلقبول فراتر رود و به دیگران آسیب وارد کند، باید با پیامدهای آن روبهرو شود. و از دیدگاه من، اکنون نیز با آن دسته از نژادهایی که در منظومهٔ شمسی از این مرزها عبور کردهاند، در حال برخورد است. به همین سادگی.
رابرت پاتر :
کبرا، با توجه به نیروی عظیمی که قرار است وارد عمل شود و این نیروهای منفی را خنثی کند، شاید با استفاده از فناوری «ائتلاف کرههای آبی (Blue Sphere Alliance)» که ظاهراً توانایی دفع آنها را دارد، چه اتفاقی برای این نژادهای منفی خواهد افتاد؟ آیا واقعاً دستگیر خواهند شد؟ پیشتر گفتهایم که برخی از آنها به خورشید مرکزی فرستاده میشوند تا روحشان بازتنظیم شود. آیا ممکن است بعضی از آنها از این فرایند بگریزند و در بخشهای دیگری از کهکشان به فعالیت خود ادامه دهند؟ یا قرار است برخی از این موجودات در جهانهای دیگر در وضعیت قرنطینه قرار گیرند تا فرصت اصلاح و رشد پیدا کنند؟ در نهایت، چه سرنوشتی در انتظار آنهاست؟ آیا باید یک میلیون سال دیگر دوباره با چنین وضعیتی روبهرو شویم؟
کبرا:
خیر. این مرحله، آخرین فرایند پاکسازی کهکشان است. به تمام موجودات آگاه و صاحب ارادهای که به آن نژادها تعلق دارند، فرصت انتخاب داده خواهد شد. اگر بخواهند همکاری کنند، از آنها حمایت و به آنها کمک خواهد شد. تاکنون نیز بارها تلاشهای مثبتی انجام شده تا به آنها فرصت داده شود درباره مسیر خود بیندیشند و دریابند که مسیر مثبت، منطقیتر و هماهنگتر است.
اما اگر نخواهند همکاری کنند، باید از فرایند بازسازی و دگرگونی عبور کنند؛ زیرا تاریکی تنها برای دورهای مشخص در تاریخ جهان نقشی داشته است و آن دوره اکنون تقریباً به پایان رسیده است. برای آنها بازی به پایان رسیده است. تاریکی دیگر هیچ نقشی در روند تکامل ندارد و صرفاً یک ناهنجاری است که باید اصلاح شود.
راب پاتر :
بسیار سپاسگزارم. کوری گود ، کبرا نگاه بسیار امیدوارکنندهای به آینده دارد. با توجه به اطلاعاتی که از موجودات «کرههای آبی» دریافت کردهای، آیا تو نیز همین اطمینان را داری که این وضعیت یکبار برای همیشه درمان خواهد شد و آزادی سیاره زمین آغازگر یک پاکسازی و شفای سراسری در مقیاس کهکشانی خواهد بود؟
کوری گود :
بله، دقیقاً به همین دلیل آنها اینجا هستند. این هدف و مأموریت آنهاست. بنابراین من نیز ایمان و باور دارم که در نهایت، نتیجه همین خواهد بود.
راب پاتر :
بسیار خوب دوستان، این پایان بخش دوم گفتوگوی ما با کوری و کبرا بود. امیدوارم از این مصاحبه لذت برده باشید. همچنین خوشحالیم اعلام کنیم که هر دوی آنها پذیرفتهاند در آینده بار دیگر در یک مصاحبه مشترک شرکت کنند. اجازه میدهیم مدتی بگذرد و سپس دوباره این گفتوگو را ادامه خواهیم داد. هر دو برنامههای بسیار فشردهای دارند و هماهنگ کردن این دیدار آسان نبود، اما دوباره این کار را انجام خواهیم داد.
پیروزی نور! (Victory of the Light!)
لینک منبع یادداشت ها :
Joint Cobra / Corey Goode Interview by Rob Potter Part1
http://2012portal.blogspot.com/2016/05/joint-cobra-corey-goode-interview-by.html?m=1
Part 2
http://2012portal.blogspot.com/2016/06/joint-cobra-corey-goode-interview-by.html?m=1
(وبسایتها)
- راب پاتر: وبسایت thepromiserevealed.com
- کبرا: وبلاگ 2012portal.blogspot.com
- کوری گود: وبسایت spherebeingalliance.com
---







نظرات
ارسال یک نظر